جُلگه بهاباد
باشد صفای بسیار در جُلگه بهاباد
بس مردمان هوشیار در جلگه بهاباد
آیین مهر ورزی رسم وطن پرستی
گردیده باز تکرار در جلگه بهاباد
همچون بهشت زیبا هم کوه و دشت و صحرا
حوران ماه رخسار در جلگه بهاباد
هم برج و قلعه بینی هم رودخانه شور
هم حوض و آب انبار در جلگه بهاباد
هم باغهای پسته هم دشت زعفرانی
باشد بسی پدیدار در جلگه بهاباد
باشد خیار زار و جالیزِ هندوانه
در دشتهای هموار درجلگه بهاباد
با همتند و ساعی هر جا نظر نمایی
مردان نیک کردار در جلگه بهاباد
همواره در تلاش و فکر معاش خویشند
با کار سخت و دشوار در جلگه بهاباد
مرد و زنان آنجا هر روز و شب به کارند
با چشمهای بیدار درجلگه بهاباد
هم کوه سرخی آن هم ده عروس زیبا
ما راست شوق دیدار درجلگه بهاباد
بهر نبرد باشند با دشمنانِ سرسخت
آماده بهر پیکار در جلگه بهاباد
عِرق وطن پرستی در مردمان این بخش
باشد به حدّ ایثار درجلگه بهاباد
«سیمرغ» میسراید در وصف جلگه این شعر
گر باشَدش خریدار درجلگه بهاباد
۱۴۰۳/۱۰/۶
لقمانی بهابادی «سیمرغ»
همسرایی شماره ۷۳ انجمن شعر و ادب شهرستان بهاباد
.عکس ضمیمه رودخانه شور بهاباد
✅ با تشکر ویژه از انجمن شعر وادب بهاباد بابت توجه و عنایت به منطقه جلگه
وانتخاب موضوع همسرایی ۷۳ با عنوان
جلگه👌👌👏👏🙏🙏🙏🙏
🆔@MEJRi403
🌹🌹🌹🌹جلگه بهاباد 🌹🌹🌹🌹
'"باشد صفای بسیار در جلگه بهاباد"
"بس مردمان هوشیار در جلگه بهاباد "
از درب هنز زیبا تا کوی احمد آباد
هست جایگاه دلدار در جلگه بهاباد
آبادی بزرگی نام رسول امجد
احمدچو بوده معمار در جلگه بهاباد
دشتی بنام دهنو پایین احمد آباد
رضوان شده پدیدار در جلگه بهاباد
قدمت ز گرگین آباد در سرزمین آباد
دشت و دمن چو گلزار در جلگه بهاباد
جنت که گشته مخروب درطول روزگاران
خشکیده است ز اجبار در جلگه بهاباد
سرسبز و پر ز رحمت آبادی کریمان
ناید به وصف و گفتار در جلگه بهاباد
آبادی علی بین از همت اهالی
معمور به دشت و بازار در جلگه بهاباد
وز رحمت الهی باشد رحیم - آباد
دارد گلی به رخسار در جلگه بهاباد
خیراست به لطف یزدان اندرکار رحمان
برکت نما به آثار در جلگهذ بهاباد
همت ز اهل دینو ضرب المثل بدانی
مردان همه چو سردار در جلگه بهاباد
روستای جعفر آباد رودخانه یی پر از آب
.گنجینه های اسرار در جلگه بهاباد
ده رفیع محمد در گوشه یی نمایان
مرد و زنان پر کار در جلگه بهاباد
دشتی وسیع و زیبا کرده خدا عنایت
با مردمانی هوشیار در جلگه بهاباد
دروصف جلگه امشب درشعرخود(نیا)گفت
ایزد تو را نگهدار در جلگه بهاباد
همسرایی شماره 73 ۱۴۰۳/۱۰/۱۱
محمدحسن محمدی نیا
🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹
انجمن شعر وادب شهرستان بهاباد
با تشکر از استاد گرامی جناب محمدی نیا🙏🙏
🆔@MEJRi403
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باشد صفای بسیار در جلگه ی بهاباد
کوهای پر ز اسرار در جلگه ی بهاباد
معدن مرمریت و تلّ چغات و چاه گز
بس معدن بیشمار در جلگه ی بهاباد
دشتی بسی وسیع و کوههای بکر و زیبا
معدن سنگ انبار در جلگه ی بهاباد
مردمان این خطه ،در دینداری سرآمد
هم همدل و علمدار در جلگه ی بهاباد
