eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید سید میلاد مصطفوی : از پدر او پرسیدم، سر به زیر انداخته بود و با دانه‌های گرد تسبیح یاقوتی‌رنگش ذکر فراق می‌گفت که آهی بلند کشید و گفت: درست ۱۳ مهر سال ۹۴ بود که حول و حوش ساعت ۱۰ شب تلفن سیدمیلاد به صدا در آمد و همین تماس چند دقیقه‌ای آغازی شد برای خداحافظی ما.  بغض از مژه‌های سید عباس روی گونه‌هایش ‌لغزید و یاد آخرین گپ‌وگفت‌های پدر و پسری کرد و ادامه داد: مهران بودم که میلاد تماس گرفت و گفت بابا می‌خواهم بروم سوریه بالاغیرتاً اجازه بده، من پارسال پیش از فوت مامان از او اجازه گرفتم تو هم اجازه بده گفتم صبر کن تا برسم خانه با هم صحبت می‌کنیم. دم‌دمای صبح رسیدم و بعد از نماز رفتم سر مزار مادرش بدون اینکه خبر داشته باشد او هم آمد؛ همانجا گفتم به سن و سالی رسیدی که هر کاری به صلاحت باشد را انجام دهی نیاز به اجازه نیست برو خدا به همراهت. بنا شد رضایت‌نامه امضا کنم، گفتم بنویس تا من امضا کنم، دو صفحه رضایت‌نامه نوشت اما دلش راضی نشد گفت بیا با هم بریم پیش فرمانده‌ و حضوری باهاش صحبت کن؛ حرم عمه سادات مدافع می‌خواست مگر می‌شد نروم؛ رفتیم و به محض دیدار گفت بفرمایید پدر شهید آمده! عاشقانه‌ای کوتاه با پایان خوش داستان دلدادگی سیدمیلاد مصطفوی یکی از تراژدی‌های عاشقانه‌ کوتاه دنیا با پایان خوش است، عمر دقایق در عاشقانه سید میلاد در عنفوان جوانی زودتر از آنچه فکر کنیم به پایان می‌رسد و سر و سامان می‌گیرد عاشقانه‌ای از جنس تیر و ترکش، محاصره و فشنگ پشت فشنگ اما سید میلاد در هیاهوی رسیدن، معرکه به پا کرد و رقص دست و تیربارش جاودانه شد. شادی ارواح شهدا صلوات 🆔@MEJRi403
616.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به بهانه‌ی روز پزشک یاد وتقدیر داشته باشیم از جناب دکتر علی صالحی احمدآبادی که وقت وزندگی خود را وقف طبابت وکشاورزی در روستایی از زنجان کرده اند. 🆔 https://eitaa.com/MEJRi403
عکس متعلق به حاج علی اکبر صادقی وهمسرشون ربابه خانم روستای کریم آباد ۱۳۵۳ 🆔@MEJRi403
این عکس مربوط به سال1353بیمارستان سرخ حصار تهران بخش قلب هست. ایستاده از چپ دومی ( فاطمه صادقی فرزند حاج علی اکبر کریم آباد)مادر خدا بیامرز صفا اسماعیلی که چندسال در خانه بهداشت محمد آباد وبیمارستان بهاباد مشغول به خدمت بودند . خدا رحمت کنه هردو این عزیزان را 🆔@MEJRi403
چراغ تور تلمبه ای و بادی بود.با نفت کار می کرد..برای روشنایی در قدیم از آن استفاده می شد که نسل بعد از آن میشه مدل‌هایی که سر پیک نیک می بستند آنها هم تور داشتند واسترس زمان کودکی ما این بود که ابتدا که تور را به چراغ می بستند یه وقت بهش نخوریم که اگر این اتفاق می افتاد توره می ریخت و... 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همراهان مرحوم حاج غلامرضا پورجنایی که چندی قبل به دیدار حق شتافتند و از چوشی خون (چاووشی خوان) های قدیمی منطقه بودند و حاج حسین بیگی فر (حسین علی بیگ) روحشون شاد 🖤 🆔@MEJRi403
✍🏻 از مثل های بومی😊 ♦️چالش: بز گر از گله به در مجری : مفهوم وکاربرد این کنایه: بزی که موی بدنش می ریزه میگن گر شده این گروه از بزها از بقیه گله کناره می گیرند و میرن برا خودشون😂 حالا در مورد آدمهایی که از اجتماع فاصله می گیرن وزیاد با کسی نمی جوشن وکناره می گیرن را میگن یا وقتی یه نفر را با زیر آب زنی از یک جمع طرد کنند خودش میگه بز گر از گله به در جواب ارسالی یکی از همراهان معزز🙏: سلام بز گر از گله بدر(از گله دور) کسی را در جمع نپذیزند وحرفی را با او در میان نگذارند او میگه ما خو بز گریم از گله بدریم 🆔@MEJRi403
♦️ مطالعه ✅ صفحه ۲۱۰ تا ۲۱۷ اشتباه چاپی هم داره شماره صفحات 📕کتاب شازده حمام ✍🏻 خاطره ی سینما رفتن حاج آقا 🕵‍♂دهه‌ی ۳۰ یزد 👌خاطرات دکتر محمد حسین پاپلی یزدی 🆔@MEJRi403