eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.8هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻پیامبر از زبان سیدالشهدا ✍🏻اسطوره‌ای در افق هستی این عبارات زیبا، بخش کوچکی از ویژگی‌های رفتاری پیامبر اکرم (ص) است که از زبان حضرت سیدالشهداء (ع) توصیف شده: 👈 «دائمُ الفکر» بود؛ همیشه در تفکر بود، هرگز از فکر کردن خسته نمی‌شد؛ 👈 «مُتِواصِلُ الأحزانِ» بود؛ یعنی همواره در غمِ شیرینِ باوقاری فرو رفته بود و معلوم میشد که غم متصلی است و بخش اعظم این غم، در دل پیامبر(ص) بود؛ در حالیکه معمولاً بر لبش، لبخند جاری بود؛ اما غمِ سنگین و ریشه‌داری در دل همراه او بود. آیا غمِ ناشی از درکِ یک حقیقتِ بزرگ بود؟ غمِ مردم بود؟ 👈 «لِیسَت لَهِ راحةٌ» هرگز پیامبر را بی‌دغدغه نمی‌دیدیم، همیشه دغدغه‌ی چیزی داشت. 👈 «طَویلُ السَّکت» یعنی اهل سکوت‌های طولانی بود. 👈 «لایَتَکَلَّمُ فی غَیرِ حاجَةٍ» جز زمانی‌که لازم و مفید بود، سخن نگفت. بنای پیامبر بر سکوت بود، اِلّا وقتی‌که حرف زدن، ضرورت و فایده‌ای می‌داشت. 👈 لَیِّن و اهل مدارا بود. اما تو خالی و بی‌اراده نبود. باوقار بود، در عین حال ترسناک هم نبود. پیامبر همیشه در بین ما حُرمت و ابهّت داشت، اما هیچ‌وقت از او نمی‌ترسیدیم. 👈 نعمت هرچند اندک، نزد او بزرگ بود. بدِ هیچ‌کس و هیچ‌چیز را نمی‌گفت. هرگز برای امر دنیوی و برای منافع خود عصبانی نشد. هرگز قاه‌قاه نخندید اما همواره تبسّم بر لب داشت، ظاهر و باطنش با مردم یکی بود. در خلوت و جلوَت یک شخصیت داشت. 👈 رفتارش در جامعه با مردم چگونه بود؟ بنای پیامبر بر دوستی و جذب و وحدت و محبت و اُلفت با مردم بود، نه ایجاد نفرت. «کانَ یُؤَلِّفُهُم و لایُنَفِّرُهُم». 👈 «مَن سَألَهُ حاجَةً لَم یَرجِع إلا بِها أو بِمَیسورٍ مِنَ القَولِ» هرکس به پیامبر رجوع می‌کرد و از او چیزی و کمکی می‌خواست، محال بود که بی‌جواب و با دست خالی برگردد. پیغمبر اگر داشت، می‌داد و اگر نداشت، او را با کلماتِ زیبا بدرقه می‌کرد، از او عذر می‌خواست، به او آرامش می‌داد و به‌گونه‌ای سخن می‌گفت که از دادنِ آن چیز هم نزد آن فرد عزیزتر بود. 👈 هیچ‌کس از محضر(ص) پیامبر ناراحت بیرون نمی‌رفت، حتی دشمنانش وقتی نزد ایشان می‌رفتند و در ساحت قدس او قرار می‌گرفتند، از جلسه که بیرون می‌آمدند، نمی‌توانستند از او متنفّر باشند. 👈 «و صارَ لَهُم أباً» برای مردم پدر بود «و صارَ عِندَه سِواء» و همۀ مردم بدون استثناء در چشم او مساوی بودند. برای هیچ‌کس بی‌دلیل، احترامی بیش از بقیه یا بی‌احترامی قائل نمی‌شد. 👈 اهل «تَسوِیَةُ النَّظَرِ و الإستِماعِ بَینَ الناس» بود. یعنی حتی نگاهش بین مردم به تساوی می‌چرخید و حتی به سخنان افراد که گوش می‌داد، به‌طرز مساوی گوش می‌داد. تا این حدّ بر حقوقِ بشر تأکید و دقت داشت. 