مِجری🏴🏴🏴
♦️ارسالی همراهان گرامی: سلام ، وقت تون بخیر مگم قدیم زمانی که من کوچیک بودم یک بار آمده بودیم جلگه
♦️ ارسالی همراهان گرامی: توکلی
در رابطه با این مراسم باران یا آش که گفتین، به این صورت بوده که بچه ها مترسک درست میکردن و مترسک رو یه نفر میگرفت و بقیه دنبال سرش راه میافتادن و باهم میخوندن،
تالو، متالو
وقت گل شفتالو
تالوی ما هیو کرد
دنیا رو پر اوو ( آب) کرد
و ما هم یه بار این کار تو بچگی انجام دادیم و جالبه که از بس معتقد بودیم بارون اومد.
ممنونم از شما 🙏
🆔@MEJRi403
♦️ارسالی خانم غنی زاده
سلام در زمان کودکی ماهم در روستای دهنودشت پیر مردی به نام غلام که چوپان ده بود مترسکی درست می کرد وما بچه ها به دنبالش به دور خانه ها می رفتیم ومی خواندیم تالو متالو، وقت گل شفتالو
تالوی ما ولو شد دنیا به زیر او شد ودر هر خانه ای هم که می رفتیم هر کسی مقداری چیزی به اون پیر مرد می داد و همه دعا می کردند ودر آخر هم آن پیر مرد کمی آرد و آب با هم قاطی می کرد واز ناودون می ریخت پایین واز دعا و عقیده مردم بارون می بارید
✅ از اینکه با ما به اشتراک گذاشتین ممنون🙏
🆔@MEJRi403
♦️به بهانه ی درگذشت
علی مردان آل طه
علی مردان کیست:
«علی مردان آل طه» مؤسس دانشگاه های آزاد اسلامی زرند و کوهبنان :
علیمردان آل طه در سال 1312 در کوهبنان متولد شد. دوران تحصیلات ابتدایی را در کوهبنان سپری کرده است. تحصیلاتمتوسطه را در یزد به پایان رساند و پس از اخذ دیپلم از دانشسرای مقدماتی یزد، سال 1330 وارد خدمت فرهنگ شد و سه سال در بهاباد تدریس کرد و سپس در کرمان ادامه خدمت فرهنگی داد. مسوولیت هایی از قبیل راهنمای تعلیماتی، مشاوره و مدیریت اداره تربیت معلم کرمان را بر عهده داشته است. خدمات فرهنگی وی از سال 1332 با سه سال آموزگاری در مدارس بهاباد یزد شروع شد و سال 1339 به کوهبنان منتقل شد. ساختمان دبیرستان کوهبنان را در زمین اهدایی خود با کمک آقای مهندس دلاور امیری و هزینه شخصی احداث نمود. سال 1344 مامور به تحصیل در دانشسرای عالی تهران شد و با اخذ لیسانس در رشته علوم تربیتی و فوق لیسانس در رشته راهنمایی و مشاوره جهت خدمت به کرمان برگشت در دانشسرای راهنمایی مشغول گردید.وی در سال 1360 بازنشسته شد. پس از تاسیس دانشگاه آزاد زرند در سال 1369 به عنوان رییس دانشگاه از وی دعوت به عمل آمد و مدت 13 سال در این سمت به خدمت فرهنگی مشغول بود. به همت وی مجوز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی کوهبنان در سال 1384 اخذ گردید.
خدایش بیامرزد حمد وصلواتی نثار روح ایشان که شایسته احترام اند
🆔@MEJRi403
بخش زیادی از زمین دانشگاه آزاد اسلامی کوهبنان نیز توسط این معلم نیکوکار و همسرش اهدا شده است.
همیشه به کوهبنان علاقه مند بودم. کوهبنان به نسبت جمعیت خود، شخصیت های علمی، فرهنگی و پژوهشی زیادی دارد. من دوران دبستان را در کوهبنان، دبیرستان را در یزد و دوران مقدماتی دانشسرا را نیز در همان شهر گذراندم. معلمی را از بهاباد یزد شروع کردم. سه، چهار سال آن جا بودم. بعد به یزد منتقل شدم. سپس به کوهبنان برگشتم. زمانی که ما در کوهبنان بودیم تصمیم به تأسیس یک دبیرستان گرفتیم. زمین این دبیرستان را خودم اهدا کردم. ساخت استادیوم ورزشی نیز یکی دیگر از کارهایی بود که در زادگاهم انجام گرفت. ساختمان را نیز بر اساس حقوق مان احداث کردیم و دبیرستان ایجاد شد. گفتند دبیرستان دخترانه و پسرانه از هم جدا باشد. هیچ کدام از دانش آموزان آن دبیرستان بدون شغل نماندند.این خاطره خوبی برای من است.
