- مَتروح .
مهربان باشیم ؛ انسان هاي ِمهربان واقعا دوست داشتني هستند ؛ همان هایي که با دوتا سختي ِزندگي کنار اومدند و وقتی مشکلي نصیبشون میشه اصالت خوب بودن ُحفظ ميکنند ؛ باور کن اگر اخلاق ِخوب ؛ چشمهای ِقلبي ؛ لبي پُر از لبخند ؛ لبخندي پر از آرامش و دلي مملو از محبت به عزیزان مون هدیه کنیم ؛ جهان جای ِبهتري براي ِزندگي میشه ؛ آسانتر با غمها کنار ميآییم ؛ پل هاي ِپر فراز و نشیب زندگي ُراحتتر ميگذرونیم ؛ با دغدغههاي ِزندگي بهتر کنار ميآییم ؛ باور کنید مهرباني که به انسانها ميکنیم بهمون برميگرده ؛ موافقي مهربوني ُترند کنیم ؟! .
- از افقدید ِیكعدد دهههشتادي دغدغهمند .
- مَتروح .
یاد بگیریم اصالت ِخودمون ُحفظ کنیم ؛ با دوتا دوست ُرفیق از اصل ِخودمون بر نگردیم ؛ انسانهایي که تحت ِهر شرایطي با اصالت باقي ميمانند و به فکر کپي برداري از کارها و رفتار ِدیگران نیستند خیلي دوست داشتني تر از کساني هستند که دائماً به دنبال تقلید هستند ؛ خودت باش باور کن خودت بودن خیلي قشنگتر از دیگران بودن ِ؛ اصالت یعنی خودت بودن ؛ نون ِحلالي که سر ِسفره پدرت خوردي ارزشش خیلي بیشتر از چهارتا رفیق ِکه به راه ِاشتباه ميبرنت ؛ تربیت و زحمات ِمادرت ؛ ارزشش خیلي بیشتر از رفیقهایي که میندازنت در چاه ؛ پس خودت باش ؛ اصالتت ُحفظ کن .
- از دید ِیكدهههشتاديکهخودشه .
دیشب به خدا غر میزدم و میگفتم خدایا من تحمل این یکي امتحان ِسخت زندگی ُندارم میشه من ُازش رد کنی ؟ تا اینکه یادم اومد
لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ 🤍 .
- مَتروح .
دلت ُگره بزن به عشق ِخدا ؛ دلي که عاشق ِخدا باشه ؛ با هر تندباد زندگي نميلرزه ؛ درد و سختي ها رو از یك افق ِدید ِجدید نگاه میکنه ؛ هر رنج و سختي که بهش ميرسه باهاش کنار میاد و میسازه ؛ عاشق خدا شدن مثل آخرین روز ِهفته لذت بخش ِ؛ مثل نشستن روی ِچمنها کنار رفیقات جذاب ِ؛ مثل بافت کیك پنبهای ِ؛ مثل بوی ِورقههای ِکاهي آرامش بخش ِ؛ اصلاً آدمهایي که با هر رنج و سختي سازش پیدا ميکنند و فقط به دنبال جلب ِتوجه از خدا هستند در یك لول دیگهای از زندگي هستند .
- از افق ِدید یك دهه هشتادي .
ولی ما هیچ وقت نميتونیم حق ِعاشق
ِخدا بودن ُادا کنیم ؛ خدا همیشه صدتا
پله از ما جلوتره و عاشقتر ِ؛ به نقلی
خدا عاشق ِما است و ما معشوق ِخدا .