هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# ✍🏻باز خاطره زیبا از گله داری
پای صحبت یکی از اهالی:
من وزهرا خانم تنها سر منزل بودیم
اون روز کارها رو کرده بودیم و سرمون خلوت بود و چوپون هم بز ها رو برده بود برا چرا
به پیشنهاد زهرا خانم تشتی حنا خمیر کردیم
ودست وپاهامون رو حنا گذاشتیم
پاهامون تو پلاستیک بود روی یه بلندی نشسته بودیم،باهم اختلاط می کدیم
صدایی اومد طیاره ای خیلی پایین پرواز می کرد واز کنارمون گذشت پشت یه تل
زهرا خانم گیر داده بود که طیاره افتید
گفتم زهرا بر ا چی بیفته طیاره رفت
از زهرا اصرار که به این قسم به اون قسم طیاره پشت تل افتاده بیا بریم تماشا
حتما چیزها خشی از توش پیدا میشه 😂😂
ومن هم به چه مکافات زهرا را با پای تو پلاستیک وحنا کرده نشوندم و منصرف کردم
اما زهرا همچنان معتقد بود که طیاره افتاده
😅😅😅😅
یه دفعه هم راهزنها اومدن سر منزلمون
با ما کاری نداشتند نشستند پذیرایی شدند وموقعی که می خواستند برن ، یکی از اونها کفشی که اون زمان خیلی گرانبها بود وبهش می گفتند مَلِکی وپدرم سپرده بودند تاجرها از راه دور برام آورده بودند ،را بالای یورت دید
دستش رو دراز کرد واون رو برداشت من که هم می ترسیدم هم اون کفش ملکی را خیلی دوست داشتم گفتم نبر اون مال منه
راهزن گفت تو بگو بابات برات دوباره بیاره
این برا نامزد من خوبه
یاد باد آن روزها یاد باد
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻اشعار بومی :
تو گل بودی منم غنچه کنارت
تف ولعنت به اون قول وقرارت
سر سالی نشد یاری گرفتی
نمیرم تا ببینم روزگارت
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
گلی وبلبلی هر دوشون جفت
که بلبل راز دل با گل نمی گفت
میون گل وبلبل دوری افتاد
که بلبل سرحد و گل هم به جیرفت
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
تو که نوشم نه ای
نیشم چرایی
تو که یارم نه ای
پیشم چرایی
تو که مرهم نه ای
بر زخم کارم
نمک پاش دل
ریشم چرایی
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
جدایی سخت مرا دلگیر داره
فلک بر گردنم زنجیر را داره.
فلک از گردنم زنجیر را بردار
که غربت خاک دامنگیر داره
♦️♦️♦️♦️♦️
میون موج دریا خونه ی من
فلک برهم زده آشیونه ی من
الهی خير نبینی مرد صیاد
که برهم زدی تو آشیونه ی من
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
علی خان پالتوی پشمی بَرُش بود
صدو سیصد فشنگ دور قدش بود
سلام من به رخسارش رسانید
پسر خاله به قصد کشتنش بود
# برش بود پوشیده بود تنش بود
# در مورد علی خان:
یاغی معروفی که هیچ کس جلودارش نبوده
در کوهی پناه گرفته بود وبا افرادش راهزنی می کرد
آخر هم به دست پسرخاله اش که به او اعتماد داشت ودوست باوفایش بود کشته میشه.
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
🔴‼️ مسابقهی عظیم فرهنگیِ «آشنای غریب (۲)»‼️🔴
(با محوریت آخرالزّمان و مهدویّت)
🎁 جوایز نقدی ارزندهی این مسابقه، در اوّلین قدم «۲۰ + ۱۱۴ میلیون تومان» برای نفرات برتر (بر اساس بالاترین نمره در کمترین زمان آزمون) شامل:
💰 ۱۴ کارت هدیهی ۳ میلیون تومانی
💰 ۷۲ کارت هدیهی ۱ میلیون تومانی
💣 ضمناً علاوه بر جوایز فوق،
💰 ۴۰ جایزهی ۵۰۰ هزار تومانی نیز برای برگزیدگانِ «پویشِ #یکقدمبهسویاو_یکنفربرایاو» در نظر گرفته شده که میتوانید جزئیاتِ بیشترِ آن را از طریق کانالِ «روییندژ» پیگیری نمایید.
💎 و ارزشمندترین جایزهی مسابقه که محتوای آن است!
✅ ثبتنام در مسابقه و دریافت منبعِ مطالعاتیِ آزمون از طریق:
🌐 survey.porsline.ir/s/l2KINuyT
💠 ثبتنام برای عمومِ هموطنان، حتّیٰ اتباع خارجیِ مقیم کشور، آزاد و رایگان است!
🛍 جهت آگاهی از اسامی برندگان قبلی مسابقات ما و قطعی بودن اعطای جوایز، وارد لینک زیر شوید:
🌐 b2n.ir/javayez_.rooyindezh
#مسابقه_آشنای_غریب
#جبهه_مقاومت_فرهنگی_رویین_دژ
🔺 @RooyinDezh
🆔@MEJRi403
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا حالا فکر کردی که اگه به خدا کاملاً اعتماد کنی، چه اتفاقی میافته؟
جورج مولر دقیقاً همین کار رو کرد.
او یتیمخانههایی برای بیش از ۱۰,۰۰۰ کودک در انگلستان راه انداخت
اما بخش شگفتانگیز قضیه اینه که هرگزاز کسی پول نخواست.
فقط دعاکرد و به خدا اعتماد داشت که تأمین میکنه .
یه صبح، هیچ غذایی برای بچهها نبود. مولر اونها رو دور میز جمع کرد و دعا کردند
از خدا به خاطر غذایی که هنوز نرسیده بود، تشکر کردند. ناگهان، یکی در زد.
یه نانوا با نون تازه در دستش، گفت: شب نتونستم بخوابم. خدا به دلم انداخت که برای شما نون بپزم
و این کافی نبود. چند لحظه بعد...
یک ارابه ی شیر جلوی در یتیمخانه خراب شد و تمام شیر مورد نیازشون رو بهشون داد.
زندگی جورج مولر یک گواه زنده از تأمین خدا بود.
او ثابت کرد که وقتی کاملاً به خدا اعتماد کنی، معجزه اتفاق میافته...
🆔@MEJRi403
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوزم قالی زمینه لاکی
وچینی گل سرخی
یه چیز دیگست
👌
🆔@MEJRi403