کوهبنانی ها عزت نفس دارند
محرومیت ها و محدودیت ها باعث تلاش بیش تر مردم این منطقه شده است.
خاطرم هست، یک سال از طرف یونسکو به مناطق محروم گندم دادند. بخشی از این گندم ها به کوهبنان هم داده شد. آن روزها کوهبنان یک دهستان در بخش راور بود. بخشدار راور به کوهبنان آمد تا گندم ها را تقسیم کند. یکی از آقایانی که در جلسه بود گفت گدا پروری نمی کنیم. ما پروژه داریم. هر کسی کار کند از این گندم ها به او می دهیم. برنامه هایی شروع شد. کارهای فرهنگی برای ساختن مدرسه، شیر و خورشید و استادیوم ورزشی آغاز شد. هر کسی هم در حد توان خود کمک کرد. با همان پروژه هایی که می گفتند بسیاری چیزها درست شد.
ماموریت برای تحصیل
چند سال در کوهبنان معلم بودم. در همان سال ها در رشته علوم تربیتی مامور به تدریس شدم. برای تحصیل در این رشته به تهران رفتم. پس از پایان تحصیلات به کرمان برگشتم. مسوول تربیت معلم کرمان شدم. بعد از یک سال دوباره مامور به تحصیل شدم. این بار در رشته مشاوره و راهنمایی.
مشاوره و راهنمایی رشته جالبی بود. روی این رشته سرمایه گذاری و مطالعه زیادی صورت گرفت. این رشته، مخصوص دوره نوجوانی بود و از اول راهنمایی شروع می شد. مبنا هم این بود که باید از نوجوان در مقابل انحرافات حمایت شود.
ده ها ساعت وقت صرف می کردیم تا فواید مشاوره و راهنمایی را برای مسوولان مدارس شرح دهیم و آن ها را توجیه کنیم که این رشته به چه کاری می آید. در هر مدرسه هم یک مشاور بود. اتاق داشت. پرونده های دانش آموزان را در اختیار داشت. با پدر و مادرها مصاحبه می شد. شغل پدر و مادر، میزان سوادف سطح فرهنگی، تعداد فرزندان، این که دانش آموز، فرزند چندم خانواده است و بسیاری اطلاعات دیگر در پرونده ها موجود بود. متاسفانه قدر این رشته و خدمات آن دانسته نشد. در زمینه انتخاب رشته هم به نوجوانان کمک می شد. این دوره راهنمایی تمام ریزه کاری های بچه ها از جمله دیر آمدن، درس نخواندن و… را زیر نظر داشت.
اگر مشاور نمی توانست مشکل دانش آموز را حل کند. مرکزی وجود داشت به نام مرکز مشاوره که در آن جا پزشک، پزشک یار، مددکار اجتماعی و روان شناس داشت که به آن جا ارجاع داده می شد. در آن زمان ما هیج دانش آموز معتادی نداشتیم. چون دوره نوجوانی به خوبی طی شده بود.
اهمیت اخلاق و تربیت
بسیاری از دانش آموزان من در حال حاضر دوران بازنشستگی خود را می گذرانند. دو سال قبل یکی از دانش آموزان قدیم خودم را دیدم که خیلی پیر شده بود. گفتم چرا افتاده شده ای؟ گفت: کتک های شما را اگر شیر می خورد پیر می شد. (البته شوخی می کرد. چون من اصلا اهل کتک زدن نبودم.)
برای من بیش تر اخلاق و تربیت و رعایت اصول انسانی دانش آموزان مهم بود. تحصیل در درجه بعدی اهمیت قرار داشت. بسیاری از دانش آموزان من به مدارج بالای علمی رسیده اند. برخی از آنان در ایران و خارج از ایران از جمله شخصیت های تاثیرگذار هستند. به عنوان مثال دانش آموزانی دارم که در دانشگاه های اروپا کرسی تدریس دارند.
باید با خود اندیشید که هدف از انسانیت زندگی است یا زنده ماندن؟ تعریف این دو با هم فرق می کند. زندگانی یعنی خدمت به جامعه اما زنده ماندن یعنی تلاش برای رفع نیازهای شخصی! حال برخی حالت اول را برای خود انتخاب می کنند و دوست دارند زندگی کنند. عده دیگری نیز پس از رفع نیازهای شخصی از پا می نشینند. من زندگی را انتخاب کرده ام و تا زنده ام با عشق و علاقه خدمت می کنم.
