هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
# آواز دشتی
شتر از بار می نالد
من از دل
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻معمولا چون قدیم وقتی به سربازی می رفتند هیچ راه ارتباطی بجز نامه وجود نداشته
اکثرا نامه می نوشتند و دلتنگی یا حال خود را باشعر وصف می کردند:
در دروازه ی شیراز رسیدم
صدای طبل وشیپور را شنیدم
به خط کردند تراشیدن سر من
لباس ارتشی کردن تن من
لباس ارتشی بر من تمامه
که خواب شب رفتن بر من حرامه
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
ارسالی همراهان خوش ذوقمون😊👇👇
اشعار سربازهای آموزشی مرکز آموزش 05کرمان
دم دروازه صفر پنج رسیدم.
صدای طبل وشیپوری شنیدم
به خود گفتم که این طبل نظام است.
دگر شخصی گری بر من حرام است.
بیا بلبل از این کوچه گذر کن
بیا چه چه کن و رفیقان را خبر کن
بیا مادر بکن شیرت حلالم
به صفر پنج رفته ام شاید نیاییم.
نگو صفر پنج بگو زندان هارون.
که اطرافش همه کوه بیابون
اگر صفر پنج شود باغ بهشتی
نمی ارزد به یک دیوار خشتی
✅ممنون جناب آقای رضایی کریم آباد🙏🙏
🆔@MEJRi403