eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 اشک های شیربچه یمنی به دلیل جاماندن از نماز جماعت اینکه میگن در آخرالزمان چشم تون به یمن باشه، بی خود نمیگن! کدوم از ماها اینجوری بچه تربیت میکنیم؟؟ «کانال وعده صادق۴» 🚀🚀🚀 @VADE_SADEGE_4 @VADE_SADEGE_4
⭕️ روایت دلدادگی لیلا از کمکو ییه مارا برآن داشت تا از حسین بنویسیم حسین داستان ما هم که اهل روستای کریم آباد هست از معلولیت رنج می بره اما یار همیشگی مسجده ،در نماز جماعت حاضر میشه وسالهاست که در عزای ارباب حسین، سیاه می پوشه وبر سینه میزنه سینه زنی با اخلاص او همیشه مورد توجه بوده خواستم از حسین آقا یاد کنم وبراش آرزوی بهترینها رو داشته باشم حسین آقای ابویی هم خاص هست ارادت وعشقش به مسجد وائمه بویژه به امام حسین علیه السلام زبانزده شاید این افراد به چشم نیان اما چه کسی می‌داند که در فردای قيامت مقام ومرتبه وجایگاه این افراد خاص ،خاص‌تر از همه نباشه؟؟ خدا حفظت کنه حسین آقا.سال‌ها در دَمُ ودستگاه ارباب بدرخشی 🆔@MEJRi403
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز 13 محرم پیکر شهدای کربلا توسط عشیره بنی‌اسد به خاک سپرده شده. از این رو 13 محرم هر سال عشیره بنی‌اسد عزاداری ویژه‌ای در کربلا برگزار می‌کنند. در این عزاداری ابتدا زنان این عشیره وارد حرم میشن و بعد مردان و نمادهایی از مراسم خاکسپاری رو به همراه دارند. ┈••✾•🌼•✾••┈ کانال "یزد زیبا" 🆔 @yazdezibaa
‏‍ عزای حسین (ع) ای مه ز چه تابی تو بر این انجمن امشب افتاده به هامون بدنی بی کفن امشب برسر زنم و سینه و بر گونه گهی دوش چون خلق جهانند به سوگ و محن امشب ای وای بمیرم من ازاین پس که نبینم غلطیده به خون نغمه سرای چمن امشب بر نعش شهیدان به خون خفته در این دشت افتاده یکی رأس جدا از بدن امشب در شام بوَد جشن و شراب و می و مستی در سور بود کرکس و زاغ و زغن امشب این جسم حسین است که افتاده بر این خاک جسمی که ندارد سر و دستی به تن امشب هستند به سوگ غم سالار شهیدان هم هند و هم ایران و عراق و یمن امشب ای ماه تو دیدی چه کسی برده از آن جسم انگشترو نعلین و ردا پیرهن امشب «سیمرغ» به سر میزد و میگفت که ای وای هستند جهانی به عزا همچو من امشب " 1377/2/4. چادرملو. در بیت پنجم منظور از کرکس و زاغ و زغن .یزید ملعون و لشکر. او. و قاتلان امام هستند که بعد از شهادت امام حسین به شکرانه پیروزی. جشن گرفتند و میگساری کردند و به هم تبریک گفتند 🆔@MEJRi403
💢پدیدارشناسی بهشت قسمت سی و نهم: کار محکم 🔹رسول خدا که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد درباره کار محکم و متقن فرمودند: «اِنَّ اللهَ تَعالیٰ یُحِبُّ اِذا عَمِلَ اَحَدُکُم عَمَلاً اَن یُتقِنَه: به راستی خداوند متعال دوست می دارد هرگاه یکی از شماها عملی را انجام می دهد آن را استوار گرداند.» 🔹در قرآن کریم آمده: «يَا يَحْيَىٰ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا» (مریم/ ۱۹). یحیای پیامبر هسته سخت غیرتکرارشونده در جریان زندگی دارد که آن نبوت تشریعی است اما نماها و حیثیات تکرار شونده ای دارد که می شود از آنها الگو گرفت. اخلاق، مقامات معنوی و مواردی از این دست امکان الگوبرداری دارد بلکه ضرورت الگوبرداری دارد. 🔹اینکه کارها را باید محکم انجام داد و اینکه مسئولیت را باید با قوت به پایان رساند نیز از مصادیق نماهای تکرار شونده و قابل الگوبرداری از پیامبران خدا هستند. 🔹یکی از عوامل قدرتمند در طرح افکنی بهشت سرریزشده همین انجام امور به قوت است. جهانی را فرض کنید که همه اعضایش در هر موقعیت و مقامی که قرار دارند کارشان را درست و محکم انجام می دهند و سستی به خرج نمی دهند. این جهان، نماهای بهشت را تداعی می کند؛ نمای صدق، نمای سلام و پیوند، نمای رحمت، نمای نزاهت از لغو و ... 🔹به عنوان نمونه در فضای مجازی، نشر و بازنشر بدون بررسی، از مصادیق کار سست انجام دادن است یا بی توجهی به نماهای بازنشری ها می تواند فاصله جدی میان ما و حقیقت ایجاد کند. بازنشری هایی که دل مردم را خالی می کند؛ بازنشری هابی که ضعف را تداعی می کند؛ بازنشری هابی که همبستگی و انسجام ملی را تضعیف می کند از مصادیق «کار محکم و متقن» نیستند و باید از آنها فاصله گرفت. 