eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻ارسالی همراهان عزیز: گویش واصطلاحات محلی: سلام لطفا اصطلاحات زیر راتوضیح دهید. 1-جُرجُر کدن یا جُریدن 2-گَل گَل شدن 3—جُروندن ارسالی جناب آقای عباس رحمانی: سلام جُرجُر کدن: یعنی تکان خوردن وبه کسی که نمیتونه ی جا بند بشه میگن گَل گَل : غلت خوردن وحرکت دورانی بدن به سمت راست یا چپ جُریدن: همون تکان خوردن واز جای خود حرکت کردن هست جُروندن: ی چیزی را چند بار تکان دادن مثلا بچه کوچک یا ی چیزی مثل مَشک ماست و... 🆔@MEJRi403
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🌿🌺🌿🌺 🌿🌺🌿🌺 🌺🌿🌺 🌿🌺 🌺 نهج البلاغه ┄═❁✦❀•🌿🌺🌿•❀✦❁═┄ 📜 (در سال ۳۸ هجری پس از پايان جنگ صفّين در مسجد كوفه اين سخنرانی را ايراد كرد) 🔹 ♦️ستايش خداوندی را سزاست که صفتی بر صفت ديگرش پيشی نگرفته تا بتوان گفت. پيش از آن که آخر باشد اوّل است و قبل از آن که باطن باشد ظاهر است. هر واحد و تنهايی جز او اندک است. هر عزيزی جز او ذليل و هر نيرومندی جز او ضعيف و ناتوان است. هر مالکی جز او بنده و هر عالمی جز او دانش آموز است، هر قدرتمندی جز او گاهی توانا و زمانی ناتوان است. هر شنونده ای جز خدا، در شنيدن صداهای ضعيف کر و برابر صداهای قوی، ناتوان است و آوازهای دور را نمی شنود. هر بيننده ای جز خدا، از مشاهده رنگ های ناپيدا و اجسام بسيار کوچک ناتوان است. هر ظاهری غير از او پنهان و هر پنهانی جز او آشکار است. مخلوقات را برای تقويت فرمانروايی و يا برای ترس از آينده يا ياری گرفتن در مبارزه با همتای خود و يا برای فخر و مباهات شريکان و يا ستيزه جويی مخالفان نيافريده است. بلکه همه آفريده های او هستند و در سايه پرورش او، بندگانی فروتن و فرمانبردارند. خدا در چيزی قرار نگرفته تا بتوان گفت در آن جاست و دور از پديده ها نيست تا بتوان گفت از آنها جداست. آفرينش موجودات او را در آغاز ناتوان نساخته و از تدبير پديده های آفريده شده باز نمانده است. نه به خاطر آنچه آفريده قدرتش پايان گرفته و نه در آنچه فرمان داد و مقدّر ساخت دچار ترديد شد. بلکه فرمانش استوار و علم او مستحکم و کارش بی تزلزل است. خدايی که به هنگام بلا و سختی به او اميدوار و در نعمت ها از او بیم ناکند. 🆔@MEJRi403
محمدرضا شفیعی در سال 1346 در شهر مقدس قم به دنیا آمد. 14 ساله بود که عازم جبهه شد. 5 سال در جبهه های جنگ حضور فعال داشت و در 19 سالگی به شهادت رسید. او در جریان عملیات کربلای4 به اسارت دشمن درآمد. او با بدنی مجروح اسیر می‌شود. وضعیت جسمانی اش مناسب نبود و نیاز به عمل جراحی داشت ولی عراقی‌ها توجهی نداشتند. چند روزی که در اردوگاه بود درد زیادی کشید و در آخر از عوارض جراحت در غربت و تنهایی به شهادت رسید. در مدت 11 روز از زمان اسارت تا شهادت بسیار شکنجه شد . صلیب سرخ که از شهادت محمدرضا آگاه می‌شود، مسئولان بعثی را موظف می‌کند برای او قبری در شهر کاظمین در نظر بگیرند. پس از 16 سال پیکر این رزمنده قمی تفحص شده و به کشور بازمی‌گردد. پیکر شهید شفیعی صحیح و سالم از خاک بیرون آمده بود. محمدرضا در 14دی ماه 1365 شهید شد و پیکرش در 4 مرداد ماه 1381 به کشور بازگشت 🆔.@MEJRi403
در مورد شهید 🆔@MEJRi403
جالب همراه با شعر از مصاحبت با یکی از اهالی: بومی منطقه : از قدیم حکایت از مردی می کردند بنام حُسِینا گویند این فرد بسیار شجاع بوده اما یاغی و ملت به دنبال کشتن وی بودند تا از دست نا امنی هایش خلاص شوند از قضا حسینا عاشق بوده ونامزدش او را بسیار دوست می داشته. حسینا به مجلسی دعوت میشه که نقشه ی قتل حسینا در آن مجلس ریخته شده بود پس ملتی که او را دعوت کرده بودند این چنین می خوندند: حسینا گله در دام است تو بنشین پنیروشیر فراوان است تو بنشین دو تا قوچ های سیاه سردار گله برای چاشت میهمان است تو بنشین در این زمان نامزد ومعشوقه ی حسینا به حسینا پیغام می فرسته که: حسینا گله در دام است تو بگریز پنیر وشیر فراوان است تو بگریز دوتا شمشیر در زهر آلود اینجا برای قصد جان است تو بگریز ♦️تحقیق کردیم ودرموتورهای جستجو گر (گوگل) به اطلاعاتی دست یافتیم: منظومه ی حسینا وداستان شجاعت وودلدادگی او به دختری بنام دلارام از قدیم بین روستاییان گفته می شده وهرکدام به صوری حکایت حسینا را بیان می کردند ودوبیتی هاي حسینا در اکثر روستاها بخصوص روستاییان بخش مرکزی ایران وخراسان رواج داشته است: آنچه در گوگل یافتیم:👇👇👇 ✅ آوازۀ دلدادگی میان او و دختری به نام دلارام و سرگشتگی و شیدایی وی، به جنوب خراسان گذشته و آبادی‌های دور دست و دور از هم کرانۀ شوره‌زار مرکزی را درنوردیده است و به روستاهای پیرامون سپاهان رسیده و دوبیتی‌هایش در این نواحی پراکنده برجای مانده است. داستان حسینا را با اختلاف روایت در اردستان، اردکان، خور و بیابانک، سبزوار، بیرجند و کوهپایه‌های اصفهان از زبان سالخوردگان می‌توان شنید و دوبیتی‌های او را گرد آورد. از آن جمله است : ✍🏻 بخشی از دوبیتی‌های حسینا : حسینا می‌دوید ،من می‌دویدم      حسینا می‌نشست ، من می‌رسیدم دو تا خال سیاه روی لبش بود           حسینا می‌فروخت ، من می‌خریدم 🆔@MEJRi403
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️به یاد کربلای جبهه ها شبتون خوش 🆔@MEJRi403
صدقه اول ماه برای سلامتی امام زمان فراموش نشود *۸۸۷۷* بیت الرقیه 6037997950144338 مرکز نیکو کاری بیت الرقیه @markaznikokaribitalroghayeh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا