♦️ بیاموزیم :
برخلاف چیزی که ما از رنگ خورشید می بینیم
نور خورشید سفید نیست
طیفی از رنگها رو داره
که چشم ما قادر به دیدن آن طیف از رنگ نیست
اگر بلافاصله بعد از باران خورشید در آسمان نمایان شود نور وارد قطره های آب باران موجود در آسمان شده وماجرای شکست نور اتفاق
می افتد ونور خورشید تجزیه می گردد به :
قنز سانب
قرمز نارنجی زرد سبز آبی نیلی بنفش
🆔@MEJRi403
♦️ارسالی همراهان
دلم التماس دعا می خواهد.....🙏😔
از همان التماس دعاهایی که آدمیزاد
یک وقت هایی دلش را به"دریا" می زند!!!!
وبه خلق الله رو می اندازد😔
که برایش دعا کنند.....! امشب از همه التماس دعا دارم
🙏از آنهایی که از ته جانت لا به لای بعضی ها با چه""زوری"" بالا می آید....!
آنوقت با همه ی وجود دلت را به
"زمزمه ی خدایا"گفتن خلق الله خوش میکنی!!
✨که اگر صدای تو به عرش نرسید!
لااقل یکی از همین خلق الله صدایش آنقدر رسا است که عرشیان وفرشیان از
""خدایا گفتنش"" الهی آمین بگویند!!!
🙏.....التماس دعای فراوان…🙏
به امیدحاجت روایی همگی شما عزیزان🤲🤲🤲
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻معنی چند واژه ی ارسالی در گویش مردم منطقه
کولَک =پنبه
چَش نَقاره = کنایه از کسی که چشم درشت داشت😂
چه چیزو چش سفیدیه = یکی از اصطلاحات برای غضب وکنایه به کسی که لج می بره
اوخوری= آبخوری ،ظرف مخصوص آب نوشیدن
جرجرو= کِرکِرو=جغجغه
گا گوعو=حرکت چهار دست وپا رفتن کودک
درخت پَتک = نام نوعی درخت در منطقه
تَرَکتُر=😁 تراکتور
کیسه چنته= نام دولی بزرگ که کیسه های کوچک دارو گیاهی داخلش بود
کیسه توتوندون = قدیم که چُپُق می کشیدند کیسه ای مخصوص توتون چپق داشتند
جوالدوز = جووال = نام گونی هاي بزرگ بود
اگر درست گفته باشم از پارچه (جُل ) درست می شد وسوزن جووال دوز یا جووال دوز به اون نسبت داده می شه
وضرب المثل معروفی هم داره که:
هر چی تو کِدی کُرخَرو دست به جووال جو نزن😂
و وجه بکار بردن این مثل هم زمانی است که کار ومسیولیتی از خودت به دیگری میدی وغیر مستقیم بهش میرسونی که استفاده یا بهره ای از اون خودش نبره
امیدوارم درست مفهوم را انتقال داده باشم.
پالون = چیزی مانند زین اسب که بر پشت الاغ میاندازند
پَساپرگار= مراسم
حَلو یَت=حلاوت شیرینی زندگی
آتش اَلوکردن= آتش روشن کردن
اِمبار= این بار این دفعه
خوار = زشت
پوزه = بیشتر صورت حیوانات را پوزه گویند
سُبُک و سوآری = به کسی که سنگین نیست وسبکه می گفتند سبک سواری نکن
مورچه سوآری= نوعی موچه ی سیاه بزرگ منطقه
چادِشو = چادر شب آنقدر مخفف شده تا رسیده به چاچو😂
گِلگِلی سِن = نوعی وسیله بازی الان هم هست وبیشتر چوبی، ، فرفره که روی زمین می چرخه
گِلگِلو 😂😂😂= غلغلَک
بوز..........زنبور لهجه ی یزدی
پَچَل = در یزد می گن پَچول = کثیف
دولَخ : گرد و خاک
راچینه = پله
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻واما داستان ضرب المثل مربوط به جووال:
گویند مردی قصد سفر داشت .پس کره الاغ خود را در طویله بست وکنارش جووال جو را قرارداد و به اطرافیانش سفارش کره الاغ را می کرد ومی گفت هر چی شما کدت کره خرو ولی به جووال جو دست نزند☹️
این شد که ضرب المثل
هر چی تو کِدی ، ، کُرخَرو
دست به جووال جو نزن
بین مردم رواج یافت
برم ببینم علامه گوگل هم این ضرب المثل را تو چنته ش داره یا نه
✋✋
🆔@MEJRi403
هدایت شده از خانم صادقی.... ای هیچ بر هیچ مپیچ
✍🏻خاطره از رویداد تاریخی کشف حجاب در زمان رضا شاه وبعداز آن:
#ارسالی از خانم حیات صادقی نسب دختر ممد خالوها :
به نقل از مادر حیات خانم سکینه کغنضاها:
رفته بودیم کشبون موقع خیارها بود یه مدت که گذشت کد خدا را دیدیم که سراسیمه رسید واز دنبالش آژانها اومدند وروسری از سر همه برداشتند وغیض وغضب کردند که چرا روسری سر میذارت در همین حال خانمی دورتر در حال رفتن بود که یک آژان متوجه او شد ودوان دوان خود را به او رساند و وسری از سرش برداشت موهای خانمه بلندو زیبا بود ه واز شرم وحیا بلافاصله چاچویی که در دستش بود را روی سر میندازه وقرار می کنه..
