eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.8هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️ داستان ننه گل ممد: آهنگ ننه گل ممد (گل محمد) ترانه ای پر سوز و گداز مادرانه است که در باور مردم محلی سبزوار و شهرهای اطراف، بعد از کشته شدن گل ممد یکی از قهرمانان محلی غرب خراسان به دست عاملین حکومت وقت (پهلوی) توسط مادر این قهرمان کرد و مبارز در سوگ فرزند خوانده شده است . گل ممد و تعدادی از افراد خانوار برای دزدیدن دختری که دایی گل ممد ( به نام مدیار)، عاشق او شده و دختر در خانه ارباب یکی از دهات زندگی می کند و قرار است تا آن دختر به زور به عقد پسر ارباب درآید، راهی می شوند و هنگام دزدیدن دختر درگیری بالا گرفته و مدیار کشته می شود و گل ممد هم که تازگی از خدمت نظام برگشته و تیراندازی ماهر است ارباب را هدف گلوله قرار می دهد. پس از مدتی دو نفر امنیه برای دریافت مالیات به محله کلمیشی ها مراجعه می کنند. یکی از آنها به زیور زن گل ممد نظر سوء دارد و این مساله به گوش گل ممد می رسد، از طرفی هم گل ممد در این گمان است که مالیات بهانه ای است تا او را برای قتلی که در جریان درگیری مرتکب شده دستگیر کنند، بنابراین شبانه دو مامور را نیز کشته و این شروع درگیری گل ممد با دولت و یاغی شدن اوست. پایان داستان پایانی تلخ است ، با حیله و ناجوانمردی گل ممد و اطرافیان نزدیکش را به قتلگاه می کشانند و سلاخی می کنند . مادر گل ممد به محض دیدن جنازه پسرش که تازه نامزد کرده بود اشعار: صد بار گفتم همچی مکو ننه گل ممد ........ را زمزمه می کند. دکتر محمود دولت آبادی ، داستان زندگی گل محمد را در رمان 10 جلدی کلیدر(طی سالهای 1347 تا 1362) به صورت جامع و کامل به رشته تحریر درآورده به گونه ای که از رمان کلیدر بعنوان یک شاهکار ادبی یاد می شود. 🆔@MEJRi403
1_17818353453.mp3
زمان: حجم: 1.6M
صد بار گفتُم هِمچی مکن ننه گل ممد زُلفای سیاه را قیچی مکن ننه گل ممد صد بار گفتم پلو مخور ننه گل ممد وردور کوها تاو (تاب) مخور ننه گل ممد صد بار گفتم یاغی مَرو ننه گل ممد رفیق الداغی مَرو ننه گل ممد الداغی بی وفایِ (بيوفاست) ننه گل ممد تا آخر دنیا با تو نیایِ (نمی آید ) ننه گل ممد ایمروز که دور دورنس ننه گل ممد اسب سیات دِ جاولونس ننه گل ممد ای جاولونا همیشه نیس ننه گل ممد اسب سیات دِ بیشه نیس ننه گل ممد وصف شما د ایرونس ننه گل ممد عکس شما تهرونس ننه گل ممد کو جرق و جرق شمشیرت ننه گل ممد کو درق و درق هف تیرت ننه گل ممد کو اجاقت کو اتاقت ننه گل ممد کو بُرارای قولچماقت ننه گل ممد گل محمد د خاو بی ی ننه گل ممد تفنگشم برناو بی ی ننه گل ممد تخم مرغای لای نونت ننه گل ممد آخر نشد نیش ( نوش) جونت ننه گل ممد قت( قد) بلندت شوه رف (آويزان شد) ننه گل ممد نَمزَی( نامزد) قشنگت بیوه رفت ننه گل ممد فشنگ د بند قُطار قُطار ننه گل ممد وخ بار به جنگ سِبزُوار ننه گل ممد اِلای بمیره قاتلت ننه گل ممد خنک رِوِ دلِ مارت ننه گل ممد 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
