2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فارسی را پاس بداریم
اشتباهات رایج در کنایه ومثلها
♦️ارسالی جناب استاد محمدی نیا
ممنون استاد بسیار جالب بود🙏
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# غذای محلی
از جمله شرکت کنندگان در جشنواره
✅ بلغورو:
بلغور گندم یکی از حبوبات مورد استفاده ی فراوان در قدیم بوده است
این هنر کدبانوی خانه هست که در مواقع بحران بتونه با برنامه ریزی بحران را مدیریت وبر ای اون راه حل پیدا کنه😊
در قدیم که در برهه ای از زمان خشکسالیها وفقر و نداری گریبانگیر مردم بوده ،با همون دارایی وآورده هاي آقای خونه سعی می شده بهترین بهره برداری را انجام داد
یکی از این موارد نرم کردن نه زیاد گندم است که بلغور گفته میشه والبته که ارزش غذایی بالایی هم داشته ودارد
برای سیر کردن شکم بچه هاشون بلغور می پختند
البته بعدها بلغور را با حبوبات دیگری مثل لوبیا ونخود و..قاطی کرده به آن ادویه وپیاز داغ می زدند ومثل برنج دم می ذاشتند.
البته بلغور الان هم در پخت حلیم یا در گویش محلی مردم منطقه آش حسین استفاده میشه ویکی از مواد پایه واصلی پخت آن است.
الان هم به خانمها توصيه میشه بلغور گندم رو مانند حبوبات دیگر در منزل داشته باشند ودر غذاها برای تقویت کودکان استفاده کنند.
#جلگه
#بهاباد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# مسیر حرکت کاروانها در قدیم:
یکی از همراهان برامون اینطور توضیح دادند که:
قدیم یکی از مسیرها ی بطرف مشهد قسمت ده جواد صباح وکپه ی گوراخور بوده و
قبلا این مسیر آبادتر بوده
ومسیر حرکت امام رضا جانمان از عراق به مشهد از این محل بوده است
بعضی از پیرمردهای قدیمی تعریف کرده اند که داستان ضامن آهو یی که برای امام رضا اتفاق افتاده ونقل شده است
در این مسیر بوده
باز هم اگر دوستان اطلاعاتی مبنی بر تاييد یا رد این مطلب دارند برامون ارسال کنند
ما هم در اسناد تاریخی سرچی می کنیم:
✅ اولین اطلاعات : از احمد وکیلیان، پژوهشگر فرهنگ مردم،:👇👇👇
وکیلیان با اشاره به داستان ضامن آهو عنوان کرد: بین سمنان و دامغان گردنهای به نام گردنه آهوان وجود دارد که میگویند واقعه ضامن آهو آنجا رخ داده است.
ممنونیم بابت اشتراک گذاری مطالب مفیدتون🙏
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
روایت دیگری از ضامن آهو
به نقل وتحقیق شیخ صدوق👇👇
ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیل سلیطى گفت: از حاکم رازى، دوست ابى جعفر عتبى شنیدم که میگفت مرا ابو جعفر به عنوان پیک پیش ابو منصور بن عبد الرزاق فرستاد، روز پنجشنبه برای زیارت امام رضا (ع) از او اجازه خواستم. او در پاسخ به من گفت آنچه درباره این مشهد (مرقد امام رضا) برای من اتفاق افتاده، برای شما نقل میکنم: در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، به غارت زائران میپرداختم، لباسها، خرجی، نامهها و حوالههایشان را به زور از آنان میستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزپلنگی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوزپلنگ همچنان به دنبال آهو میدوید تا به ناچار، آهو به کنار دیواری پناه برد و ایستاد. یوز هم در مقابل او ایستاد، ولی به او نزدیک نمیشد.هرچه کوشش کردم که یوزپلنگ به آهو نزدیک شود، به سمت آهو نمی رفت و از جای خود تکان نمیخورد، ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار) دور میشد، یوز هم او را دنبال میکرد. اما همین که به دیوار پناه میبرد، یوزپلنگ باز میگشت تا آن که آهو به سوراخ لانه مانندی، در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط شدم، پرسیدم: آهویی که هم اکنون وارد رباط شد، کجا است؟ گفتند: آهویی ندیدیم.
آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود آمدم، و رد پای او را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان رفتار نکنم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی میآورد، و مشکلی در زندگی پیدا میکردم، بدین مشهد پناه میآوردم، و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت میکردم و خداوند نیاز مرا بر طرف میکرد. من از خدا خواستم که پسری به من عنایت فرماید. خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسر بچه به حد بلوغ رسید، کشته شد؛ من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرماید و خداوند پسر دیگری به من ارزانی فرمود. هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم، مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و این چیزی است از جمله برکات این مشهد (سلام الله علی ساکنه) که بر شخص من آشکار شد و برای خودم روی داد.
منبع: شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص ۲۸۵، جهان، ۱۳۷۸ق.
# در اسناد تاریخی روایت متعددی از این ماجرا بیان شده است.
لازم است نکته ای را یاد آوری کنیم:
اینکه مردمان ساده دل و با صفای قدیم
حکایاتی مثل ده ملا یا همین ادعای اتفاق ضامن آهو در منطقه ی ما یا مواردی مثل بنه ی انار یا.....
را باور داشته وبه آنها اعتقاد وتوسل داشتند ،
از ایمان و باورهای مذهبی محکمشون بوده
که اتفاقا وقتی توسل می زدند جواب هم می گرفتن
چون نیت ویقینشون صاف وپاک بوده
شعری بود داخل یکی کتابها که چوپانی بازبان وگو یش و کلمات خود خدا را تسبیح می گفت : و موسی اورا سرزنش کرد که چرا با این زبان ستایش الله می کنی
ودر جواب ندا آمد که اتفاقا ستایش او مورد قبول در گاه خداوندگار واقع شده
✅ پس قصد توهین به گذشتگان و تمسخر کردن باورهاشون اصلا درست نیست اتفاقا باید به سادگی ویقین وایمانشون رَشک برد .
🆔@MEJRi403
خنده
خنده کن ای دختر زیبای من
دخترک ناز و فریبای من
گرم کند خنده ات ای دخترم
این شب ظلمانی یلدای من
خنده تو روی تو زیبا کند
چهره تو شاد و شکوفا کند
گر چه تویی با نمک و دلربا
باز تو را خنده فریبا کند
خنده کن ای مونس شبهای من
جام لبت ساغر صهبای من
خنده زداید زدل اندوه و غم
ای نفس ولعل شکوفای من
خنده کلید در اسرار دل
خنده گره وا کند از کار دل
خنده تسلی ده روح و روان
خنده دوای دل بیمار دل
کودک من بهر پدر خنده کن
جان من از شوق تو اکنده کن
روی تو چون ماه درخشان ولی
با دو سه لبخند تو تابنده کن
خنده تو شادی شبهای من
گونه تو مونس لبهای من
گر که نخندی تو شبی در برم
وای من و وای من و وای من
خنده (سیمرغ)ز لبخند توست
آنکه عزیز دل و دلبند توست
گرچه به جای سخن او قند ریخت
قند وی از لعل شکر خند توست
#لقمانی بهابادی." سیمرغ "
ولادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه (س) و روز دختر به همه دختران سرزمینم مبارک باد
.🍃🌺🍃
🆔@MEJRi403