هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بنر ساعت 15:20حذف شه🌻
گسترده سه ساعته مانیا 🍃
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
لبهی بالکن وایساده بودم. از پایین، منظره رو نگاه میکردم و ته دلم میدونستم تا چند دقیقهی دیگه قراره از این دنیا محو بشم.
-پریماااهههه!
برگشتم سمت صدا. خودش بود… همون کسی که یه روزی عاشقش بودم و یه روزی هم منو رسوند به این نقطه. فقط خیره موندم تو چشمهایی که تا یه مدت همهی دنیام بود.
-بیا اینطرف، لطفاً…
عصبی خندیدم.
+بیام که دوباره لهم کنی؟ آره؟ خیلی خوبه!
یه مکث کردم، بعد با یه سرخوشی تلخ گفتم
+چند دقیقهی دیگه… هیچ "پریماهی" وجود نداره. برو، برو پیش عشق جدیدت. زندگی کن.
همچنان خیره تو چشماش بودم و دستهام کمکم میله رو شلتر میگرفتن که...🔥😢
https://eitaa.com/joinchat/2511865379C9824d77bc7
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بنر ساعت 18:38حذف شه🌻
گسترده سه ساعته مانیا 🍃