eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
2.7هزار ویدیو
23 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎🦋💎🦋💎🦋💎 🦋💎 💎 نهج البلاغه ┄═❁❀•••❈◦🦋◦❈•••❀❁═┄ خطبه۱۰۹ تا آن زمان كه پرونده اين جهان بسته شود و خواست الهی فرا رسد و آخر آفريدگان به آغاز آن بپيوندد و فرمان خدا در آفرينش دوباره در رسد. آنگاه آسمان را به حركت آورد و از هم بشكافد و زمين را به شدت بلرزاند و تكان سخت دهد، كه كوه ها از جا كنده شده و در برابر هيبت و جلال پروردگاری بر يكديگر كوبيده و متلاشی شده و با خاک يكسان گردد سپس هر كس را كه در زمين به خاک سپرده شده درآورد و پس از فرسودگی تازه شان گرداند و پس از پراكنده شدن همه را گردآورد، سپس برای حسابرسی و روشن شدن اعمال از هم جدا سازد، آنها را به دو دسته تقسيم فرمايد؛ به گروهی نعمتها دهد و از گروه ديگر انتقام گيرد، امّا فرمانبرداران را در جوار رحمت خود جای دهد و در بهشت جاودان قرار دهد، خانه ای كه مسكن گزيدگان آن هرگز كوچ نكنند و حالات زندگی آنان تغيير نپذيرد، در آنجا دچار ترس و وحشت نشوند و بيماری ها در آنها نفوذ نخواهد كرد، خطراتی دامنگيرشان نمی شود و سفری در پيش ندارند تا از منزلی به منزل ديگر كوچ كنند و اما گنهكاران را در بدترين منزلگاه درآورد و دست و پای آنها را با غل و زنجير به گردنشان درآويزد، چنانكه سرهايشان به پاها نزديک گردد، جامه های آتشين بر بدنشان پوشاند و در عذابی كه حرارت آتش آن بسيار شديد و بر روی آنها بسته و صدای شعله ها هراس انگيز است قرار دهد. جايگاهی كه هرگز از آن خارج نگردند و برای اسيران آن غرامتی نپذيرند و زنجيرهای آن گسسته نمی شود، مدتی برای عذاب آن تعيين نشده تا پايان پذيرد و نه سرآمدی تا فرا رسد. پيامبر دنيا را کوچک شمرد و در چشم ديگران آن را ناچيز جلوه داد. آن را خوار می شمرد و در نزد ديگران خوار و بی مقدار معرّفی فرمود و می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او دنيا را از او دور ساخت و آن را برای ناچيز بودنش به ديگران بخشيد. پيامبر(صلّی الله علیه و آله) از جان و دل به دنيا پشت کرد و ياد آن را در دلش ميراند. دوست می داشت که زينت های دنيا از چشم او دور نگهداشته شود، تا از آن لباس فاخری تهيّه نسازد يا اقامت در آن را آرزو نکند. و برای تبليغ احکامی که قطع کننده عذرهاست، تلاش کرد و امّت اسلامی را با هشدارهای لازم نصيحت کرد و با بشارت ها مردم را به سوی بهشت فراخواند و از آتش جهنّم پرهيز داد. ما از درخت سرسبز رسالتيم و از جايگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستيم، ما معدن های دانش و چشمه سارهای حکمت الهی هستيم. ياران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و کينه توزان ما در انتظار کيفر و لعنت خداوند به سر می برند. 🆔@MEJRi403
# شهیدانه شهید محمدرضا تورجی زاده سال ۴۳ در اصفهان به دنیا آمد. هنوز ۱۴ سال بیشتر نداشت که به دلیل پخش اعلامیه‌ها و تکثیر نوار‌های سخنرانی حضرت امام (ره) از طرف ساواک دستگیر شد و بار‌ها مورد ضرب و شتم قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی، همراه شهید اصغر امین الرعایا فعالیت‌های فرهنگی خود را در مسجد ذکرالله آغاز کرد و با حزب جمهوری اسلامی اشنا شد. در مدرسه با برگزاری دعای کمیل، مداحی را شروع کرد. امتحانات سال آخر دبیرستان را نیمه کاره رها کرد و عازم جبهه شد. دوران آموزشی را در پادگان غدیر اصفهان گذراند و به لشکر ۸ نجف اشرف پیوست. ابتدا در گردان ضربت لشکر ۸ نجف اشرف در عملیات محرم شرکت کرد. سپس در دی ماه ۶۱ به لشکر ۱۴ امام حسین (ع) منتقل شد. در این لشکر با شهید محمدحسن هدایت آشنا شد. شخصیت این شهید تأثیر زیادی بر وی داشت. در مدت پنج سال حضور پی در پی در جبهه چند بار مجروح شد. بهمن ماه سال ۶۳ به درخواست فرمانده گردان رزمی یا زهرا (س) به این گردان رفت و معاونت گروهان ذوالفقار را به عهده گرفت. در عملیات‌های والفجر یک، محرم، خیبر، بدر، والفجر هشت و عملیات کربلای پنج شرکت داشت و سرانجام در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶در بانه (منطقه عملیاتی کربلای ۱۰) در اثر اصابت ترکش ناشی از انفجار خمپاره به پهلوی چپ و بازوی راست به خیل شهیدان پیوست و کربلایی شد. پیکر غرقه به خون این عارف دلسوخته در گلزار شهدای اصفهان در کنار یار و همرزم همیشگی و دوست دوران درس و جنگش شهید سیدرحمان هاشمی به خاک سپرده شد. مزار او هم اکنون دارالشفای عشاق و زیارتگاه عاشقان و دلسوختگان است. 