eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.8هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✅ خانه انصاف # اطلاعات به دست آمده از علامه گوگل در رابطه با خانه های اِنصاف: خانه انصاف به دادگاه‌های روستایی گفته می‌شد که در دوران نخست‌وزیری اسدالله علم در چهارچوب انقلاب شاه و مردم بنیان‌گذارده‌شد. خانه انصاف از راه سازش و دوستانه به بررسی و رسیدگی دعواها در سطح روستا می‌پرداخت. هدف از بنیان خانه‌های انصاف جلوگیری از گسترش دعواهای کوچک به دعواهای پیچیده بود و این که روستاییان دیگر نیازمند به سفر به شهرهای دور و نزدیک برای گرفتن حق‌اشان نبودند. هم چنین شرکت قاضی‌های برگزیده شده از سوی مردم، آسودگی اندیشه برای اجرای عدالت را به مردم می‌داد و نیز این که مردم خود توانا هستند که سختی‌ها و دعواهای خود را به پایان رسانند. اصل نهم انقلاب شاه و مردم قانون تشکیل خانه انصاف و قانون تشکیل شورای داوری بود که چهره‌ای نوین از عدالت را به مردم کشور نشان داد. خانه‌های انصاف بر اساس وجدان مردم و انصاف آنها بنیان شد. با بنیان شدن خانه‌های انصاف به جای این که فرد روستایی برای گرفتن حق خود راهی شهرهای دور و نزدیک شود دستگاه قضایی به سراغ او رفت. خانه‌های انصاف عدالت را به رایگان در اختیار روستانشینان قرار دادند و بدانها این شانس را داد که در کارهای قضایی خود شریک باشند. سپاه دانش مامور خدمت در هر روستا و محل منشی خانه‌های انصاف بود. خانه انصاف یک دادگاه روستایی است که پنج تن قضات آن را اهالی هر ده برای درازای سه سال انتخاب می کنند. اعضای خانه‌های انصاف افتخاری کار می کنند و انجام عدالت و قضاوت به رایگان در اختیار روستاییان قرار می گیرد. آیین دادرسی در خانه‌های انصاف ساده و بی پیرایه بوده و قاضی‌ها در انتخاب روش پژوهش و بررسی آزاد بودند و چون همه با یکدیگر آشنایی داشتند کارهای مردم تند و آسان به انجام می رسید. نخستین خانه انصاف در زمستان ۱۳۴۲ در روستای مهیار از توابع سپاهان به سرپرستی آقای حسن انصاری مهیاری گشایش یافت. 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# ارسالی مخاطبین در مورد خانه انصاف کریم آباد: تا جایی ک یادمه کریم آباد هم خونه محمد پوررضایی (ممد عزت) رو می گفتن خونه انصاف ارسالی مخاطبان: سلام دهنودشت هم خونه حاج علی خانه انصاف بود مرحوم حاج علی غنی زاده ممنون بابت اطلاعتون 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 پیاله=ظرف کوچک گَوار=اُجاق ( اُجاقی که در قدیم روی زمین می کندند و درونش هیزم می‌گذاشتند بسته به کارکردش سایز کوچک وبزرگ داشت) تماته = گوجه در زبان عربی هم تماته داریم قزغن = قابلمه ی بزرگ برای جوشاندن دوغ خمیرو=مایه خمیر (خمیر مانده وبه عمل آمده) پِرَن = پیراهن کُوش= کفش بندِپیچو = بند قنداق پاسبک کده= فارغ شدن زاییدن دَشیرینی = دهان شیرین کردن تَمون = شلوار بیشتر بی جامه کِشو جارو= یک حرکت از جارو زدن که کِشی می کنه (صداش) عَرَبونه= دَف گول زنو= پستونک درز پِرَنُت چاکیده= درز لباست پاره شده غلیف= قابلمه مخصوص زیر آتش کردن بَرو ماست= لایه ی سطحی روی ماست یا همون چربی روی ماست تازه بسته شده😋 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ی جنت آباد اثر تاریخی دوره ی زندیه 🆔@MEJRi403
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️کمی پای درس عرفان جامی که در هفت اورنگش داستانی در رابطه با عشق می نویسه و جناب حافظ که می فرماید هرکس که در او عشق نیست به فتوای من بر او نماز کنید. ممنونم از جناب استاد لقمانی بابت ارسال محتوا های عرفانی ادبی به کانال مجری سپاس استاد🙏 🆔@MEJRi403
✧❁🌷 *﷽* 🌷❁✧ 💥اثر صلۀ رحم و قطع رحم💥 🔅استاد فاطمي نيا فرمودند: 🔻يکي از علما - که از دنيا رفته است- از يکي از صلحا برايم تعريف مي کرد که: 🔻يک نفر گفته بود: 🗄«من در قسمت بايگاني اداره اي کار مي کردم و پرونده هاي متعدد و بعضاً بسيار مهم مي آمد و ما در قسمت بايگاني قرار مي داديم. 📁يک روز پرونده بسيار مهمي به دستم رسيد. چند روزي که گذشت متوجه شدم آن پرونده گم شده است. هر چه گشتم پيدا نشد. در آن گير و دار که کاملا نااميد شده بودم، به بنده خبر دادند: چون شما مسئول پرونده ها هستيد اگر تا چند روز ديگر پيدا نشود، حکمي که در آن مورد شما اجرا مي شود يا اعدام است يا حبس ابد! 🔸روزی با ناراحتي از منزل بيرون آمدم تا نزديکیِ خيابان مولوي رفتم. ديدم پيرمردي جلو آمد و گفت: آقا! مشکل تو به دست آن شخص – که عرق چين به سر دارد و در حال رفتن است – حل مي شود. بدون توجه به اين شخص با شنيدن اين کلمات دويدم و دامن آقا را گرفتم و گفتم: آقا جان! به دادم برس، گفته اند مشکلم به دست شما حل مي شود. 👨‍🦳پير مرد نگاهي به من کرد و گفت: خجالت نمي کشي؟ حالتي بهت زده و متعجب داشتم. ايشان فرمودند: چهار سال است شوهرِ خواهرت از دنيا رفته، يک مرتبه هم به خواهرت و بچه هايش سر نزده اي، انتظار داري کارَت هم پيچ نخورد؟! تا نروي و رضايت آنها را جلب نکني، مشکلت حل نمي شود. بعد از شنيدن صحبت پيرمرد بلافاصله به منزل خواهرم رفتم. وقتي در زدم ، خواهرم همراه چند فرزندِ رنجورش در را باز کرد ، گفت: چطور است بعد از چهار سال آمده اي؟! گفتم: خواهر! از من راضي شو. بچه هايت را از من راضي کن. بعداً برايت تعريف مي کنم، غلط کردم. آن گاه رفتم مقداري هديه گرفتم و آوردم و آنها را راضي کردم. فردا که به اداره برگشتم، به من خبر دادند که پرونده پيدا شده است. اين پير مرد عرق چين به سر، کسي نبود جز عارف بزرگ مرحوم شيخ رجبعلي خياط.» 📚منبع: کتاب هزار و يک حکايت ♦️ارسالی جناب استاد محمدی نیا ✅تشکر جناب نیا🙏 🆔@MEJRi403
♦️ مطالعه کتاب شازده حمام ✅ صفحه از ۴۱۲ تا ۴۱۹ نامه نویسی برای زنان ادامه دارد 🕵‍♂دهه‌ی ۳۰ یزد 👌خاطرات دکتر محمد حسین پاپلی یزدی 🆔@MEJRi403