وبه نقل مادر سکینه کغنضاها :
تعریف کردند که روزی کدخدا همهی خانمها را به خانه دعوت وبه اونها میگه دستور آمده همه ی خانمها لباس بلند وکلاه(سبک زنان انگلیسی) دور دار برا خودشون تهيه کنند که اون وقتها می باس می دوختند وروزی را مشخص کردند که فلان روز مقامات میان از ده بازدید وهمه ی شما باید با این سبک لباس وپوشش وارد خونه ی کدخدا بشید
ما فکر کردیم چطور از این معرکه بگریزیم پس رفتن به بیابون وزاییدن گوسفندها وکار زیاد در بیابان را بهونه کردیم واز کدخدا خواستیم اجازه بده تا قبل از اومدن مقامات وآژانها ما به بیابان بریم واز ده خارج بشیم کدخدا بعداز اصرار زیاد ما اجازه داد که نصف شب از ده خارج بشیم وهمراه خودمون مقداری پارچه ببریم وسر هر منزلی شبها مشغول دوختن لباس به همون سبک گفته شده می شدیم که اگر آژانها متوجه شده باشند وما را تعقیب کردند ما در حال اجرای دستور باشیم.
تشکر می کنم از این خاطره ی زیبا از کشف حجاب که خانم صادقی نسب ارسال کردند.
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#ارسالی همراهان در تکمیل این پست
سلام:
مطلب کشف حجاب کامل نیست
اون خانم که آژانا دنبالش دویدن و روسریش را در آوردن
روسریش را همراهشون بردن تو پاسکاه باباد
اون موقع به روسری میگفتن چارقد
وقتی چارقدش را بردن باباد
اون زمان خیلی عیب بوده از بس مردم میگفتن
کل ممد علی آبادی پدر حاجی عبدالرضا
رفتن تو پاسگاه باباد
گفتن زنی که چارقدش اوردت فامیل ما بوده چارقدش را بدت ببرم.
چون کل ممد کدخدا بوده
و پیششون اعتبار داشته چارقد را دادن
و حرف و گف مردم تموم شده
مِجری : از اینکه به مطالب اهمییت می دید ونسبت به اونها توجه دارید بسیار خرسند ومسروریم
این پیام امروز شما انگيزه به جمع آوری مطالب وکار بر اونها را برایم دوچندان کرد
بسیار سپاسگزارم🙏
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
# گشت و گذری در قلعه:
✅ جالبه ،،حتما ببینید
✍🏻 دلنوشته مجری:
این کوچه ها وخانه ها وحتی برج قلعه
شاهد روزگارانی بوده پراز هیاهو
تاریخی پشت سر گذرانده
شاهد چه تولدها بوده وچه شادی ها
شاهد خنده ها بوده وگریه ها
شاهد از دست دادن نوزادانی که سالهای آبله
و وبایی از دنیا می رفتند قدیمی ها برامون می گفتند شبی نبوده که مادری به سر زنان به طرف قبرستون نره😔
شاهد قد کشیدن جوانانی بوده که الان مدال شهادت را برسینه دارند
شاهد قد کشیدن کودکان و
خمیده شدن کهنسالان بوده
دیوارهای گلی اما هنوز پا بر جایند
خشت هایی که می گویند پیران در آن چیزهایی می بینند که جوانان در آیینه نمی بینند
چه عبرت آموز است سیر در تاریخ وآثار تاریخی
بر ای کسی که پند بگیرد از سرانجام زندگی آدمی........
اللهم الجعل عواقب الامورنا خیرا 🤲🤲
#قلعه_کریم آباد:
چهار طرف قلعه برج داشته با دیواره هایی بلند ودر آن روزنه هایی برای دیده بانی وقرار گرفتن لوله های اسلحه
برای محافظت از قلعه در برابر راهزنها ،دروازه ی قلعه هم روبروی مسجد بوده کنار خانه ی مرحوم حاج کبل باقر🍀🍀🍀🍀
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✅ این سند جالب هم داخل کانال چنته بهاباد
بار گذاری شده بود
حضور وغیاب کارگران قنات علی آباد
سال ۵۸
با این عنوان 👇👇
#بهاباد_قدیم
📷 کارت حضور و غیاب کارگران حفاری قنات روستای «علی آباد ملاعلیرضا» در مردادماه ۱۳۵۸ به سرپرستی مرحوم حاج علی اصغر جلیلی بهابادی
📨 ارسالی از آقای علی اکبر عابدی
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#معرفی شهید: ؟؟؟؟؟
شهیدان امروز ما نام ندارند ،
#دو شهید بی نام ونشون مهمون وچشم وچراغ منطقمون هستند.( احمد آباد )
#دلنوشته ی مجری:
نامت را نمی دانیم،نام مادر وپدرت راهم نمی دانیم، فقط این را می دانیم که مانند قاصدکی پرواز کنان مهمان دیارمان شدی،
نمیدانم مادروپدرت الآن مهمان تواند یا مهمان دنیا....
نمیدانیم حال خواهرت را
نمی دانیم حال برادرت را
نمی دانیم ازدواج کرده بودی یانه
فرزند داشتی یا نه
تورا گمنام می نامند اما این ماییم که گمنامیم وغرق در بازی دنیا ،،،
واما از تو نامدارترو بلند آوازه تر کیست؟!
تو که عَلَم شجاعت و دلیری در دست داری
توکه علم عشق بازی با خدا واهل بیت در دست داری،،
نه تو گمنام نیستی
تو تا ابد ملجأ نا امیدان، دلشکستگان
ومونس تنهایی بسیاری از مردمان این دیاری
برادر شهیدم کاش روز قیامت
شفیع مردمان دیاری باشی که در خاکش آرمیده ای
به امید شفاعتت حمدو صلواتی می فرستیم🌷🌷
🆔@MEJRi403