eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️یاد بود: مرحوم حاج محمد زینلی درب هنزی مرحومه حاجیه معصومه غفوری احمدآبادی(همسر حاج محمد زینلی درب هنزی) شادی روحشون فاتحه مع الصلوات 🆔@MEJRi403
به یاد مرحوم حاج غلامرضا جعفری پور احمدابادی شادی روحش صلوات 🆔@MEJRi403
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🦋🌹🦋🌹🦋🌹🦋 🌹🦋 🦋 نهج البلاغه ┄═❁❀••••❈◦🦋◦❈••••❀❁═┄ 📜 🔹 ♦️آگاه باشيد، دنيا خانه ای است که کسی در آن ايمنی ندارد، جز آنکه به جمع آوری توشه آخرت پردازد و از کارهای دنيايی کسی نجات نمی يابد. مردم به وسيله دنيا آزمايش می شوند؛ پس هر چيزی از دنيا را که برای دنيا به دست آورند از کفشان بيرون می رود و بر آن محاسبه خواهند شد و آنچه را که در دنيا برای آخرت تهيّه کردند به آن خواهند رسيد و با آن خواهند ماند. دنيا در نظر خردمندان چونان سايه ای است که هنوز گسترش نيافته، کوتاه می گردد و هنوز فزونی نيافته کاهش می يابد. ┄═❁❀••••❈◦🦋◦❈••••❀❁═┄ 📜 ( در سال ۴۰ هجری روزهای آخر عمر شریف امام علیه السلام در کوفه در پاسخ به برخی از تهدیدها و کشته شدن ناگهانی فرمود:) 🔹 ♦️پروردگار برای من پوششی استوار قرار داد که مرا حفظ نمايد، هنگامی که عمرم بسر آيد، از من دور شده و مرا تسليم مرگ می کند که در آن روز نه تير خطا می رود و نه زخم بهبود می يابد. ┄═❁❀••••❈◦🦋◦❈••••❀❁═┄ 📜 ( در سال ۳۸ هجری، پس از پایان جنگ نهروان، نسبت به آینده خوارج فرمود: ) 🔹 ♦️بعد از من با خوارج نبرد نکنيد، زيرا کسی که در جستجوی حق بوده و خطا کرد مانند کسی نيست که طالب باطل بوده و آن را يافته است. (مَنظور امام علیه السلام از گروه دوم معاويه و ياران او هستند.) ┄═❁❀••••❈◦🦋◦❈••••❀❁═┄ 📜 (در پایان جنگ با خوارج سال ۳۸ هجری شخصی گفت: ای امیرالمومنین! خوارج همه نابود شدند:) 🔹 ♦️نه سوگند به خدا هرگز ! آنها نطفه هايی در پشت پدران و رَحِمِ مادران وجود خواهند داشت، هر گاه که شاخی از آنان سر برآورد قطع می گردد، تا اينکه آخرين شان به راهزنی و دزدی تن در می دهند. ┄═❁❀••••❈◦🦋◦❈••••❀❁═┄ 🆔@MEJRi403
۱۵ فروردین ماه در یک مهمانی بودیم که تلفنش زنگ خورد، شام را نخورده رها کرد و بلند شد تا برای اعزام آماده شود. همان شب ساعت ۱۲ جزو اولین کسانی بود که خود را به پادگان رساند. مثل مرغی که از قفس آزاد شده بود، پروازکنان می رفت و می خندید و ما تنها نظاره‌گرش بودیم. درست یک ماه بعد با ما تماس گرفت و خبر سلامتی اش را داد؛ من به شوخی گفتم خیلی نامرد هستی که ۲ بار حرم حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت رقیه سلام الله علیها رفتی ولی ما هنوز یک‌بار هم نرفتیم. شب جمعه اش هم با خانواده صحبت کرد و شب جمعه خبر درگیری در خان‌طومان از طریق شبکه های مجازی پخش شد. چند دقیقه بعد تصویر مجروحیتش را دیدم، روز شنبه قطعی شد که علی به شهادت رسیده است و چند تن از نیروهای سپاه استان مازندران خبر را به ما دادند. از آنجا که ما هر سال مراسم شله‌زردپزان داشتیم، این اولین سالی بود که علی در میان ما نبود. خیلی ناراحت بودم. یک شب به خوابم آمد و گفت در تمام مراحل برگزاری مراسم در کنار شما و در حال پذیرایی بودم. اتفاقا این سری تنها زمانی بود که مهمان های غریبه زیادی داشتیم و همه می آمدند و نذر می کردند. از کجا بدانم حقوقم حلال است علی قبل از استخدام سپاه مدتی برقکار بود و در شرکتی کار می کرد که حقوق خوبی داشت، از کارش راضی بود؛ اما بعد از یک هفته دیگر سر کار نرفت. هرچه اصرار کردیم که چرا سرکار نمی روی از جواب دادن طفره رفت تا اینجا بالاخره حرف زد و گفت که صاحب‌کارم اهل نماز و روزه نیست. گفتم او اهل نماز و روزه نیست، تو که هستی، اشکالی ندارد. در جواب گفت از کجا بدانم که حقوقم حلال است. 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
. در مقام حضرت فاطمه (س) هر کون و مکان گردیده بستان فاطمه عالم شده خوشبو ز گل ریحان فاطمه لو لا خلقناالافلاک آمده در شٱن فاطمه آب شد مفتخر که گشت از آنٍ فاطمه ام حسن و زینب و شاه کربلا شد قتلگه خجل ز دیده گریان فاطمه میخ در و دیوارشدند محو جمالش بودند همه واله و حیران فاطمه زوج علی و ام رسول بانوی آفتاب عالم زغمش شد گهر افشان فاطمه چادر تو شد سحاب رحمت برما سیراب شویم ز ابرو باران فاطمه طوفان بشود تاکه بیایی محشر تا باز شود دفتر دیوان فاطمه مؤمنان خنده کنان شرمگینند دشمنان نیکان بشوند شامل احسان فاطمه ♦️زینب صادقی کریم آبادی 🆔@MEJRi403 .
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻قدیم معمولا خوش ذوق بودند وقریحه ی شاعری در همه گل می کرده😊 اکثرا در موقعیت های خاص شعر می گفتند یکی از آن موقعیت‌ها ازدواج وشب عروسی بوده یکی از اهالی منطقه در شب عروسی خود چنین سروده اند: خدا رحمتشون کنه اَلا ماه بلند ویلانَم امشب گدا بودم ولی سلطانم امشب گدا بودم ولی مستانه بیدار که دُرها در صدف می نشانم امشب ویلان یعنی حیران 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
قدیمی دانش آموزی۲۴سال پیش..مدرسه راهنمایی شهید مطهری از سمت راست ‌‌رضا محمدی علی آباد .محمدآریامنش.جوادرضایی پور علی آباد.علیرضا زینلی ..ازسمت چپ نزدیک به دوربین محمدولی زاده خیرآباد. مرحوم ابوالفضل کارگر.. میرابوالقاسمی بهابادی. مصطفی اسماعیلی دهنوملااسماعیل. .محسن حسن پور 🆔@MEJRi403