به گوش ِسیدعلی برسانید دخترانش امروز محکم تر از قبل چادرهای ِخود را بر سر زدند و با صلابت تر از قبل برای ِصهیون رجز خواندند .
صبح شده است آفتاب طلوع کرده است ؛ او دیگر نیست که طلوع این آفتاب را ببیند ؛ من هم دلم نمیخواهد دنیای ِبدون او را ببینم ؛ از این پهلو به آن پهلو میشوم هرثانیه چهرهی ِنورانیاش پیش ِچشمانم نقش میبندد ؛ اشکهایم تمام نمیشود ؛ همهی حرفها صدای آرامش بخش او در ذهنم تکرار میشود ؛ فکر انتقام هستم ؛ اصلا نمیتوانم رفتن او را باور کنم ؛ دلم نمیخواهد باور کنم که او نیست ؛ هنوز هم به خودم دلداری میدهم و میگویم شاید او بیاید و بگوید که به خاطر جنگ مجبور به گفتن این خبر شده ایم ؛ ولی زهی خیال ِباطل او رفته است ؛ او به آرزوی ِدیرینه اش رسیده است ؛ حال کم کم لباس عزای ِجد غریباش را از کمد بیرون میآورم باورم نمیشود هی با خودم تکرار میکنم من قرار بود پیش مرگت شوم شما چرا زودتر از من رفتی ؟! ؛ دلم از نبودنت خون است ؛ آنقدر برایت خون ِدل خوردهام که میترسم آخر روزه ام باطل شود ؛ از مسجد محل صدای قرآن به گوش میرسد هنوز هم باورم نشده است ؛ برای ِچندمین بار بغضم منفجر میشود ؛ چشمانم رنگ خون گرفته است دیگر نمیخواهم در دنیایی که سیدعلی نیست بمانم ؛ به چشم هایم اگر رو به دهم تا سالیان طولانی خواهند گریست ؛ اشک هایم را پاك میکنم چادر ِمشکیام که میراث مادر ِسید ِخراسانیمان است را محکم تر می گیرم و با صدایی که آمیخته با بغض است برای ِیهودیان رجز میخوانم .
#روایت
کاش میشد پرده از چهره بعضیا توی ایتا برداشت و بهشون فهموند از خیلی غلطاتون اطلاع داریم و به روتون نمیاریم : /
در زمان ِآخر الزمان به شدت غربال میشیم ؛ مواظب باش داری در فضای رسانه چیکار میکنی ؛ حواست باشه حتی یك پیام به نامحرم تو رو از مسیرت دور میکنه ؛ یك دروغ ؛ یك غیبت ؛ یك مسخره کردن ؛ یك بی توجهی به نماز ؛ تو رو سالیان طولانی دور میکنه از رسیدن به قرب الهی ؛ خلاصه اومدم بهت بگم هوای ِخودت ُداشته باش ؛ مبادا شیطون حتی در همین فضای رسانه گولت بزنه .
- مَتروح .
حجةالاسلام قاسمیان : خدمت حضرت آقا (مقام معظم رهبری) بودم، به ایشان گفتم که شما یک چیزی بگویید ما
دنیا میخوای ؛ نماز شب بخوان
آخرت میخواهی ؛ نماز شب بخوان 💚
#عملبهسخنرهبرمون
هروقت به نبود ِاو فکر میکنم هروقت به عکسی که بر روی ِدیوار گچی ِخانه نصب شده است و نوشته است شهید سیدعلی خامنهای خیره میشوم ؛ بغض راه گلویم را میگیرد ؛ دیگر آرام و قرار نداریم تا صبح ظهور ؛ ضعیف نیستیم هرگز آخر سیدعلی جوری سربازهایش را تربیت کرده است که در نبودش هم پای ِ کار این انقلاب ایستادهاند ؛ ما بغض میکنیم ؛ اشك میریزیم اما به اندازه هر قطره اشکمان آتش انتقام خواهی بیشتری در وجودمان نقش میبندد ؛ هرگز ناامید نیستیم ! فقط کمی ؛ کمی که نه خیلی بیشتر از کمی ؛ بهتر است بگویم بینهایت دلمان از نبود ِشما خون است ؛ به اشكهایمان نگاه نکنید ؛ این اشك ها از روی ضعف نیست ؛ از روی ِدلتنگی برای ِنبود شما است ؛ راستی میشود قول بدهی که زود بیایی ؟! ؛ می شود با صاحب این کشور با امام زمانمان هرچه زودتر رجعت کنی ؟!
#روایت 🇮🇷