قبلا یه جا خونده بودم هرکس رفته سر مزار شهید سجاد زبرجدی هیچوقت دست خالی برنگشته،ولی هرموقع حاجتی مشکلی داشتم یادم میرفت به ایشون توسل کنم
دیروز یه مشکل خیلی کوچیک و مسخره داشتم انقد کوچیک که اگه بگم بهم میخندین:)
همین مشکل کوچیک اعصاب منو یه روز کامل بهم ریخته بود،
از قضا اون روز خونه مامانبزرگم بودم،
عکس شهید خونه مامانبزرگم بود برداشتم دیدم پشتش وصیت نامه شهید نوشته خوندمش
(فقط اون قسمت که گفت فراموشم نکنید
هر درد و دل و مشکلی دارید به من بگید🥺)
گفتم بزار بهش بگم مشکلمو صدای اذون هم میومد،و بعد از یک ساعت مشکلم حل شد،به همین سادگی و راحتی!🥹✨️
شماهم بهش توسل کنید همین الان، نه که باشه برای بعد
یه فاتحه هم برای شادی روحش بخونید🫂🍃
@MASTOOR133
حجرهیمستور🎒
حتی پارسال(۱۴۰۴) اربعین خیلی دلم میخواست برم کربلا به ریحانه سادات توسل کردم گفتم ببین اگه کربلا رو نتونستی جور کنی مشهد رو برام جور کن خیلی وقته نرفتم دوست دارم برم ودقیقا شب اربعین مشهد بودیم🥲💗
@MASTOOR133
هدایت شده از سید کاظم روح بخش
همسایه، منو میبخشی؟
به کسی نمیگفتم با شما همسایهایم. سعی میکردم طوری باشم که شبیه شما نباشم. وقتی مغازهدار محله میگفت: «با این همه نگهبان آسایش کل محل رو گرفتن.» سکوت میکردم که یعنی موافقم. وقتی راننده تاکسی من را پیاده میکرد و میگفت: «خودش رو قایم کرده چهل طبقه زیرزمین.» حرفشان را باور میکردم.
آن روزی که محله را زدند صبح زود رفته بودم سرکار. یقین داشتم فرار کردهاید کشور دیگری یا توی پناهگاهی خارج از شهر. یقینی که یکروز بعد تبدیل به عذابوجدان شده بود. شما همینجا بودید، نزدیک خانهی ما و باقی هممحلیها. حالا با این عذاب چهل روزه چه کنم؟! برای پیداکردن نسبت خودم با شما چه کلمهای جفتوجور کنم؟! همین را مینویسم: «آقاجان! همسایه عزیزم.» اگر همسایهی ناسازگارتان را ببخشید، حق همسایگی را تمام کردهاید؛ درست مثل همان روزی که فهمیدم سالهاست سایهی کسی بالای سرم بوده که من حتی از بردن نامش کنار نام خودم واهمه داشتم. شما در پناهگاه نبودید، شما خودِ پناهگاه بودید.
✍🏻 فاطمهسادات موسوی
#سیدکاظم_روحبخش
https://eitaa.com/joinchat/2334982163C65bbc6af0d
685.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تحلیلهای سیاسی اون فامیلمون که مجبوریم باهاش رفت وآمد کنیم و حرفاشو تحمل کنیم 🚶♀ :
@MASTOOR133