👈 مجلس پیامبر (ص) مجلس صدق، حلم، حیاء و امانت بود. در حضور او هیچ‌وقت صدا بلند نمی‌شد. در مجلسی که او حضور داشت، همه متعادل بودند؛ همه بر اساس تقوا سخن می‌گفتند و همه متواضع بودند. به بزرگ‌ترها و مُسنّ‌ترها احترام می‌گذاشتند و با کوچکترها با مهربانی برخورد می‌کردند. «وَ یُوثِرونَ ذا الحاجةَ» و نیازمندان را بر خود مقدم می‌داشتند. 👈 چهره‌ی پیامبر(ص) شاد بود، ابرو گره نمی‌کرد، مگر آنگاه که بی‌عدالتی یا منکری را میدید. 👈 «سَهِلُ الخُلق» بود؛ یعنی خیلی راحت می‌شد با او رابطه برقرار کرد. 👈 «لَیسَ بِفَظٍّ و لاغَلیظٍ» خَشِن و تندخو نبود. 👈 «و لافَحّاشٍ و لاعَیّاب» هرگز فحش بر لب او جاری نشد، عیب‌گیر نبود، عیب مردم را تعقیب نمی‌کرد. 👈 «و لامَدّاحٍ» در عین حال اهل مبالغه در تمجید از افراد هم نبود. ✍حسن رحیم‌پور ازغدی | محمد پیامبری برای همیشه (ص ۲۹-۳۴) پی‌نوشت: تمام این جملات، ترجمه و توضیح فقراتی از روایت نسبتاً طولانی‌ای است که در کتاب شریف «معانی‌الاخبار، ص۸۲» نقل شده است. 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
گیاهی منطقه # سَلم🌱 و # شورو🌱 از این دو سبزی کوهی برای چاشنی ماست استفاده می شود 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻اَدای دِین امروز می خوام در مورد نیک زنی بنویسم که به گردن خیلی از اهالی روستای کریم آباد حق داره شخصیتی بنام معصومه خاله معصومه که به معصومه خاله معروف بود قدیم ماما وقابله ی ده بود. کار نداشت زائو مادر دا ره یا نه برای همه مادری می کرد از زمانی که او را خبر می کردند تا بچه به دنیا می اومد وتا یک هفته ده روز بالای سر مادر وبچه می موند واز اونها مراقبت می کرد از کهنه شوری وپیچیدن بچه تو قنداق که اونوقتها به گویش محلی ما می گفتند پیچو یادمه دستهای بچه ها رو هم میذاشتند تو قنداق ومی پیچیدند وبا بند پیچو دور قنداق را می بستند. خلاصه معصومه خانم قصه ی ما برای خیلی از بچه های دهه ی ۵۰ و۶۰ مادری وشاید بالاتر از مادری نفش داشته دنبال عکسی ازشون بودم نیافتم اگر کسی مطلب رو خوند وعکس ازش داشت برامون ارسال کنه شادی روح معصومه خاله صلوات وحمدی بفرستین🤲 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
عکس قدیمی هنرستان شهید باهنر بافق تقریبا سال ۱۳۵۹ سمت چپ دومی معلم شهید محمد صادقی (شیرمحمد) و کنارشهید محمد صادقی سمت چپ کت مشکی جناب آقای علی اکبرکارگر معلم بازنشسته خدا حفظشون کنه احتمالا جلسه ی آموزش وپرورش بوده اونوقت زیر نظر شهر بافق 🆔 @MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
وسایل قدیمی کیسه چنته ودولهای کوچک درون آن: کیسه ی چنته برای نگهداری از دولهای متعدد که درونشون دارو‌گیاهی بود استفاده می شد، که برای حمل ونقل هم مناسب بود آن زمانها به جز کیسه چنته یه دول بزرگ برای قند ویه کیسه چنته دیگه هم برای لوازم خیاطی مثل نخ وسوزن وانگشت‌ دونه وقیچی وسرقیچی ها استفاده می کردند. هر عروسی از این دول وکیسه هاي رنگارنگ با پارچه های قشنگ داشت واکثراین دول وکیسه ها با دست دوخت می شده ومهارت زنان قدیم در دوخت وکوک زدن عالی بوده خدا رحمت کنه اون شخصی که کوک بر کیسه چنته بالایی ودولها زده را آیا می دونست یه روزی تصویر کیسه ودول وکوکهاش داخل کانال مجری به اشتراک گذاشته میشه؟؟؟ بازی دنیا قشنگه خیلی قشنکه😞😞 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
