eitaa logo
ماتم میکس|MATAMIX
222 دنبال‌کننده
36 عکس
4 ویدیو
1 فایل
اینجا؟!ماتم میکسِ و وقف آقا علی اکبر³³³ پیج اینستاگرام: MATAMIX_333@ چنل تلگرام: https://t.me/MATAMIX_333 چنل ایتا: https://eitaa.com/MATAMIX چنل روبیکا: Rubika.ir/MATAMIX https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1sfm9rw&btn=ماتم.میکس|MATAMIX
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
با ناباوری زل زدم بهش. دهنم باز مونده بود. -آخه احمق، تو واقعا فکر کردی من ازت خوشم میاد؟ بغضم ترکید و هق‌هقم رفت هوا. +یعنی... یعنی چی؟ یه پوزخند نشست رو لباش و آروم اومد نزدیک‌تر. -فکر کردی عاشق چشم و ابروت شدم که باهات موندم؟... من فقط می‌خواستم تلافی کنم... انتقام بگیرم که خب، گرفتم. داد زدم +لعنتی! این بچه تو شکمم چی؟ این بچه که خودت باعث و بانیش بودی، چی میشه؟ بگووووو با عصبانیت اومد سمتم و....😭 https://eitaa.com/joinchat/2511865379C9824d77bc7
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بنر ساعت 15:20حذف شه🌻 گسترده سه ساعته مانیا 🍃
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
لبه‌ی بالکن وایساده بودم. از پایین، منظره رو نگاه می‌کردم و ته دلم می‌دونستم تا چند دقیقه‌ی دیگه قراره از این دنیا محو بشم. -پریماااهههه! برگشتم سمت صدا. خودش بود… همون کسی که یه روزی عاشقش بودم و یه روزی هم منو رسوند به این نقطه. فقط خیره موندم تو چشم‌هایی که تا یه مدت همه‌ی دنیام بود. -بیا این‌طرف، لطفاً… عصبی خندیدم. +بیام که دوباره له‌م کنی؟ آره؟ خیلی خوبه! یه مکث کردم، بعد با یه سرخوشی تلخ گفتم +چند دقیقه‌ی دیگه… هیچ "پریماهی" وجود نداره. برو، برو پیش عشق جدیدت. زندگی کن. همچنان خیره تو چشماش بودم و دست‌هام کم‌کم میله رو شل‌تر می‌گرفتن که...🔥😢 https://eitaa.com/joinchat/2511865379C9824d77bc7
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بنر ساعت 18:38حذف شه🌻 گسترده سه ساعته مانیا 🍃
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
نفسم بند اومده بود، انگار یه چیزی گلوم رو فشار می‌داد.مهدی... خود محمدمهدی بود! همونی که عاشقش بودم، همونی که فکر می‌کردم دنیامه!سر سفره عقد نشسته بود! احساس کردم پاهام دیگه تحمل وزنم رو ندارن، سست و بی‌جون شدن. با صدایی که انگار از ته چاه درمیومد، لرزون گفتم «مهدی...» یه پوزخند کج رو لباش نشست. انگار حال داغونم براش جالب بود. چشمم افتاد به اون دختر کنارش، دستاشون گره خورده بود. عاقد پرسید «وکیلم؟» و محمدمهدی... فقط گفت «بله.» دنیا رو سرم خراب شد. یه درد وحشتناک توی سینه‌ام پیچید، نفسم کاملا رفت و سیاهی مطلق ...😭😶 https://eitaa.com/joinchat/2511865379C9824d77bc7
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بنر ساعت 2:8حذف شه🌻 گسترده سه ساعته مانیا 🍃