به بهلول گفتند تقـوا را توصیف کن گفت:
اگر در زمینی که پُر از خار و خاشاک بود مجـبور به گذر شوید چه میکنید؟
گفتند: پیوسته مواظب هستیم و با احتـیاط راه می رویم تا خود را حفـظ ڪنیم...
بهـلول گفت در دنیا نیز چنین کنید تقوا همین است از گـناهان کوچک و بزرگ پرهیز ڪنید و هـیچ گناهی را ڪوچڪ مشمارید کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای ڪوچڪ درست شـده اند.
@sokhan_iw
.
🌙ماه مبارک رمضان 🌙
🌿🌙
این ماه پر از رحمت و برکت رمضان است
پیوسته در رحمت او باز و عیان است
لطف و کرم این ماه کران تا به کران است
غفار ندا داد و مرا ورد زبان است
"چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است"
🌿🌙
ای بنده عاصی، شده طاعت دو برابر
تأکید عبادت شده این ماه سراسر
در کوچه و بازار همه مُصلح و یاور
آری که عبادت منش مرد و زنان است
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
🌿🌙
دستت به دعا در سحر و بسته دهن کن
با حضرت حق درد دل و داد سخن کن
حاجت طلب و یاد ز مخلوق و زِمن کن
کین ماه پراز رحمت و حکمت به جهان است
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
🌿🌙
هر لحظه آن پر ز عنایات الهی است
هر بنده ضیافت شده بر سفره شاهی است
مسدود در دوزخ و نیران به ذگناهی است
شاد است کسی را که همی بسته دهان است
جیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
🌿🌙
ماهی که در او سوره قرآن شده نازل
بر سینه آن ختم رسل حجت عادل
هر آیه پر از حکمت و بر خلق دلایل
راه و روش زندگی پیر و جوان است
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
🌿🌙
این ماه که شد اجر عبادت دو برابر
هر آیه قرآن شده یک ختم رسراسر
باز است درِ رحمتش از غرب به خاور
ماهی که درآن لیله قدراست و نهان است
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
🌿🌙
ای عالیمان هوش که قدرش همه دانید
هر دم به عبادات و اطاعت گذارید
دستی به دعا بهر مناجات بر آرید
این بنده ناچیز(نیا) هست و همان است
چیزی که عیان هست چه حاجت به بیان است
محمد حسن محمدی نیا
بهاباد رمضان ۱۴۰۲
✅توضیح اینکه
این شعر در قالب مسمط و البته مسمط مخمس یا همان ترجیح بند سروده شده
🆔@MEJRi403
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️هشتاد سالگی
واین عزت و سربلندی
نتیجه عمر را وقف کسب علم ودانش کردن است
این آینده نصیب هر کس که آرزومندشه وبراش تلاش می کنه 🤲🤲
✅ ممنون از جناب ابوالحسنی
بابت ارسال این کلیپ ارزشمند👌👌👌
🆔@MEJRi403
من بودم و خوابی خوش در گوشه تنهایی
در خواب تو را دیدم در آن شب رویایی
دست تو به دستم بود از باغ گذر کردیم
مفتون تو بودم من وان حال تماشایی
چند اختر بازیگوش، با گوی شهاب خود
گرد آمده دور ماه، آن مظهر زیبایی
بوی خوش شببوها، پر کرد مشام ما
مهتاب به روی آب در اوج دلارایی
آن خرمن گیسویت، لغزید به بازویت
زد باد به گندمزار گویی که به صحرایی
از عشق و وفا گفتی بسیار سخن آن شب
آن زمزمه شیرین در گوش چو لالایی
گفتی که چه میخواهی، گفتم که در این دنیا
از دوست ندارم من، جز دوست تمنایی
بر شانه من تکیه، دادی تو سر خود را
در سینه من غوغا از شدت شیدایی
زان دیده جادویت بر من که نظر کردی
بیخود شدم و دادم، از دست شکیبایی
گفتم که دهم بوسه بر آن رخ زیبایت
ناگاه پریدم من، زان خواب تماشایی
از بستر من برخاست عطر خوش گیسویت
در دیده مجسم بود، آن لعل مسیحایی
بگذشت از آن رویا، چندین شب و ماه و سال
مانده است به در چشمم، ای کاش که باز آیی