سلام ممنون از کانال خوبتون🥰🥰🥰 اینم دولوی قند من برا جهازم هست هر وقت مسافرت میرم قند ونبات داخلش میریزم و به مسافرت می برم خیلی هم عالیه👌👌👌 اتفاقا تازه از مسافرت برگشتم مادرم دولو رو دیدن گفتن اون پارچه چیه گفتم دلو که خودتون بهم دادید کلی هم خوشحال شدن که هنوز دولو رو دارم🥰. گفتن پارچش رو بی بی بهم داده بودن روح بی بی و پدر بزرگ عزیزم شاد که اینقدر عزیز بودن که یک لحظه از خاطرمون بیرون نمی رن😔 خانم توکلی از کریم اباد بازم ممنون از کانال خیلی خوبتون🙏🙏
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 اتاق فکر مجری 😂بانوان دیار کریمان به کمکمون اومدند ودر تولید محتوا نام چند غذای سنتی وقدیمی را برامون ارسال کرده اند که همینجا ازشون تشکر می کنیم🙏 لازم به توضیح است قدیم بیشتر در بیابان برای تولیدات دامی بسر می بردند وبه اقتضای شرایط بیابان وعدم امکانات به پخت غذاهای مناسب ودر خور اون شرایط می پرداختند از آن جمله است: شیر په او قتقو قتقو شیرین آش ارزنو بلغور سیرو کماج اوگرمو دَلَمه خاگینه با شیر جتک پله گندم پیازو آرد بو داده او فتیر درمورد هر کدام توضیحاتی ارسال می گردد. 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# ارسالی مخاطبین خانم حسن زاده احمدآباد عکس فتیر فتیر خمیر وَر نیامده است که زیر آتش می کنند . سپس آنرا از زیر خاکسترها بیرون می کشند . یک گزینه ی مناسب تغذیه در بیابان 🆔 @MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
نان محلی در تنور سنگی. ارسالی خانم حسن زاده🙏 🆔@MEJRi403
زندگی عمر کردن نیست، بلکه "رشد" کردن است عمر کردن کاری است که از همه‌ی حیوانات برمی‌آید. اما رشد کردن هدف والای انسان است که عده‌ی معدودی می‌توانند ادعایش را داشته باشند. 👤جورج برنارد شاوور 🆔@MEJRi403
جورج برنارد شاو (به انگلیسی: George Bernard Shaw، ۲۶ ژوئیهٔ ۱۸۵۶ – ۲ نوامبر ۱۹۵۰)، که به اصرار خود با نام برنارد شاو شناخته می‌شود، نمایشنامه‌نویس، منتقد ادبی، اهل جدل و کنشگر سیاسی اهل ایرلند بود. او ۶۰ نمایشنامه از خود به جای گذاشت که از برجسته‌ترین آن‌ها می‌توان به مردی و ابرمرد (۱۹۰۲)، پیگمالیون (۱۹۱۳) و ژاندارک (۱۹۲۳) اشاره کرد. او در آثار خود، طنز معاصر را با تمثیل‌های تاریخی ترکیب می‌کرد و به‌عنوان پیشروترین نمایشنامه‌نویس نسل خود شناخته شد. در آثارش، تلفیقی از طنز معاصر و تمثیل تاریخی را به کار می‌برد. او در سال ۱۹۲۵ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. از او به‌عنوان توانمندترین نمایشنامه‌نویس بریتانیایی پس از ویلیام شکسپیر و نافذترین رساله‌نویس پس از جاناتان سوییفت یاد می‌کنند. 🆔@MEJRi403