eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻من یه پارتی بازی کنم یاد مادرم را گرامی میدارم دوتا شعر یادمه برا چنته هم فرستاده بودم چند وقت پیش می خوندند: اسفند دونه دونه خمینی مهربونه میخُم برم به پیشِش دست بکشم به ريشِش می گفتند زمانی که بعد مشروطیت با تلاش‌های دکتر مصدق نفت ملی شد ما بچه ها تو کوچه ها می دویدم ومی خوندیم: چراغ مو شُ غم مخور نفت تو ملی شده حسن کچل مو ترکو دکتر مصدق شده😂😂😂 وخاطره ای تعریف می کردند که احمدآباد می رفتندمدرسه اوایلی که (سیستم مدارس مدرن جایگزین مکتب خانه شده بود وتنبیه بدنی) در اون مدارس زیاد بود از مدرسه فرار کردم ورفتم توخُمره قایم شدم فک کنم دوتا از بچه ها آقای اُستاد علی علی پور وحسین بیگی اومده بودند دنبالشون وهمه جا را گشته بودند پیداشون نکده بودند😅 خدا بهشتت بده بهترین مادر دنیا😭 شادی روحشون صلوات وحمدی مرحمت کنید🤲 🆔@MEJRi403
✍🏻خاطره از رویداد تاریخی کشف حجاب در زمان رضا شاه وبعداز آن: از خانم حیات صادقی نسب دختر ممد خالوها : به نقل از مادر حیات خانم سکینه کغنضاها: رفته بودیم کشبون موقع خیارها بود یه مدت که گذشت کد خدا را دیدیم که سراسیمه رسید واز دنبالش آژانها اومدند وروسری از سر همه برداشتند وغیض وغضب کردند که چرا روسری سر میذارت در همین حال خانمی دورتر در حال رفتن بود که یک آژان متوجه او شد ودوان دوان خود را به او رساند و وسری از سرش برداشت موهای خانمه بلندو زیبا بود ه واز شرم وحیا بلافاصله چاچویی که در دستش بود را روی سر میندازه وقرار می کنه..‌‌ وبه نقل مادر سکینه کغنضاها : تعریف کردند که روزی کدخدا همه‌ی خانمها را به خانه دعوت وبه اونها میگه دستور آمده همه ی خانمها لباس بلند وکلاه(سبک زنان انگلیسی) دور دار برا خودشون تهيه کنند که اون وقتها می باس می دوختند وروزی را مشخص کردند که فلان روز مقامات میان از ده بازدید وهمه ی شما باید با این سبک لباس وپوشش وارد خونه ی کدخدا بشید ما فکر کردیم چطور از این معرکه بگریزیم پس رفتن به بیابون وزاییدن گوسفندها وکار زیاد در بیابان را بهونه کردیم واز کدخدا خواستیم اجازه بده تا قبل از اومدن مقامات وآژانها ما به بیابان بریم واز ده خارج بشیم کدخدا بعداز اصرار زیاد ما اجازه داد که نصف شب از ده خارج بشیم وهمراه خودمون مقداری پارچه ببریم وسر هر منزلی شبها مشغول دوختن لباس به همون سبک گفته شده می شدیم که اگر آژانها متوجه شده باشند وما را تعقیب کردند ما در حال اجرای دستور باشیم. تشکر می کنم از این خاطره ی زیبا از کشف حجاب که خانم صادقی نسب ارسال کردند. 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
همراهان در تکمیل این پست سلام: مطلب کشف حجاب کامل نیست اون خانم که آژانا دنبالش دویدن و روسریش را در آوردن روسریش را همراهشون بردن تو پاسکاه باباد اون موقع به روسری میگفتن چارقد وقتی چارقد‌ش را بردن باباد اون زمان خیلی عیب بوده از بس مردم میگفتن کل ممد علی آبادی پدر حاجی عبدالرضا رفتن تو پاسگاه باباد گفتن زنی که چارقد‌ش اوردت فامیل ما بوده چارقدش را بدت ببرم. چون کل ممد کدخدا بوده و پیششون اعتبار داشته چارقد را دادن و حرف و گف مردم تموم شده مِجری : از اینکه به مطالب اهمییت می دید ونسبت به اونها توجه دارید بسیار خرسند ومسروریم این پیام امروز شما انگيزه به جمع آوری مطالب وکار بر اونها را برایم دوچندان کرد بسیار سپاسگزارم🙏 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
ـ همراهان ✍🏻خانم دهقان کریم آباد: نام چند منطقه ی بیابانی تفریحی را برامون ارسال کردند : چاه اَبرو چاه سَربالا بندِ چاه جَمال گردنه ها ریگی لُکِـ داش گودِخرباری دهنه اُشتری بیــــدون خدآفرین پیرحاجاتــــ خُسیرگون تاشک چاه چغنـــدر کوسکی تمبرگز چابــونه گزینـــو ندیگـــون پــودنـون چزو حوض کل فاطی(فاطمه) بیـــدون کوسکی چاهجـــوله چاهریگـ کوه تاشکـ ریـــزو چاه خش 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️محفل ادبی،شب شعر،۲۴ آبانماه ۱۴۰۳ ♦️انجمن شعر بهاباد ♦️شعر جلگه( خانم صادقی) ✨بماند به يادگار ✅ با تشکر فراوان از اساتید گرانقدر، جناب آقای محمدی نیا وجناب آقای لقمانی وحمایتهای بی دریغ شون از شعر وادب وفرهنگ شهرستان 🙏🙏🙏 🆔@MEJRi403
♦️ مطالعه ✅ صفحه ۲۲۸ تا ۲۳۶ اشتباه چاپی هم داره شماره صفحات 📕کتاب شازده حمام ✍🏻 خاطره کتک خوردن بچه هااز صاب کار 🕵‍♂دهه‌ی ۳۰ یزد 👌خاطرات دکتر محمد حسین پاپلی یزدی 🆔@MEJRi403