گلگون کفن نشستند در خون خود جوانان
بینی بسی هوا دار در جلگه ی بهاباد
سفره آب بسیار ،مزرعه های آباد
پسته بُوَد پدیدار در جلگه ی بهاباد
سعی و تلاش بسیار، با مردمان پُرکار
یک دشت صاف و هموار در جلگه ی بهاباد
هجرت نموده جمعی در پی کسب و روزی
از هر دیار و گلزار در جلگه ی بهاباد
نظر کرده خداوند بر این کویر و بنگر
گلزارِ پر ز اسرار در جلگه ی بهاباد
قلعه ی جنت آباد بس استوار و زیبا
از زند یادگار است در جلگه ی بهاباد
هم برج و بارگاه و هم مسجد و قدمگاه
شد جلوه گاه معمار در جلگه ی بهاباد
افسانه و مَثَلها ، آوازهای ها ی زیبا
دارند بسی خریدار در جلگه ی بهاباد
دهنو و احمد آباد، درب هنز و کریم اباد
باشد به لطف دادار در جلگه ی بهاباد
بگذر ز گرگین آباد رو سوی علی آباد
حسین آباد ، رحیم آباد در جلگه ی بهاباد
دهنو ملا اسماعیل،در جوار خیر آباد
با مردمان هشیار در جلگه ی بهاباد
باری ز جعفر آباد رو سوی چله خانه
بی وَهم و ترس و پندار در جلگه ی بهاباد
ده محمد رفیع باشد دشتی وسیع و زیبا
سرگشته همچو پرگار در جلگه ی بهاباد
گفتم شبی به دلداریکبار نه که صد بار
چون من شدی گرفتار در جلگه ی بهاباد
گر جلگه را تو دیدی با جان و دل خریدی
کن سجده ای سزاوار در جلگه ی بهاباد
زینب صادقی کریم آبادی
همسرایی ۷۳
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# غذای سنتی وبومی منطقه
🥘 قَتِقو شیرین در گویش محلی
#نوعی کاچی
# دارای خاصیت گرم ومقوی
برای افراد بی قوه
یا کسی که خیلی سر تگ میندازه 😂😂😂
یا خانمهای شیرده یا زائو
پخت امروز صبح کدبانوی کریم آبادی👌
طرز تهيه:
اول روغن گوسفند ( یا روغن ارده و کنجد و زیتون)
را میریزیم تو قابلمه بعد یکی قاشق زرد چوبه تو روغن تف میدیم بعد ۴ تا قاشق غذا خوری آرد گندم می ریزیم تو روغن و زرد چوبه تف میدیم بعدش پودر زنجبیل و دارچین و هل سبز و سیاه دانه و گشنیز و رازونه و میخک و قولنج میریزیم تو قابلمه بعدش مغز پسته و گردو و بادام میریزیم تو قابلمه بعد ش آب اضافه میکنیم تا مواد از سفتی دربیاد بعدش نبات و قند اضافه میکنیم و بعدش مثل برنج دم میزاریم و نوش جون میکنیم
ممنونم خانم صادقی 🙏
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# ✍🏻گویش محلی:
✅ چالش امروز:
روزهای اِشکمبه شور یعنی چه؟؟؟
ارسالی مخاطب عزیز با کاربری خدایا شکرت🙏
کاملترین جواب ازایشون بود:
روزهای اشکمبه شور یعنی روزهایی تو سال در فصل پاییز ماه آذر این قدر روزها کوتاه هست که تا بیایی بجنبی روز تموم شده وشب شده قدیما میگفتن اشکمبه شور از بس روزها کوتاه بوده میگفتن روزها اندازه یه شکمبه که بریم سر جوی آب بشوریم همین قدر کوتاه هست .
مجری:
پدر بزرگ خدا بیامرزم می گفتند
روز آذری زنی میره سر جو اشکمبه( شکمبه گوسفند«سیرابی») بشوره
وقتی برگشته روز کوه رفته بوده یعنی غروب آفتاب
ومنظورشون کوتاه شدن روزها بوده است.
خانمها حسن زاده و پورجنایی و غنی زاده و یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی
هم جواب درست ارسال کردند🌷🌷
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403