♦️ ارسالی جناب غیاثی از ایور خراسان: گل محمد اسطوره نیست، افسانه هم نیست، واقعیتی نزدیک به ما هست، گل محمد کلمیشی پر از واقعیتهای ناب برای نسل امروزی هست. خود دولت آبادی البته اذعان میکنه که مرگ مادر گل محمد زودتر از خودش بوده ولی این خاصیت نویسندگی هست که برای مانایی سوگ « ننه گل ممد» بهتر بود زنده بمانه و همراه زنان دیگر شیون کنه. گل محمد نماد مبارزه و بیداری بر علیه ظلم و استبداد هست، نماد بیداری افرادی که ترس در تمام وجودشون رخنه کرده. برای نسل جدید که گمان می کنند گذشته نزدیک به ما یعنی دوران پهلوی همه چیز گل و بلبل بود خوانش این رمان و رمانهای چون تنگسیر صادق چوبک و حتی آثاری از هدایت لازم و ضروری هست. دو امنیه که وارد چادر خانواده کلمیشی میشن، نه زیور نگاه سو دارند، گل ممد اونهارو میکشه و بعد بحران اصلی شروع میشه. قلعه چمن روستایی که بیشتر حوادث اونجا هست، قیام گل محمد، خان عمو و .. بر سر ظلم بین ارباب و رعیت. اگر قرار بر نگارش به این رمان باشه باید به قدر صفحات آن نوشت اما جدای از سوگ که اینجا هست چند چیز جالب رو بهتر هست از این رمان جدا کنیم و بدانیم که آنگونه که برخی برایمان از پهلوی تفسیر می کنند نیست. نخست اینکه گل محمد یک زن به نام زیور دارد، زیور آبستن نمی شود از این رو مورد بی مهری مادر گل محمد و خود او قرار می گیرد، در جایجایی ابتدایی رمان ظلم وارد شده به زیور را می بینید یعنی ما با جامعه ای روبرو هستیم که زن در آن ارزشمند نیست، زن تنها برای زائیدن و بیگاری است. زن در اجتماع گذشته ما اینگونه بوده. خواهر گل محمد عاشق دورگردی میشود، با او می گریزد و در قلعه چمن زندگی فلاکت باری را می آغازد. او توسط یکی از پسران ارباب مورد ازار قرار میگیرد، همه جا و همه وقت، در خانه خود و در حجره ارباب و این شومی و تلخی قابل وصف نیست. مارال شاید اصلیترین زن این قصه باشد، در آغاز رمان نامزدش که چوپانی است توسط امنیه ها به زندان است، از فقر و بیچارگی به نزد عمه اش یعنی مادر گل ممد می آید و آنجا دلدادگی گل ممد آغاز می شود و مارال را به نکاح در می آورد، شاید هر زنی جای مارا ل بود نیز همین کار را می کرد اما کیست که درد آن چوپان و درد زیور را درک نکند. زن در گذشته همین اندازه مهم بود، آنان که امروز هم به زن نگاه سنتی دارند همین اندیشه را در سر می پرورانند. فی الجمله این رمان می تواند آینه جامعه خراسان و حتی منطقه ما در گذشته باشد. ظلمهای اربابها و گله دارهابه رعیتها.فریاد بی صدای زنان و تاریخ ننگین مردسالاری گذشته.تلخی و تلخی و شرم بر روزگار پهلوی مجری: با تشکر از همراهانمان از خراسان بدلیل نزدیکی وقرابت ادبیات وفرهنگ وگذشته ی نوشته شده در کتاب به فرهنگ منطقه ما در بهاباد پی دی اف ۱۰ جلد کتاب کلیدر نوشته ی دکتر دولت آبادی در سال ۱۳۶۲ را اینجا به اشتراک میذارم دوستان علاقمند مطالعه کنند🙏 🆔@MEJRi403