9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 شهید اهل سنجدک بهاباد که حضور مهمان را در عالم رویا به مادر خبر میدهد
📺 ویژه برنامه "شهر خدا" هر روز ساعت ۱۷ از شبکه یزد
♦️ شادی روح شهید میر محمدی ووالدینش فاتحه مع الصلوات
🆔@MEJRi403
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ حفر سر پناه در دل کوه
شیر زن عشایری
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻اشعار بومی :
تو گل بودی منم غنچه کنارت
تف ولعنت به اون قول وقرارت
سر سالی نشد یاری گرفتی
نمیرم تا ببینم روزگارت
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
گلی وبلبلی هر دوشدند جفت
که بلبل راز دل با گل نمی گفت
میون گل وبلبل دوری افتاد
که بلبل سرحد و گل هم به جیرفت
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
تو که نوشم نه ای
نیشم چرایی
تو که یارم نه ای
پیشم چرایی
تو که مرهم نه ای
بر زخم کارم
نمک پاش دل
ریشم چرایی
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
جدایی سخت مرا دلگیر داره
فلک بر گردنم زنجیر را داره.
فلک از گردنم زنجیر را بردار
که غربت خاک دامنگیر داره
♦️♦️♦️♦️♦️
میون موج دریا خونه ی من
فلک برهم زده آشیونه ی من
الهی خير نبینی مرد صیاد
که برهم زدی تو آشیونه ی من
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
علی خان پالتوی پشمی بَرُش بود
صدو سیصد فشنگ دور قدش بود
سلام من به رخسارش رسانید
پسر خاله به قصد کشتنش بود
# برش بود پوشیده بود تنش بود
# در مورد علی خان:
یاغی معروفی که هیچ کس جلودارش نبوده
در کوهی پناه گرفته بود وبا افرادش راهزنی می کرد
آخر هم به دست پسرخاله اش که به او اعتماد داشت ودوست باوفایش بود کشته میشه.
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 اشعار بومی:
تو در بالای بوم و من در زمینم
تو نارنج طلا من در کمینم
تونارنج طلا دست بزرگون
منم گرفتارم به دست طفل نادون
🌷🌷🌷🌷🌷
فلک دادو فلک دادو فلک داد
فلک تخت سلیمان داده بر باد
سلیمانی که حکم بر باد میداد
خودش میدید که تختش میبره باد
🌷🌷🌷🌷
بهار اومد به صحرا و درو دشت
جوانی نو بهاری بودو بگذشت
سرقبر جوونا لاله رویه
دمی که جمعشون رفتن به گلگشت
خداوندا جوانی ام به سر رفت
درخت شادکامی بی ثمر گشت
درخت شادکامی عمر فائز
چو مهمانی که شب آمد سحر رفت
چه سازم که جوانی نیست دائم
به بختم چرخ میگردد ملایم
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لافتی الا علی
دوش آمد این ندا بر گوش من ای هوشیار
گوش دل را باز کن بشنو ز هر عضو آشکار
خود شنیدم دوش قُمری خواند با جمعی هِزار
راهبی در دِیر این میگفت و در محراب یار
لافتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
🍃🍃
در رهی بودم که بانگی آمد از یک کوهسار
گوش کردم من شنیدم نغمه از آهنگ تار
می رسد این نغمه از اعماق قلب روزگار
هر طنین قلب می گوید به ما در حال کار
لافتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
🍃🍃
در فضای بیکران میگفت هر گرد و غبار
بانگ از خورشید و از ناهید آمد در مدار
این صدا آمد ز رعد و تندرِ ابر بهار
جمله میگفتند ماهیها درون جویبار
لافتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
🍃🍃
پار کردم قصد حج لیک از نجف بودم گذار
چشم اُشتر بر حرم افتاد و داد از کف قرار
هرچه کوشیدم که تا بِرهانَمش زین حال زار
با زبان بی زبانی گفت با داد و هوار
لافتی الا علی لا سَیف الا ذولفقار
🍃🍃
بود عَمر عَبدوُد از پهلوانان کبار
لیک او کافر بُد و می بود زان آل و تبار
تا به خاک افتاد با شمشیر شیر نامدار
کرد با خود صحبتی بر لب برانید این شعار
لافتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
🍃🍃
گفت "سیمرغ" ای علی ما را ز یارانت شمار
کن نصیبم تا که باشم با تو روزی همجوار
چون تو را هستند عاشق جملگی دار و ندار
این ندا می آید از هر برگ برگ شاخسار
لافتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
🍃🍃
لقمانی بهابادی "سیمرغ"
🆔@MEJRi403
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوش اخلاقی
سکوت
دو کار بی زحمت
اما
اما با اجر زیاد
🆔@MEJRi403