- مَتروح .
ببخش که تنها در غروبهای جمعه چشم هایمان از هیاهوی دنیا کنده میشود و به یاد تو میافتد . ببخش اگر دل هایمان آنقدر که باید ؛ کوچه به کوچه به دنبالت نمیگردد و نام مهربان تو گاهی زیر غبار روزمرگیها پنهان میماند . آقا جان در هر غروب جمعه آسمان شهر بوی ِدلتنگی میگیرد انگار تمام عالم نبودن تو را به سوگ مینشیند . دلها بیقرار میشوند خیابانها آرام نمیگیرند و سکوت خانهها آهسته نام تو را تکرار میکند . ببخش که دعای فرج روی لب هایمان هست اما در رفتار و زندگی مان نشانی از انتظار نیست ببخش که گاهی ظهور را میخواهیم بیآنکه خود را برای میزبانی از نگاه تو آماده کرده باشیم مولای غایب از نظر و حاضر در دل ما بیتو هر جمعه را با حسرت غروب میکنیم و هر بار با شرمندگی عرض میکنیم : کاش این جمعه آخرین جمعهی بیتو باشد . بیا که جهان سالهاست در فراق تو پیر شده زمین چشمبهراه قدمهای توست و دلهای خستهی ما هنوز با هر "اللهم عجل الولیک الفرج " به فردایی روشنتر با حضور تو دل میبندد .
- اینبار از افق ِجمکران با قاب ِفیروزهایرنگ .
- نویسنده دهه هشتادی .
- مَتروح .
اگر چشمات امروز باز شد و این روز ُزندگی کردی ؛ تو آدم خوشبختی هستی ؛ اگر هنوز هم ذرهای امید در دلت زندهست ؛ هنوز خوشبختی . اگر این روزها در کنار تمامی ِغمات میخندی هنوز خوشبختی در زندگیت جریان داره . باور کن زندگی همین لحظات کوتاهی هست که به راحتی از کنارش میگذری . خیلیا چشمشون امروز ُندید . خیلیا توان ادامه دادن ندارند . ولی تو هنوز میتونی پیشرفت کنی ؛ بخندی ؛ گریه کنی و به زندگی ادامه بدی . نکنه یك وقت خسته و دلسرد بشی ؛ ادامه بده و ایمان داشته باش به اون بالایی . تو هنوز آدم خوشبختی هستی و هنوز خدا نگاهش بهت هست . تا وقتی نگاه ِاون بالایی شامل حالت ِتو میتونی ادامه بدی و شاد باشی . پس مواظب باش امید ِخون ِت نیفته : ))) .
- و اینبار از قاب ِحرم ِحضرتمعصومه
- نویسنده دهه هشتادی امیدوار .
- مَتروح .
انسانهایی که هنوز سنت ِگل دادن ُبجا میآورند خیلی دوست داشتنی و عزیز هستند . طلای فلان میلیونی و این حرفها چیه ؟! فقط گل . اصلا میخوای به یکی محبت کنی یك شاخه گل بگیر . اگر کسی ُدوستش داری با گل دادن قلبش ُشاد کن . اگر میخوای به کسی محبت کنی با گل دادن اینکار ُانجام بده . اصلاً داستان ِگل ؛ داستان ِحال ِخوب ِبی واسطه است . وقتی شخصی برات گل میگیره انگار داره بهت میگه در این شلوغی ُگرفتاریها حواسم به لطافت ِتو بود . اصلاً گل که میاد انگار خونه یا حتی دل ِآدم نورانی میشه . یك شاخه گل نه جیبت ُخالی میکنه نه نیاز به پز دادن داره فقط عشق ِ. خالص ِخالص . کاش یادمون نره که برای خوشحال کردنِ کسی که دوسش داریم لازم نیست کوه جا به جا کنیم یا هزینههای عجیب و غریب کنیم ؛ فقط کافیه یك شاخه گل بگیریم و با یک لبخند ِواقعی تقدیمش کنیم . همین سادگی ِکه آدمها رو عزیز میکنه ؛ سادگی ِهمین گل خودش یك دنیا حرف داره و حال ِخوب ُمنتقل میکنه .
- از قاب ِگل فروشی .
- نویسندهای از نسل ِهشتاد .