🆔@MEJRi403
﷽
سنگریزه” ریز است و ناچیز …
اما اگر در جوراب یا کفش باشد، ما را از راه رفتن باز می دارد !!!
در زندگی هم؛ بعضی مسائل ریزند و ناچیز …
اما مانع حرکت ما به سمت خوبی ها و آرامش میشوند !!!
کم احترامی یا نامهربانی به والدین؛ نگاه تحقیرآمیز به فقرا؛ تکبر و فخرفروشی به مردم؛ منت گذاشتن هنگام کمک کردن؛ نپذیرفتن عذر خطای دوستان؛ بخشی از سنگریزه های مسیر تکامل ما هستند !!!
آنها را بموقع کنار بگذاریم …
تا از زندگی لذت ببریم. پاهایتان را هنگام راه رفتن تصور کنید…
پای جلویی غروری ندارد، پای پشتی شرمنده نیست.
چون هر دو می دانند موقعیتشان تغییر خواهد کرد.
زندگی همیشه در حال تغییر است، بدون غرور زندگی کنیم.
لوئیز هی
ارسالی جناب محمدی نیا 🙏
🆔@MEJRi403
۱۲ ژوئیه، ۱۹.۱۴ژ.aac
حجم:
3.1M
⚜اذان
⚜چه ضرب آهنگِ
⚜قشنگی است
⚜می گوید
⚜خدا همین نزدیکیست
⚜گوش کن
⚜«الله اکبر
اذان با صدای کاظم دهقان کریم آباد
🆔@MEJRi403
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به درد هم اگر خوردیم قشنگ است
به شانه بار هم بردیم قشنگ است
در این دنیا که پایانش به مرگ است
برای هم اگر مردیم قشنگ است ...
🆔@MEJRi403
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ امروز را روز مهندس نامیده اند به احترام خواجه نصیر الدین توسی( به هر دوصورت نوشته میشه ..طوسی)
✅ گویند در زمان یورش مغول به ایران ،که هر آبادی با خاک یکسان وکتابها وکتابخانه ها به آتش کشیده می شد.
شاعران وحکیمان ودانشمندان ایرانی سعی کردند با نفوذ به دربار ،برای احیای علم وفرهنگ ایرانی تلاش کنند
از جمله خواجه نصیرالدین که در زمان هلا کوخان مغول به وزارت رسیده بود ،برای اینکه حاکم را متقاعد سازد که مراکز علمی و رصد خانه بسازد نقشه ای هوشمندانه کشید ،تشتی را از بالای قلعه در نیمه شب به پایین انداختند ،از این ماجرا حاکم باخبر بود پس باشنیدن صدا آشفته نگشت اما مردم بی خبر ،به بیرون از خانه ها دویدند
خواجه اینطور حاکم را پند داد که چون شما علت را می دانستی نترسیدی پس اگر ما بتوانیم علت یا زمان رخ دادن حوادث را پیش بینی کنیم می توانیم برای جلوگیری یا کاهش از خطرات آن برنامه بریزیم .
بدین ترتیب او توانست از بودجه ی دربار
رصد خانه و مرکز علمی بسازد وبه تربیت دانشمندان وعالمان بپردازد.
♦️ در برابر درگاه با عظمت یگانه مهندس عالم هستی پروردگار متعال سر تعظیم فرود آورده وبه این نکته واقفیم که هر چه در دریای عمیق علم ودانش پیش می رویم بیشتر متوجه می شویم که چقدر نمی دانیم
✨روز مهندس بر مهندسین کشور آبادمان مبارک🌷🙏
🆔@MEJRi403
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاهنامه خوانی با آواز دشتی
♦️ارسالی آقای پوررضایی
🆔@MEJRi403
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا مهریز
گله ی کل وبز کوهی
♦️ارسالی خانم صادقی
🆔@MEJRi403
هدایت شده از سخن بزرگان
موفق ترین انسانها،آنهایے نیستند ڪه
بہ ثروت یا قدرت رسیدہ اند...
بلڪہ ڪسانے اند ڪہ هیچگاہ
دیگران را نرنجاندہ اند...
دل ڪسے را نشڪستہ اند
و باعث غم واندوہ هیچڪس نشدہ اند.
@sokhan_iw