eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
🟡 این شعر خیلی قشنگه بخونید : دلِ تنگم دوباره سادگی کرد بـازم یـاد زمــان بچگــی کرد دلم یاد بیست سال پیش کرده هـوای بـستـگان خـویـش کرده همان موقع که دلها شاد بودند هـمـــه دل زنـــده و آبـــاد بودند همه کوی و گذر لطف و صفا بود سـخــن از مهــربـانـی و وفـــا بود قدیـمــا زندگی رنگـی دگر داشت زمونه ریتم و آهنگی دگر داشت یه رنگی بود و لطف و مهربانی سـرور و جشن بود و شـادمـانی قدیما هیچکس نامردی نمی کرد کســی ابـراز دلـســردی نمی کرد چرا بازار نـامـــردی شلوغه!؟ چرا مهر و وفــاداری دروغه!؟ چرا مهـر و محبت کیمیـا شد همه دنیا پر از رنگ و ریا شد چطوری بسته شد درهای رحمت کجــا رفت آن همه مهــر و محبت چرا مردم شدند در غم گرفتار دلـم تنگه از این آشفتـه بازار بگو رحم و مروتها کجا رفت؟ جوانمردی فتوتها کجا رفت؟ بـرادر بـا بـرادر جنگ داره پدر از بچه خود ننگ داره پـدر سالاری از بن ریشه کن شد پسـر سالاری و خر در چمن شد جوان تا ظهر زیر رختخوابه پدر بیچــاره در رنـج و عذابه قدیما که همش حرف پسر بود عـصـــای پیــریِ دست پدر بود کنون برخی پسرها بی بخارند تعصب مـــردی و غیــرت ندارند نمى دانـم چـرا دنیــا عوض شد همه دلها پر از کین و غرض شد نـهــال آرزوها بی ثمر شد برادر از برادر بی خبر شد دگـــر حــرفـی ز عمو و دایـی نیست  چه شد خاله، خبر از زندایی نيست پســر خاله نمی گیرد سراغت نمی روید گلی دیگر به باغت همــه فــامـیـــل از هـمـدیــگه دورند چرا اینگونه سرد و سوت و کورند بسی لعنت به این رسم زمونه به این دنیـای بر عکس وارونه یکی مـاشیـن میـلیــاردی سـواره یکی هم یک موتور سیکلت نداره یکی در پول و ثروت غوطه ور شد یـکـی هـــم از نـداری در بـه در شد یکی املاک و صدها خانه داره یکی مـحتـــاج یک پـول اجــاره یکی درگیر درد بی علاجه یکی دنـبــال وام ازدواجــه یکی مـیــمـیــره از درد خـمـــاری یکی در پارتی و شب زنده داری ببخشید که این  دل بنده سادگی کرد دلــش یــاد زمـــان بـچـگـی کرد 🆔@MEJRi403
✅ خاطره ی پدر بزرگ باصفا: پدر بزرگ از سفرش به عراق وزیارت کربلا برایمان زیاد تعریف می کرد از مدت زمان زیادی که سفرشون طول کشیده بود از اقامتشان داخل نخلستان وفوت یکی از هم سفریهاشون از واژه ی " حمله بر" استفاده می کرد، حمله بر، کسی بود که مسافران را از مرز عبور می داد وآنها را به کربلا می رساند. در واقع رئيس کاروان امروزی. خدا رحمتشون کنه کاروانسرا ها رونق داشته وراههای عبوری شتر وچهار پایان وآب انبار ها و حوض ها 🆔@MEJRi403
التماس دعا به وقت اذان
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
# گویش‌ها واشعار محلی: چالش ادامه ی این چهار بیتی را ارسال کنید: بلند بالا به بالات اومدم من به سیل (تماشا) خال لبهات اومدم من شنیدم خال لبهات می فروشی خریدارم به سودات(معامله) اومدم من‌ با تشکر از ارسالی مخاطبان گرامی : استاد گرامی جناب آقای محمدی نیا سر کارخانم غنی زاده جناب آقای محمد رضا کار گر 🆔@MEJRi403
✍🏻 ارسالی آقای کارگر اشعار محلی: بلند بالا به بالات اومدوم مو بغل وا کن که سرما خورده یوم مو بغل وا کن موره کنج بغل گیر که دیشو دربیابان مانده اوم مو لب بام‌ آمدی کردی اشاره همان دم دل مو شد پاره پاره برای جنگ با خدا لشکر بیاروم اگر در آسمان گردی ستاره 🆔@MEJRi403
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
# حدودا به این ضرب المثل می خوره 😂😂 شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه در مورد کولک کاری زمان کاشتش بردن دونه ها به بهاباد وچرخ کردنش تو خاکستر مالیدن دونه ها وانواع کولک رسمی وفرنگی هم که زمانی در منطقه کشت می شد برامون بنویسید🙏 🆔@MEJRi403
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀 🌸🍀 🍀 نهج البلاغه ┄═❁❀❈🍀🌸🍀❈❀❁═┄ (مسعدة‌ بن صدقه از امام صادق عليه السّلام نقل كرد؛ روزی در مسجد كوفه شخصی به امیرالمؤمنین گفت: خدا را آنگونه توصيف كن كه گويا با چشم سر او را ديده ايم، تا عشق ما به خداوند بیش از پیش شود. امام علیه السلام خشمگین شد و با صدای بلند فرمود: همه برای نماز جماعت حاضر شوند. مردم آنچنان حضوری پیدا کردند که مسجد پر از جمعیت شد. امام بالای منبر رفت و در حالی که خشمگین بود و رنگ صورت امام تغییر کرده بود، فرمود:) ستايش خدايی را سزاست که نبخشيدن بر مال او نيفزايد و بخشش او را فقير نسازد، زيرا هر بخشنده ای جز او اموالش کاهش يابد و جز او هر کس از بخشش دست کشد مورد نکوهش قرار گيرد. اوست بخشنده انواع نعمت ها و بهره های فزاينده و تقسيم کننده روزی پديده ها، مخلوقات همه جيره خوار سفره اويند که روزیِ همه را تضمين و اندازه اش را تعيين فرمود. به مشتاقان خويش و خواستاران آنچه در نزد اوست، راهِ روشن را نشان داد. سخاوت او در آنجا که از او بخواهند، با آنجا که از او در خواست نکنند، بيشتر نيست. خدا اوّلی است که آغاز ندارد، تا پيش از او چيزی بوده باشد و آخری است که پايان ندارد تا چيزی پس از او وجود داشته باشد. مردمک چشم ها را از مشاهده خود بازداشته است. زمان بر او نمی گذرد تا دچار دگرگونی گردد و در مکانی قرار ندارد تا پندار جابجايی نسبت به او روا باشد. اگر آنچه از درون معادن کوه ها بيرون می آيد و يا آنچه از لبان پُر از خنده صدف های دريا خارج می شود، از نقره های خالص و طلاهای ناب، دُرهای غلطان و مرجان های دست چپن همه را ببخشد، در سخاوت او کمتر اثری نخواهد گذاشت و گستردگی نعمت هايش را پايان نخواهد داد. در پيش او آن قدر از نعمت ها وجود دارد که هر چه انسان ها درخواست کنند تمامی نپذيرد، چون او بخشنده ای است که درخواست نيازمندان، چشمه جود او را نمی خشکاند و اصرار و درخواست های پياپی، او را به بُخل ورزيدن نمی کشاند. 🆔@MEJRi403
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آینه در آتش ماجرایی شنیدنی از یک شهید شادی ارواح شهدا صلوات 🆔@MEJRi403