🔹بهشت سرریز شده در زمین «کار ایمانی محکم» درو می شود؛ کاری که ما را فرا می خواند به «ناب بودگی» و در پی «ناب بودن». بنابراین کسانی که در اتمسفر کار متقن نفس می کشند تجربه های زیسته نابی از بیکران دارند و این تجربه ها سوخت آبادانی را تأمین می کنند و تضمین کننده حیات و بقای یک ملت هستند. عبدالله صلواتی (استاد دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران) ۱۹ تیر ۱۴۰۴ https://eitaa.com/salavati_hekmatha 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
در مورد فاطمه علی اکبرها یکی از خاطرات شیرین ما اوایل دهه‌ی ۶۰: همسر فاطمه خانم اکبرِ جعفر پنبه زن بود چهره ی این مرد را بخاطر ندارم اما پتینگ پتینگِ کمون حلاجی هنوز تو گوشمه وبهترین موسیقی که از اون زمان‌ها برام خاطره انگيزه صدای کمون پنبه زنی اکبر جعفره خونشون تو قلعه ی کریم آباد نزدیک مسجد بود از کوچه های گلی وخاکی وسرپایین وبالای قلعه که عبور می کردی درب چوبی خونه ی اکبر جعفر باز بود وصدای کمون پنبه زنی واون سفیدی وپرواز پنبه ها تو آسمون بهترین صحنه ای بود که می دیدی روح این زوج مهربون که وارثی هم نداشتند شاد فاتحه وصلواتی هدیه به روح این دوعزیز 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻ارسالی خانم دهقان کریم آباد تصویر صندوق ومِجری در توضیحاتی که در معرفی کانال گذاشتیم در گوگل وفرهنگ لغات به صندوقچه هاي فلزی قفل دار مجری گفته شده اما در منطقه ی ما به صندوق بزرگی می گفتند صندوق وبه اون جعبه های چوبی یا فلزی مخمل دار می گفتند مِجری 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
گذشته ✍اقای علی حیدری باعرض ادب خدمت مِجری ایهای عزیز🌹 ایشون حاج علی اکبر صادقی‌‌(معروف به اکبر حسن غلملی)خدا رحمت کنه همه رفتگان شمارو پیرمرد خوش رو دلسوز درکل غصه خوار همه! البته می‌خوام خاطرات خری که داشتن و به تاکسی محل معروف بود رو بگم😁 ایشون خرویی داشتن که خیلی آروم بود به تاکسی معروف بودفکر نکنم بچه‌ای توروستا باشه که تجربه یه بار سوار شدنشو نداشته باشه! خیلی خرو فهمیده حرفگوش کنی بود به قول امروزیا اتومات بود برنامه بهش میدادن خودش می‌رفت برمیگشت😀 پدر بزرگ ما صبح زود که از خواب بیدار میشدن سوار بر مرکب به سمت نامعلومی روانه میشدن در مسیر اگه روزمین چیزی میدیدن ازجمله مداد رنگی.سکه از خر پیاده برمیداشتن بگازون سمت خونه ما چون از بچهاشون فقط مادر من با خالم گرگین آباد بودن خالم که بچه ای نداشتن ولی ما الاماشالا 😁(بگین ماشالا) ادامه مسیرو می‌رفتن اگه کسی بنایی میکرد وایمیسیدن خدا قوتا میگفتن کمکی نمیخد چون همه ایشونا به تارف بابادی میشناختن میگفتن چرا ایشون که زرنگتراز همه بودن درجوابشون میگفتن خب پس من برم جلوتر خرو راببندم به تیر برق بیام دیگه اگه شما کبلکبر را دیدن اون اوسا نگون بختم دید😁 دیگه تشنه هم که میشدن باعصاشو در خونه را از میزدن که یه اوخارهویی آب بدین من(یه لیوان آب) بعد ادامه راه بالاخره خاطرات خوشی از ایشون برا ما و اهالی روستا به جا مانده تا سرانجام در یه غروبی از سال....... هنگامیکه خانمشون(بی بی من فوت کردن ایشون زن دوم داشتن) سراسیمه به سمت خونه ما اومد که بابااکبر دیر کردن حتی خرو هم نیومده این استرس مارو زیادتر کرد که حتما اتفاقی افتاده که با همت مردم روستا بعداز ساعتها دنبال گشتن بالاخره تو یه کیز پسته(جوبی که درختای پسته کاشته شده)درحالی که مشغول علف چیدن بودن به رحمت خدا رفتن روحشون شاد😔 اینو اضاف کنم که بعداز فوتشون از روستاهای مجاور خواهان خرو بودن وقتی میبردنش فرار میکرد راست میومد در خونه پدر بزرگ که بالاخره بردیم تو بیابون های اطراف ولش کردیم این بود خاطرات ما با پدربزرگ و خروشون خوش باشید🤚🤚 مِجری: ممنونیم از اقای علی حیدری نوه بزرگوار مرحوم بابت خاطره زیبایی که برای ما ارسال کردند 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍🏻 فقط عشق حسین ما درون ع ش ق(عینُ شینُ قافِ) خود را یافتیم. جز ح س ی ن(حاءُ سینُ یاءُ نون) چیزی نبود. 🆔@MEJRi403