🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
🌿🌺🌿
🌺🌿
🌿
نهج البلاغه
┄═❁✦❀•🌿🌺🌿•❀✦❁═┄
📜 #خطبه۸۳
(از خطبه های شگفت آور امام عليه السّلام كه به آن خطبه «غرّا» گويند )
1⃣ #شناخت_صفات_الهی
♦️ستايش خداوندی را سزاست که به قدرت والا و برتر و با عطا و بخشش نعمت ها به پديده ها نزديک است. اوست بخشنده تمام نعمت ها و دفع کننده تمام بلاها و گرفتاری ها.
او را می ستايم در برابر مهربانی ها و نعمت های فراگيرش.
به او ايمان می آورم چون مبدأ هستی و آغازکننده خلقت آشکار است.
از او هدايت می طلبم چون راهنمای نزديک است و از او ياری می طلبم که توانا و پيروز است و به او توکّل می کنم چون تنها ياور و کفايت کننده است.
و گواهی می دهم که محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده اوست.
او را فرستاده تا فرمان هايش را اجرا کند و بر مردم حجّت را تمام کرده، آنها را در برابر اعمال ناروا پرهیز دهد.
2⃣ #سفارش_به_پرهيزكاری
♦️سفارش می کنم شما بندگان خدا را به تقوای الهی، که برای بيداری شما مَثَل های پندآموز آورده و سرآمد زندگانی شما را معيّن فرمود و لباس های رنگارنگ بر شما پوشانده و زندگی پر وسعت به شما بخشيده و با حساب گری دقيق خود بر شما مسلّط است. در برابر کارهای نيکو به شما پاداش می دهد و با نعمت های گسترده و بخشش های بی حساب، شما را گرامی داشته است و با اعزام پيامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را برحذر داشته است.
تعداد شما را می داند و چند روزی جهت آزمايش و عبرت برای شما مقرّر داشته که در اين دنيا آزمايش می گرديد و در برابر اعمال خود محاسبه می شويد.
3⃣ #دنياشناسی
♦️آب دنيای حرام همواره تيره و گل آلود است. منظره ای دل فريب و سرانجامی خطرناک دارد. فريبنده و زيباست اما دوامی ندارد. نوری است در حال غروب کردن، سايه ای است نابودشدنی، ستونی است در حال خراب شدن.
آن هنگام که نفرت دارندگان، به آن دل بستند و بيگانگان به آن اطمينان کردند، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده، سوار را بر زمين می کوبد و با دام های خود آنها را گرفتار می کند و تيرهای خود را سوی آنان پرتاب می نمايد. طناب مرگ به گردن انسان می افکند، به سوی گور تنگ و جايگاه وحشتناک می کشاند تا در قبر، محل زندگی خويش بهشت يا دوزخ را بنگرد و پاداش اعمال خود را مشاهده کند و همچنان آيندگان به دنبال رفتگان خود گام می نهند.
نه مرگ از نابودی انسان دست می کشد و نه مردم از گناه فاصله می گيرند. که تا پايان زندگی و سرمنزل فنا و نيستی آزادانه به پيش می تازند.
┄═❁✦❀•🌿🌺🌿•❀✦❁═┄
🆔@MEJRi403
شهید سید میلاد مصطفوی :
از پدر او پرسیدم، سر به زیر انداخته بود و با دانههای گرد تسبیح یاقوتیرنگش ذکر فراق میگفت که آهی بلند کشید و گفت: درست ۱۳ مهر سال ۹۴ بود که حول و حوش ساعت ۱۰ شب تلفن سیدمیلاد به صدا در آمد و همین تماس چند دقیقهای آغازی شد برای خداحافظی ما. بغض از مژههای سید عباس روی گونههایش لغزید و یاد آخرین گپوگفتهای پدر و پسری کرد و ادامه داد: مهران بودم که میلاد تماس گرفت و گفت بابا میخواهم بروم سوریه بالاغیرتاً اجازه بده، من پارسال پیش از فوت مامان از او اجازه گرفتم تو هم اجازه بده گفتم صبر کن تا برسم خانه با هم صحبت میکنیم. دمدمای صبح رسیدم و بعد از نماز رفتم سر مزار مادرش بدون اینکه خبر داشته باشد او هم آمد؛ همانجا گفتم به سن و سالی رسیدی که هر کاری به صلاحت باشد را انجام دهی نیاز به اجازه نیست برو خدا به همراهت.
بنا شد رضایتنامه امضا کنم، گفتم بنویس تا من امضا کنم، دو صفحه رضایتنامه نوشت اما دلش راضی نشد گفت بیا با هم بریم پیش فرمانده و حضوری باهاش صحبت کن؛ حرم عمه سادات مدافع میخواست مگر میشد نروم؛ رفتیم و به محض دیدار گفت بفرمایید پدر شهید آمده! عاشقانهای کوتاه با پایان خوش داستان دلدادگی سیدمیلاد مصطفوی یکی از تراژدیهای عاشقانه کوتاه دنیا با پایان خوش است، عمر دقایق در عاشقانه سید میلاد در عنفوان جوانی زودتر از آنچه فکر کنیم به پایان میرسد و سر و سامان میگیرد عاشقانهای از جنس تیر و ترکش، محاصره و فشنگ پشت فشنگ اما سید میلاد در هیاهوی رسیدن، معرکه به پا کرد و رقص دست و تیربارش جاودانه شد.
شادی ارواح شهدا صلوات
🆔@MEJRi403
هدایت شده از خانم صادقی.... انَ مَعیَ رَبی
616.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به بهانهی روز پزشک
یاد وتقدیر داشته باشیم از جناب دکتر علی صالحی احمدآبادی که وقت وزندگی خود را وقف طبابت وکشاورزی در روستایی از زنجان کرده اند.
🆔 https://eitaa.com/MEJRi403
هدایت شده از خانم صادقی.... انَ مَعیَ رَبی
عکس متعلق به حاج علی اکبر صادقی
وهمسرشون ربابه خانم
روستای کریم آباد
۱۳۵۳
🆔@MEJRi403
هدایت شده از خانم صادقی.... انَ مَعیَ رَبی
این عکس مربوط به سال1353بیمارستان سرخ حصار تهران بخش قلب هست.
ایستاده از چپ دومی ( فاطمه صادقی فرزند حاج علی اکبر کریم آباد)مادر خدا بیامرز صفا اسماعیلی که چندسال در خانه بهداشت محمد آباد وبیمارستان بهاباد مشغول به خدمت بودند .
خدا رحمت کنه هردو این عزیزان را
🆔@MEJRi403
هدایت شده از خانم صادقی.... انَ مَعیَ رَبی
چراغ تور
تلمبه ای و بادی بود.با نفت کار می کرد..برای روشنایی در قدیم از آن استفاده می شد که نسل بعد از آن میشه مدلهایی که سر پیک نیک می بستند آنها هم تور داشتند واسترس زمان کودکی ما این بود که ابتدا که تور را به چراغ می بستند یه وقت بهش نخوریم که اگر این اتفاق می افتاد توره می ریخت و...
🆔@MEJRi403