2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ اینم مراسم دوست دوست در بافق
وشیطنتهای نوجوانهای بافقی😁
کجا دارِد میرِد ماشاالله
ما بچه لَردیها داریم میریم دوست دوست
لَرد : نام محله ایست در بافق
🆔@MEJRi403
♦️ ارسالی جناب غیاثی از ایور خراسان:
گل محمد اسطوره نیست، افسانه هم نیست، واقعیتی نزدیک به ما هست، گل محمد کلمیشی پر از واقعیتهای ناب برای نسل امروزی هست. خود دولت آبادی البته اذعان میکنه که مرگ مادر گل محمد زودتر از خودش بوده ولی این خاصیت نویسندگی هست که برای مانایی سوگ « ننه گل ممد» بهتر بود زنده بمانه و همراه زنان دیگر شیون کنه.
گل محمد نماد مبارزه و بیداری بر علیه ظلم و استبداد هست، نماد بیداری افرادی که ترس در تمام وجودشون رخنه کرده. برای نسل جدید که گمان می کنند گذشته نزدیک به ما یعنی دوران پهلوی همه چیز گل و بلبل بود خوانش این رمان و رمانهای چون تنگسیر صادق چوبک و حتی آثاری از هدایت لازم و ضروری هست.
دو امنیه که وارد چادر خانواده کلمیشی میشن، نه زیور نگاه سو دارند، گل ممد اونهارو میکشه و بعد بحران اصلی شروع میشه.
قلعه چمن روستایی که بیشتر حوادث اونجا هست، قیام گل محمد، خان عمو و .. بر سر ظلم بین ارباب و رعیت.
اگر قرار بر نگارش به این رمان باشه باید به قدر صفحات آن نوشت اما جدای از سوگ که اینجا هست چند چیز جالب رو بهتر هست از این رمان جدا کنیم و بدانیم که آنگونه که برخی برایمان از پهلوی تفسیر می کنند نیست.
نخست اینکه گل محمد یک زن به نام زیور دارد، زیور آبستن نمی شود از این رو مورد بی مهری مادر گل محمد و خود او قرار می گیرد، در جایجایی ابتدایی رمان ظلم وارد شده به زیور را می بینید یعنی ما با جامعه ای روبرو هستیم که زن در آن ارزشمند نیست، زن تنها برای زائیدن و بیگاری است. زن در اجتماع گذشته ما اینگونه بوده.
خواهر گل محمد عاشق دورگردی میشود، با او می گریزد و در قلعه چمن زندگی فلاکت باری را می آغازد. او توسط یکی از پسران ارباب مورد ازار قرار میگیرد، همه جا و همه وقت، در خانه خود و در حجره ارباب و این شومی و تلخی قابل وصف نیست.
مارال شاید اصلیترین زن این قصه باشد، در آغاز رمان نامزدش که چوپانی است توسط امنیه ها به زندان است، از فقر و بیچارگی به نزد عمه اش یعنی مادر گل ممد می آید و آنجا دلدادگی گل ممد آغاز می شود و مارال را به نکاح در می آورد، شاید هر زنی جای مارا ل بود نیز همین کار را می کرد اما کیست که درد آن چوپان و درد زیور را درک نکند.
زن در گذشته همین اندازه مهم بود، آنان که امروز هم به زن نگاه سنتی دارند همین اندیشه را در سر می پرورانند.
فی الجمله این رمان می تواند آینه جامعه خراسان و حتی منطقه ما در گذشته باشد.
ظلمهای اربابها و گله دارهابه رعیتها.فریاد بی صدای زنان و تاریخ ننگین مردسالاری گذشته.تلخی و تلخی و شرم بر روزگار پهلوی
مجری: با تشکر از همراهانمان از خراسان
بدلیل نزدیکی وقرابت ادبیات وفرهنگ وگذشته ی نوشته شده در کتاب به فرهنگ منطقه ما در بهاباد
پی دی اف ۱۰ جلد کتاب کلیدر نوشته ی دکتر دولت آبادی در سال ۱۳۶۲
را اینجا به اشتراک میذارم
دوستان علاقمند مطالعه کنند🙏
🆔@MEJRi403
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پی دی اف کلیدر
#مِجری