هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با صدای بلندی گفت:
_ننه من زن نمیخواام.. این صدبار!
و لگدی به در اتاق زد و اومد تو و هنوز من رو ندیده بود
دوباره رو به مادرش داد زد:
_بیخود کردی بدون رضایت من رفتی انگشتر دادی.. من زن میخوام چیکار نن..
یهو با دیدنم خشکش زدم؛ منم بدتر از اون..🚭🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
#وقتی.میگم.تنهایی.بخون.یعنی.این🫨🤫
این رمان ترکوندههه😱❌🔥
#وقتی.خودت.تنهایی.فقط.بخون🫨🤫
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
وقتی ننهت برات عروس میاره🍯🫘:
با تمسخر گفت:
_ننه شوخیت گرفته؟! این زنمه؟!
این که زیر چادر گمشده..
ننه با خنده گفت:
_فلفل نبین چه ریزه؛ چادر و بزن کنار.. ببین چه قرص ماهیه!!
نزدیک شدنش و حس کردم؛ همین که چادر کنار رفت
مات نگاهم کرد و..🥺💖🎎🍹
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
رمان pdf میشه✅️🤌^
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 12 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از TABAN
توبه کردم تا دگر هرگز نبینم روی او
توبه شد بادی، وزید و بُرد دل را سوی او . .
TABAN