♦️ داستان ننه گل ممد:
آهنگ ننه گل ممد (گل محمد) ترانه ای پر سوز و گداز مادرانه است که در باور مردم محلی سبزوار و شهرهای اطراف، بعد از کشته شدن گل ممد یکی از قهرمانان محلی غرب خراسان به دست عاملین حکومت وقت (پهلوی) توسط مادر این قهرمان کرد و مبارز در سوگ فرزند خوانده شده است . گل ممد و تعدادی از افراد خانوار برای دزدیدن دختری که دایی گل ممد ( به نام مدیار)، عاشق او شده و دختر در خانه ارباب یکی از دهات زندگی می کند و قرار است تا آن دختر به زور به عقد پسر ارباب درآید، راهی می شوند و هنگام دزدیدن دختر درگیری بالا گرفته و مدیار کشته می شود و گل ممد هم که تازگی از خدمت نظام برگشته و تیراندازی ماهر است ارباب را هدف گلوله قرار می دهد.
پس از مدتی دو نفر امنیه برای دریافت مالیات به محله کلمیشی ها مراجعه می کنند. یکی از آنها به زیور زن گل ممد نظر سوء دارد و این مساله به گوش گل ممد می رسد، از طرفی هم گل ممد در این گمان است که مالیات بهانه ای است تا او را برای قتلی که در جریان درگیری مرتکب شده دستگیر کنند، بنابراین شبانه دو مامور را نیز کشته و این شروع درگیری گل ممد با دولت و یاغی شدن اوست.
پایان داستان پایانی تلخ است ، با حیله و ناجوانمردی گل ممد و اطرافیان نزدیکش را به قتلگاه می کشانند و سلاخی می کنند . مادر گل ممد به محض دیدن جنازه پسرش که تازه نامزد کرده بود اشعار: صد بار گفتم همچی مکو ننه گل ممد ........ را زمزمه می کند.
دکتر محمود دولت آبادی ، داستان زندگی گل محمد را در رمان 10 جلدی کلیدر(طی سالهای 1347 تا 1362) به صورت جامع و کامل به رشته تحریر درآورده به گونه ای که از رمان کلیدر بعنوان یک شاهکار ادبی یاد می شود.
🆔@MEJRi403
1_17818353453.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
صد بار گفتُم هِمچی مکن ننه گل ممد
زُلفای سیاه را قیچی مکن ننه گل ممد
صد بار گفتم پلو مخور ننه گل ممد
وردور کوها تاو (تاب) مخور ننه گل ممد
صد بار گفتم یاغی مَرو ننه گل ممد
رفیق الداغی مَرو ننه گل ممد
الداغی بی وفایِ (بيوفاست) ننه گل ممد
تا آخر دنیا با تو نیایِ (نمی آید ) ننه گل ممد
ایمروز که دور دورنس ننه گل ممد
اسب سیات دِ جاولونس ننه گل ممد
ای جاولونا همیشه نیس ننه گل ممد
اسب سیات دِ بیشه نیس ننه گل ممد
وصف شما د ایرونس ننه گل ممد
عکس شما تهرونس ننه گل ممد
کو جرق و جرق شمشیرت ننه گل ممد
کو درق و درق هف تیرت ننه گل ممد
کو اجاقت کو اتاقت ننه گل ممد
کو بُرارای قولچماقت ننه گل ممد
گل محمد د خاو بی ی ننه گل ممد
تفنگشم برناو بی ی ننه گل ممد
تخم مرغای لای نونت ننه گل ممد
آخر نشد نیش ( نوش) جونت ننه گل ممد
قت( قد) بلندت شوه رف (آويزان شد) ننه گل ممد
نَمزَی( نامزد) قشنگت بیوه رفت ننه گل ممد
فشنگ د بند قُطار قُطار ننه گل ممد
وخ بار به جنگ سِبزُوار ننه گل ممد
اِلای بمیره قاتلت ننه گل ممد
خنک رِوِ دلِ مارت ننه گل ممد
🆔@MEJRi403
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوق دیدن دارم و رویا برای آسفیچ
باز دل پر می زند ا ندر فضای آسفیچ
کوه ودره،باغ وبستان ،چشمه ی کوی علی
بس قشنگ است و تماشایی نمای آسفیچ
رفته ام ،روزی به تفریحگاه بابا اکبرش
من نشستم فیض بردم از هوای آسفیچ
چون به کویش پا گذاری مست وحیران می شوی
همچو بلبل پررزنان اندر سرای آسفیچ
آب چشمه بس گوارا ،می دهد قلب را جلا
هست هم مهرو صفا تا انتهای آسفیچ
مردمانش عالم وفرزانه و اهل دل اند
نوجوانان در مثل چون کیمیای آسفیچ
✨زینب صادقی
♦️♦️♦️♦️♦️♦️
🏡اقامتگاه بومگردی بابا اکبر اسفیچ آماده و در ایام عید میزبان شما عزیزان هست.
یک دورهمی خاطره انگیز بهاری در مکانی زیبا و دنج همراه با چای آتشی،دمنوش،غذاهای سنتی،نوشیدنی های سرد و شومینه در اقامتگاه بوم گردی بابا اکبر آسفیچ ۰۹۱۳۹۴۱۶۴۳۸
🆔@MEJRi403
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ قصه ی تشته ی آب
توضیحاتش قبلا در کانال گذاشته شد
🆔@MEJRi403
♦️ مراسم دوست دوست ،دوست علی
در یزد
در منطقه ما بچه ها میگن بریم بیست و هفتم او
شب بیست وهفتم ماه رمضان که مصادف با قصاص ابن ملجم هست ،شب شادی دوست داران حضرت علی هست.
در هرکجا مسلمانان به نحوی این شادی را با مراسمات وآداب ورسوم زنده نگه داشتند و۱۴۰۰ ساله که سینه به سینه از اجداد مون به ما رسیده است.
یه خاطره جالب بگم در مورد لهجمون😂
یکی از مهندسین چادر ملو ، که خانه ای در جلگه اجاره کرده بوده ،می بینه یه دسته بچه در خونش در میزنن
میاد دم در بچه ها بهش میگن (بیس هفتمو)
میخِم،
مهندس که متوجه لهجه بچه ها نمیشه میگه من ۲۷ تا نون از کجا بیارم بدم شما
وصبح برای همسایه این قضیه رو تعریف می کنه که دیشب بچه ها از من ۲۷ تا نون می خواستن😂
خلاصه در منطقه ما ،شب ۲۷ رمضان بچه ها به درب خونه های مردم روستا میرن ومردم هم بهشون خوراکی می دن
البته شعر دوست دوست دوست علی رو هم می خونن.
حالا یه سری شیطنت ها هم قدیم انجام می شده مثلا پسرهای جوان با چادر سر کردن وپوشاندن صورت خود به درب خونه ها می رفتند و بیس هفتمو جمع می کدن ✋
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403