هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
ــــــ باید چیکار کنم که باور کنی دو.. ست دارم؟
رو ازش گرفتمو به پارکت قهوه ای زل زدم...
ــــــ تو قبلا منو رد کردی علیهان...
صداش اوج گرفت ـــــــ اخه من از کجا میدونستم، داری تقاص چیو ازم میگیری؟
سکوت کردم که جلوم زانو زد ــــــ چرا بهم اعتماد نمی کنی؟
سر تکون دادم ـــــ نمی....
حرفمو قطع کرد و تو یک حرکت... 🙊💕
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بعد از دوسال برمیگرده اما دختری که دوسش داشت با یکی دیگه ازدواج کرده بود... 😨
مجبورا دستشو گرفتمو لبخند زوری ای زدم ـــــ پارسال دوست امسال اشنا، ستاره سهیل شدی علیهان....
سری تکون دادم که برگشت ـــــ راستی همسرمو بهت معرفی نکردم...
با دیدن دختر ریزه میزه ای که پشت سرش بود شوکه بهش خیره موندم ـــــــ دنیز جان این اقا پسر خاله منه، ایشونم دنیز خانوم همسرم....
همسر؟.. امکان نداره اون... اون ...
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بنر ساعت 22:36حذف شه🍃
گسترده سه ساعته مانیا ✨