- مَتروح .
از من فاصله بگیر !
هربار که به من نزدیك میشوی ، باور میکنم هنوز هم میشود زندگی را دوست داشت ، از من فاصله بگیر ، من خسته ام از این امیدهای کوتاه ، بیمارم از این سراب های رویائی .
- مَتروح .
یك روز از خواب بیدار میشوی ، نگاهی به تقویم میاندازی ، نگاهی به ساعتت و نگاهی به خودت در آینه و میبینی هیچ چیز و هیچکس جز خودت حیف نیست : )) .
- مَتروح .
ما گم شدهایم ، و زندگی پر از خواب هایی است که وقتی از آن برمیخیزی ، نمیدانی آنچه دیده ای خواب بوده است یا آنچه میبینی : )))))) .