# بیاموزیم:
گوزنی بر لب آب چشمهای رفت تا آب بنوشد، عکس خود را در آب دید. پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد، غمگین شد. اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد.
در همین حین چند شکارچی قصد او کردند. گوزن به سوی مرغزار گریخت. چون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند. اما وقتی به جنگل رسید، شاخ هایش به شاخه درخت گیر کرد و نمیتوانست به تندی بگریزد.
صیادان که همچنان به دنبالش بودند، سر رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد با خود گفت:
دریغ، پاهایم که از آنها ناخشنود بودم، نجاتم دادند. اما شاخ هایم که به زیبایی آنها میبالیدم گرفتارم کردند.
✅ چه بسا گاهی چیزی که از آن گلهمندیم و ناشکر، پلهی صعودمان باشد و چیزی که در رابطهی با آن مغروریم، مایهی سقوطمان باشد.
منبع : کانال چنته ،مطلب ارسالی از پروفسور محمد علی اخوان بهابادی 🙏
🆔@MEJRi403
✍🏻 گویش محلی :
چالش امروز😊:
به خونت اومدم دوغم ندادی
از دنبال سرم ماست می فرستی؟؟؟؟
ارسال جواب لطفا🙏
جناب آقای علی صادقی:
سلام و عرض ادب: کنایه ازاین است روزی که دستم خالی بود و از نظر اقتصادی در مضیقه بودم و به تو رو زدم دست رد به سینه ام زدی حالا که وضع مالیم خوب شده و میبینی سر پا هستم پیام دو ستی و برادری میفرستی؟
جناب آقای عباس رحمانی:
سلام،
منظور فرد یا افرادی هست که ابتدا زورشون میاد چیزی یا کاری برا کسی انجام بدهند وبعد که پشیمون شدن به دنبال جبران وتلافی کردن بَر میان وبه اصطلاح میخوان از دل طرف در بیارن.
تشکر از همراهان همیشگی وعلاقمند به بخش ضرب المثل وگویش محلی کانال خودشون مِجری🙏🙏
✅ بله اگر درست بگم
در واقع هم ردیف می تونه باشه با
نوش دارو بعد مرگ سهراب
🆔@MEJRi403
#اشعار_محلی:
خوشا روزی که با هم می نشستیم
سماور قل می زد، قند می شکستیم
سماور قل می زد ،قوری کنارُش
که با هم مشق محبت می نوشتیم
#جلگه
#بهاباد
🆔@MEJRi403
#اشعار_محلی
اَنار خوبه سرش بر کَندِ باشه
جوون خوبه لبش پر خنده باشه
جوونی که نداره مال دنیا
بمیره بهتره که زنده باشه
#جلگه
#بهاباد
🆔@MEJRi403