🆔@MEJRi403
او به حضرت زهرا (س) علاقه‌ی وافری داشت و در غالب مداحی‌های از مصائب ایشان می‌خواند. گفته بود من در عملیاتی شهید می‌شوم که رمز آن یازهرا (سلام الله علیها) است. وصیت کرده بود که بر روی سنگ قبرش بنویسند: «یازهرا (س).» به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می‌داد و قران کریم را بسیار تلاوت می‌کرد. در جبهه بار‌ها مجروح شدبه گونه‌ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف بود. هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه رفت. سرانجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت ۶۶ در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا (س) در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند. جراحتی که موجب شهادت او شد همچون حضرت زهرا (س) بود، جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش‌هایی مانند تازیانه بر کمرش اصابت کرد. در آغوش امام زمان (عج) همسر شهید تعریف می‌کرد، داشتیم از آرزوهایمان می‌گفتیم. محمدرضا گفت: «آرزوی من اینه که...» مکثی کرد و ادامه داد: «من دوست دارم زیاد برام فاتحه بخونن، زیاد باقیات‌الصالحات داشته باشم؛ می‌خوام بعد از مرگم، وضعم خیلی بهتر بشه؛ دوست دارم هر کاری می‌تونم برای مردم بکنم، حتی بعد از شهادت...» یکی از دوستانش از شهادت محمد بسیار ناراحت بود. شب در خواب او را دید در حالی که خوشحال و با نشاط بود. لباس فرم سپاه هم بر تنش بود. چهره اش خیلی نورانی‌تر شده بود. از محمد پرسید: محمد! این همه در دنیا از آقا خواندی، توانستی او را ببینی؟ محمدرضا تورجی زاده در حالی که می‌خندید گفت: من حتی آقا امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) را در آغوش گرفتم. حساسیت روی قسم حضرت زهرا (س) سید احمد نواب یکی از همرزمانش عرف می‌کرد: آمدم چادر فرماندهی گروهان، تورجی نشسته بود. طبق معمول به احترام سادات بلند شد. گفتم: شرمنده محمد آقا! من با یکی از دوستام قرار دارم. باید برم مرخصی و تا عصر برمی‌گردم. بی مقدمه گفت: نه! نمیشه! گفتم: رفیقم منتظر منه. دوباره با جدیت گفت: همین که شنیدی. با تمام احترامی که برای سادات داشت، اما در فرماندهی خیلی جدی بود. عصبانی شدم. وقتی داشتم از چادر بیرون می‌آمدم، با ناراحتی گفتم: «شکایت شما را به مادرم می‌کنم». هنوز چند قدمی از چادر دور نشده بودم، با پای برهنه دوید دنبال من. دستم را گرفت و گفت: «این چی بود گفتی؟» به صورتش نگاه کردم. خیس اشک بود. بعد ادامه داد: این برگه مرخصی! سفید امضا کردم. هر چقدر دوست داری بنویس، اما حرفت رو پس بگیر. گفتم: به خدا شوخی کردم، اصلا منظوری نداشتم. با دیدن حال و گریه‌ی او، خودم هم بغضم گرفت. 🆔@MEJRi403
✍🏻 گویش محلی: ✅ چالش علف تُرُس چیست؟؟؟ ارسالی آقای عباس رحمانی: سلام، علف تُرُس وسیله ای بوده برای خُرد کردن علف مثل یونجه و بُشِ گندم ( علف سبز گندم وجو) و شبیه داس بوده که قطعه فلزی داس را از دسته جدا می کردند وروی یک تخته می زدند وبا اون علف را ریز ریز وخُرد می کرند ممنونیم همچنین از ارسال جواب خانم زکی پور🙏 🆔@MEJRi403
