eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.8هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 خاطره گویی: ارسالی همراهان گرامی خاطره ایی از مرحوم مغفور محمدعلی حسینی دخت(معروف به مدلی نوروز) که از بستگان ایشان شنیدم اینکه ایشان در زمان نوجوانی (حدود90سال پیش) برای کار به یکی از شهرهای استان خراسان می‌روند ودر آنجا به بیماری فلج دچار می‌شوند وپاهایشان فلج می‌شود، صاحب کار ایشان ابتدا ایشان را برای معالجه پیش دکترهای مختلف می‌برد و وقتی که دکتر ها همه از معالجه ناامید شدند می‌گفتند که علاجی ندارد می‌بیند توانایی نگهداری ایشان راندارد ایشان راکنار حرم آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام می‌آورد درآنجا میگذاردو می‌رود.وایشان مدتی راکنار حرم آقا در مشقت وسختی وبا کمک‌های زوار وکسبه می‌گذرانند وقتی که سختی ایشون به اوج میرسه ودلشون میشکنه از طرف آقا عنایتی بهشون میشه میگفتن یه شب که کنار حرم بودندداخل صحن سقاخانه میبینندکه همه جا روشن شدو یه سید جلیل القدری نزد ایشون میادوبه ایشان اشاره می‌کنند که بر خیز ایشان می‌گوید نمی توانم فرداصبح میرم. (فکر می‌کرده‌اند که از متولیان حرم هستند می‌خواهند دربها راببندندوبه ایشان میگویندکه برخیز وبرو ) درهمان حال به خواب می‌رود وصبح وقتی که بلند می‌شوند می‌بینند هیچ اثری از فلج درپاهای ایشان نیست وآقا امام رضا علیه السلام ایشان را شفا داده اند. 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
🔴 تصویر زیبایی از رودخانه شور جلگه بهاباد درفصل بهار 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
_ کربلای جبهه ها یادش بخیر قدیمی از سمت راست ایستاده رضامحمدی ساغندی بعدی محمدرضاخویی مغستانی نشسته از راست محمد حیدری (فرزند حاج علی)گرگین آباد و بعدی محمد شاه قلی در منطقه جنگی فاو عراق 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
20.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
# بازم عباس وداستان معامله اش با خدا کلیپی قبلا گذاشته بودیم که عباس می گفت دو دو تا چهار تا نمی‌شه دو دوتای خدا میلیاردیه این هم یه داستان دیگه از عباس واقعا واقعا اگر چشم روی خواسته هات بستی از روی اخلاص مطمئن باش خدا بلندت می کنه مطمئن باش ✅ ارسالی آقای حسین صادقی کریم آباد: این بنده خدا عباس برزگر از بوانات استان فارس است پیجش (page) را تو اینستا دنبال می کنم واز زندگیش لذت می برم دوست دارم برم از نزدیک ببینمش😉 ممنونیم آقای صادقی🙏🙏🙏 🆔@MEJRi403
ابوالحسن خشروابوالحسن خشرو. حماسی محلی.mp3
زمان: حجم: 5.5M
♦️♦️ ارسالی ارزشمند همراهان کانال از خراسان: در مورد این شعر کانال سرکوی بلند جفت ستاره جوونی کشته شد بیست و سه ساله به رویش باز کنید زخمش ببینید جگر کُت کُت شده ،،دل پاره پاره این سروده برگرفته از آهنگ محلی مازندرانی معروف به سوته خوانی است در مورد قیام حسین خان مازندرانی در زمان رضااخان های سرکو بلند جفت ستاره جوان گوله خورد بیست و دو ساله یراقش باز کنید زخمش ببندید جگر باشید و دل گشت پاره پاره آهنگ ابوالحسن خشرو معروف به سوته دل خوانی مازنی در هر منطقه ای به زمان رضا خان یاغی هایی بر علیه ظلم خان ها و ژاندارمری قیام می کردند، در گلستان و مازندران سید رشید معروف و حسین خان عرب، از جمله آنها بوده اند که به کوه می زنند ولی دست آخر با نامردی دوستان و به جفا گلوله باران می شوند. این داستان در منطقه ما در نزدیکی استان گلستان در کنار داستان گل ممد معروف است. 👌بسیار تشکر می کنم ونمیدونم ایشون چه جوری واز کجا کانال رو یافتند وعضو شدند اما از اطلاعاتشون نهایت استفاده رو داریم می بریم سپاسگزارم خانم یا آقای اسکندری از درق🙏🙏🙏 آهنگ را گوش بدید جالبه👏👏👌👌 🆔@MEJRi403
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♦️ یکی از آهنگها ونواهای قدیم مردم سروده وآهنگهای ( ننه گل ممد ) است که کم وبیش از زبان گذشتگان شنیدیم حالا آهنگ کامل ننه گل ممد و داستان آن را با همکاری جناب آقای غیاثی ،خبرنگار،از شهر ایور خراسان و به پیشنهاد و راهنمايي اسکندری از درق به اشتراک می گذاریم و از همکاری گرامیان تشکر می کنیم🙏🙏 🆔@MEJRi403
♦️ داستان ننه گل ممد: آهنگ ننه گل ممد (گل محمد) ترانه ای پر سوز و گداز مادرانه است که در باور مردم محلی سبزوار و شهرهای اطراف، بعد از کشته شدن گل ممد یکی از قهرمانان محلی غرب خراسان به دست عاملین حکومت وقت (پهلوی) توسط مادر این قهرمان کرد و مبارز در سوگ فرزند خوانده شده است . گل ممد و تعدادی از افراد خانوار برای دزدیدن دختری که دایی گل ممد ( به نام مدیار)، عاشق او شده و دختر در خانه ارباب یکی از دهات زندگی می کند و قرار است تا آن دختر به زور به عقد پسر ارباب درآید، راهی می شوند و هنگام دزدیدن دختر درگیری بالا گرفته و مدیار کشته می شود و گل ممد هم که تازگی از خدمت نظام برگشته و تیراندازی ماهر است ارباب را هدف گلوله قرار می دهد. پس از مدتی دو نفر امنیه برای دریافت مالیات به محله کلمیشی ها مراجعه می کنند. یکی از آنها به زیور زن گل ممد نظر سوء دارد و این مساله به گوش گل ممد می رسد، از طرفی هم گل ممد در این گمان است که مالیات بهانه ای است تا او را برای قتلی که در جریان درگیری مرتکب شده دستگیر کنند، بنابراین شبانه دو مامور را نیز کشته و این شروع درگیری گل ممد با دولت و یاغی شدن اوست. پایان داستان پایانی تلخ است ، با حیله و ناجوانمردی گل ممد و اطرافیان نزدیکش را به قتلگاه می کشانند و سلاخی می کنند . مادر گل ممد به محض دیدن جنازه پسرش که تازه نامزد کرده بود اشعار: صد بار گفتم همچی مکو ننه گل ممد ........ را زمزمه می کند. دکتر محمود دولت آبادی ، داستان زندگی گل محمد را در رمان 10 جلدی کلیدر(طی سالهای 1347 تا 1362) به صورت جامع و کامل به رشته تحریر درآورده به گونه ای که از رمان کلیدر بعنوان یک شاهکار ادبی یاد می شود. 🆔@MEJRi403