"گلزار" به جان آمد از حسرت روی تو
"ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی"
♦️علیرضا گلزاری
بیستم اسفندماه ۱۴۰۳
🆔@MEJRi403
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨یا صاحب الزمان✨
غافل شده ام از تو ، تو حاضر و پیدایی
دلخون شدم و مجنون برمن تو چو لیلایی
با کلک خیال تو سرزنده وسر مستم
هر جا که نگاری هست،، تو واله و شیدایی
مجذوب رخت گشتم ،سرگرد بیابانها
دنبال تو میگردم در گلشن و صحرایی
هر روز سلامم را اول به تو می گویم
ما نوس توام یارا در هر شب تنهایی
گویند که بر دنیا از دور نظر داری
برمن تو ولی هستی تو سید و مولایی
یاری تو نما ما را در وقت پریشانی
هرچند که می دانم همراه و هم آوایی
عذرم بپذیر ای دوست، بر درگه خود ده راه
دریای کرم هستی، از ذریه ی زهرایی
ما را نه غم ازطوفان،چون نوح تو کشتیبان
ما را به سوی ساحل، هادی تو ز دریایی
زینب صادقی کریم آبادی
۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۳
✅ انجمن شعرو ادب بهاباد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 در مورد گله چَکَنه:
قدیم کسانی که گوسفند زیادی داشتند بیابان سر هر منزل وچاهی وبیکندی ومراتع اطرافش
به پرورش ودامداری وتولیدات دامی مشغول بودند
افرادی که گوسفند زیادی نداشتند وداخل روستا آغول داشتند وگوسفند نگه می داشتند ،
برنامه ،قراری داشتند هر روز آفتاب نزده همه
در محل معینی گوسفندان را جمع می کردند
ویا مردم نوبتی گوسفندان را به دامنه ومراتع
نزدیک ده برای چرا می بردندیا چوپانی استخدام می کردند،
وبیشتر مسئوليت رساندن گوسفندان به محل گله بچه ها بودند واگر یه روز خواب می موندند
تا فاصله ی زیادی راه می رفتند وگوسفندان را
به گله میرساندند.
وغروب گله گوسفندان وارد ده میشد
و صدای بع بع ودویدن گوسفندان تماشایی بود.
گوسفندان هم ، آدرس خونه را بلد بودند وهر گوسفندی خودش میومددرب آغول خودش.
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#ارسالی همراهان
#حوض کل فاطی
#چای آتیشی
مخزن آب موجود در عکس در این منطقه به «حوض کل فاطی» معروف هست که در زمستان با بارش باران پر میشود و در تابستان برای گله های گوسفندان مورد استفاده قرار میگیرد
اون آتیش و چایی هم از دوستان سر حوض کل فاطی دم کردند و نوش جونشون
📸عکس ارسالی از خانم پورجنایی احمداباد
مجری:✍🏻 در مورد حوض کل فاطی :
کربلائی فاطمه سازنده ی این حوض همسر حاج علی اکبر غفوری (معروف به اکبر غلوسن)و مادر مرحوم حاج علی اصغر غفوری احمداباد در حدود 60سال پیش
ملکی از روستای رحیم اباد به پسرشان حاج علی اصغر غفوری دادند تا این حوض را برای رفاه حال مردم بسازند
قدیم اینگونه حوض ها وآب در آوردن برای رهگذران یا احشام وحیوانات ارزش بالایی داشته
شادی روح کربلائی فاطمه
فاتحه وصلوات 🤲
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
واما پنجشنبه آخر سال از راه رسید
وطبق سنت ورسوم بجای مانده از گذشتگان
به آرامگاه عزیزانی می رویم که روزی در کنارمان بودند و الان اسیر خاک اند ودستشان از دنيا کوتاه
قدیم بیشتر سعی می شده در خانه وبا دست خود خوراکی پخت کنند و به یاد آسمان نشینان
آن را بر مزارشان بگذارند.
وهیچ تضمینی نیست که سال بعد ما دنیا نشین باشیم یا .....
به یادشان هستیم با فاتحه وتلاوتی و خیراتی
که در ابتدا دستگیر ما خواهد بود در برزخ
ونور وروشنایی ورزق خواهد بود برای درکذشتگانمان
و چقدر دلگیر است این روزها ودلتنگی که هیچ درمان ندارد ،،،
🆔@MEJRi403