# اطلاعات جالب از مسیر حرکت امام رضا جانمان از عراق به مشهد: تحقیق ومطالعه توسط : جناب آقای حسین میرزایی احمدآباد: باسلام. 1_مطلبی راخواستم برای شماعزیزان بیان کنم که یاد آوری آن باعث افتخار همه ماست و اون اینکه طبق پژوهش‌های میدانی انجام شده توسط چند تن از محققین معاصر وبررسی متون وکتب تاریخی، یکی از مکانهایی که محل عبور کاروان آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام و قدمگاه ایشان بوده، شهرستان بهاباد ومنزلگاههای اطراف آن بوده. هجرت تاریخی امام رضا(ع) از مدینه به مرو (خراسان) یکی از مسائل و موضوعات تاریخی جهان اسلام است که همواره از سوی بسیاری از محققان و دانشمندان شیعی و اسلامی و حتی تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. در زمینه مسیر هجرت تاریخی امام رضا(ع)، مسیرهای متعددی مشخص شده است ولی مسیری که تقریباً به واقع نزدیک است،وموردتایید اکثرمورخین و محققین دراین زمینه است همان مسیری است که مسلمانان چه در زمان فتح خراسان (مربوط به سال 32 هجری قمری) و چه در زمان امویان و عباسیان ازمدینه به بصره و اهواز وبعدبه فارس و از آنجا به یزد و سپس خراسان می‌آمدند. 2_مسیر حرکت امام رضا(ع) از مدینه تا مرو 3450 کیلومتر بوده. مدت زمان سفر هم طبق تنها دو منبع تاریخی قطعی که در دسترس میباشد ، 6 ماه تخمین زده می‌شود. آغاز حرکت امام 25 ذیقعده سال 200 هجری قمری مصادف با 5 تیر 195 هجری شمسی بوده. بخش عمده این مسیر، در حدود 2100 کیلومتر، در کشور ما بوده و مابقی در عربستان و عراق و ترکمنستان. کاروان حدود هر15 الی 30 کیلومتر یک توقف داشته. بنابراین در ایران تقریباً ما 70 قدمگاه(محل اتراق آقاامام رضا علیه السلام) باید داشته باشیم وچون تامین آب درمسیر ازمسائل مهم وحیاتی بوده همه این منزلگاههادرکنار چشمه یاچاه آب درمسیر بوده. بعضی از این قدمگاه ها که آقای مهندس علی اصغر سالاری از محققین دراین زمینه درکتاب جاده ولایت آورده اند به این شرح است:ورود به ایران ازطریق شلمچه(مقام معظم رهبری چندسال پیش شلمچه را دروازه ورود آقاامام رضا علیه السلام به ایران نام بردند) بعدخرمشهر، آبادان، اهواز، بهبهان، شیراز،مارگون، یاسوج، سده، اقلید، ابرکوه، دهشیر، توران پشت، اسلامیه، تفت، یزد(مسجدفرط)، خویدک، فهرج، چاه خاور، خانه پنج، بافق، مبارکه، چشمه بارونو، چشمه پیروزی(زمزم ولایت) وامابهاباد: 3_شهر بهاباد درگذشته های دور وقبل ازحمله مغول شهری بزرگ وآباد ودر مسیر راه اصلی کاروانیان وتجار وجهانگردان بوده ویک مسیر آن به کرمان، مسیر دیگر به یزد واز طریق دیگربه طبس خراسان و مرو راه داشته وآقا امام رضا علیه السلام از این مسیر به مرو رفته اند که بعضی منزلگاههای آن(طبق نقل نویسنده کتاب جاده ولایت) نام برده میشود:بهاباد، چشمه پودنون، چاه ندیگون،چاه ریزآب، آبریز بختیاری، حوض هشت تکه، پیرمراد، چشمه سفید، چشمه مغول، روستای کُریت، طبس، جوخواه، عشق آباد، بردسکن، نیشابور، مشهد، مرو. یاعلی. منابع: 1_کتاب جاده ولایت ازگروه پژوهشی جاده ولایت به نویسندگی آقای علی اصغر سالاری. 2_رضا نقدی، پژوهشگر گروه فرهنگ و سیره رضوی در بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در مصاحبه با خبرنگار قدس 🆔@MEJRi403
# نوستالژی ارسالی همراهان ✅ قاب عکس و آینه قدیمی و زیبا 🆔@MEJRi403
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روح پدر ومادران آسمانی شاد🤲 واقعا دست پدرو مادران برزخی بازتره کیا این واقعیت را دریافته اند؟؟؟ من با تمام وجود به آن ایمان دارم آنکه هر لحظه مرا وآله و شیدا می کرد آنکه با من همه جا بیش مدارا می کرد آنکه بخشید حیات با نفس عیسویش آنکه با خالق خود هر شبه نجوا می کرد اوکه گرمی کلامش تسلای دل است بانگاهش همه دم مهر به دلها می کرد مونس جانی اگر بود مرا ، مادر بود او که آرامشی از مهر مهیا می کرد # خدا رحمت کنه تمامی مادران آسمانی را 🆔@MEJRi403
# زنگ مطالعه ✅ داستان اولین مسافرت 📕 شازده حمام ✍🏻 محمد حسین پاپلی یزدی ♦️چه خوب ترسیم کرده است شرایط اجتماعی دهه ی ۳۰ را سالهایی که اوج فقر ونداری مخصوصا در منطقه ما بوده سال‌های وبایی سال‌های کتیرایی سالهایی که خیلی ها به شهرها فرار کردند 🆔@MEJRi403