eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یادگار # توضیحات مشک بستن از زبان حاجیه خانم فاطمه صادقی (حاج باقر) سلامت باشن الهی🌷🤲 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# چگونگی تبدیل پوست گوسفند به مشک در قدیم: دونوع مشک یکی مشک برای ماست یکی مشک برای آب ابتدا در اصطلاح باید موی هاي پوست را با قرار دادن در آب آهک (بین یک هفته تا ۱۰ روز) از بین برد سپس آن را کامل شستشو ولگد کنند تا آب آهک وآب اضافه اون کامل خارج شود. برای رسوندن پوست آن را در مخلوطی از پوست انار خشک می گذاشتند و اگر مشک برای آب بود در روسک(پوست ریشه ی بادام کوهی) هم قرار می دادند به مدت یک هفته بماند . و پوست که خودش را گرفته وجمع شده را در اصطلاح مشک می بستند که برای بستن آن هم مهارت خودش لازمه. از آقای صادقی 🆔@MEJRi403
♦️ ارسال از اسکندری_ خراسان شمالی - درق که بطور اتفاقی با کانال ما آشنا شدند وفرهنگ ومطالب منطقه ما براشون جالب اومده: قدیم تر از اینکه به شهر و دهات ایران آب لوله کشی بیایید و آن مانی که بیشتر ظروف و کاسه های مردم سفالی یا از جنس پوست گوسفند بود،مانند کوزه و تـغار و تُنگُلی(تُنگ یا کوزه بسیار کوچک) و یا مـشک، خانواده ها و بویژه دختران آب از قنات و سرچشمه به خانه می آوردند و اب خنک از کوزه و مشک می نوشیدند.این زمان مردم بخشنده بودند، به بهانه ای می بخشیدند به هم. تابستان انگشت شماری که یخچال نفتی داشتند به درب خانه همسایه یخ تحفه می بردند.اگر مادر خانه آب و شکری را در لیوان های رویی با چوب اناری به صورت یخ در می آوردند و با نام آلاسکا!! به دست بچه همسایه می دادند. از سبزی کاشته در باغچه خانه، از سیب و اناری می گذشتند. گاودار از ماست و گوسفند دار از دوغ و مزرعه دار از تخم آفتابگردان و شاهدانه و کنجد. گذشت بود، به اندازه ای که در خانه های تلویزیون دار به شب پخش فیلم اوشین و سلطان شبان و میرزا کوچک خان غلغله ای بپا میشد.پیران به نخودچی و مشهدی ها به نقل و نبات و نخود و قم آمده ها به تکه ای سوهان و آن یکی با شیشه ای عطر و گلاب و... چه شاد می شدند. اما افسوس اگر امروزه روز که اکثرا صاحب مال و کاری هستند اگر محتاج باشی و به نیت رفتن به شهر نزدیک، به نزدیکی 7الی10کیلومتر بر لب راه ایی، افسوس که صدها خودرو آشنا و غریب می گذرد ولی در آخر مجبوری دست به جیب ببری و دربست کرایه کنی.... چقدر بخشنده بودیم 🆔@MEJRi403
♦️ ببینید قرابت و تفاوتهای فرهنگی میان دو استان ودو ولایت همسایه را: این گیاهی که در کانال معرفی کرده اید، مردمان کرمانج و بعضی از تات های ما هم آنرا کلپوره می گویند. اما ما آنرا درمنه تُرکی می نامیم و از خشک شده و یا دم کرده آن برای رفع مسمومیت های گوارشی استفاده می کنیم. برای آنهایی که روده هایی عفونتی دارند 🆔@MEJRi403
✅ ارسالی هموطنانمان از درق خراسان: ما هم به این جانور که قدیم ترها زیاد پیدا می شد ولی به خاطر عقیده ای نادرست که ناشی از ترسی گنگ بوده تا حدی زیادی باید گفت منقرض شده است بزغاله مار می گوییم. عقیده بود که اگر به یکباره و ناگهانی از زیر دوپای یک مرد بگذرد آن مرد مقطوع النسل می شود. در مورد ترس از حیوان و از راسته خزنده بودنش بوده که مردم بشدت از آن واهمه داشته اند. در زمینه خرافات من در شهر خودم مطالعاتی داشته و به نتایج جالب رسیده ام. خرافات ناشی از ترس، حرمت، قانون دولت، اصول دین و مذهب و اساطیر و افسانه ها و ناآگاهی و بیسوادی و گاهی دشمنی بین تیره و قبیله ای باعث ایجاد خرافه می شده است. مثلا در طایفه ما رنگ سبز و سیاه بدیمن و بدشگون است و هنوز از آن تا حدی تبعیت دارند. چرا؟! سیصد و اندی سال موقعی که این طایفه بر اثر ظلم خاندانی عرب زاده و سید که مورد حمایت شاهان صفوی بوده برای آب و ملک دعوا می کنند و قتل کرده، شبانه مال و اموال و آسیاب ابا اجدادی خود را در ترشیز(کاشمر) رها و آواره شمال خراسان و شمال سمنان می گردند. از آن تاریخ به زنده نگهداشتن این کینه از پوشیدن لباس سبز و سیاه و حتی کاشت شاهدانه، و خوردن پلو دوشب مانده به عید که به عید عمرها معروف است و شادی زیاد و درست کردن پلو به شب عید پارسیان توصیه ها کرده اند. ♦️ از اینکه تحقیقات ودانش خود را با ما به اشتراک می گذارید بی نهایت سپاسگزاریم🙏 🆔@MEJRi403
♦️ مطالعه از صفحه ۵۴۲ تا ۵۴۸ تا آخر داستان داستان وخاطرات از کتاب شازده حمام محمد حسین پاپلی یزدی 🆔@MEJRi403