نه میخندد، نه میگرید نه میماند، نه میمیرد،
چه کردی با دلم دیگر ندارم اختیارش را ؟
من حسودی میکنم حتی به دیوارِ اتاق ،
تکیهگاهت میشود وقتی کنارت نیستم :))🧡
پاره ای از من همیشه دلتنگ او خواهد ماند و ذره ای از جانم همیشه در حسرت او میماند..
نمیدانم چگونه این روزها دوام آورد ام...
«یه روز توی دلِ شلوغیهای زندگی، خیلیها دنبال یه تکیهگاه میگشتن؛ همونجا بود که نامِ آقا سید علی، مثل یه دلگرمیِ آشنا، بین مردم میچرخید. انگار حضورشون برای خیلیها یعنی آرامش، امید، و اینکه هنوز میشه به راه درست دل بست و ادامه داد.