eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ شعری با اصطلاحات محلی😂 از شاعری کوهبنانی 👌 شادی ز دلها رفت که او از کتِ نا رفت اِشکست کًدینو سر جو مهرو صفا رفت پوتر ( کاه وکُل ) زطویله پر پرواز در آورد وقتی کماچدون مس از خانه ی ما رفت لمپا ز سر طاقچه افتاد و ترک خورد چرخو زنفس رفت وکلیدو به کُما رفت پوسید در چوبی و تُنبید طویله هم کُره خر مش رمضونا، سر زا رفت آن کهنه چراغی که به موشو لقبی داشت بی پَلته و خاموش شبی از ده ما رفت از قاطرمون گیوه و تنبون به در اومد چون ناله ی گرجین و چو دولو( مترسک) به فنا رفت بی بی پیِ باشا ( پدر بزرگ )به سفر رفته ونامد از خونه ی ما جوغن ودولو و دوا رفت 🆔@MEJRi403
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️زیبایی ببینید ابتکار هوش مصنوعی است البته 🆔@MEJRi403
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یدالله راهپیما راز سن پیرمرد ۱۳۰ ساله روستای چفته عقدا اردکان یزد 🆔@MEJRi403
♦️از خاطرات مبارزات انقلاب: خدا رحمت کنه قدیمی‌ها با صفا رو تعریف می کردند مردم حدیله جمع می شدند( محل گلزار کنونی احمد آباد) و مردها دست هم رو گرفته حلقه می زدند وهمزمان که پا زمین می کوبیدند مشت گره کرده شعار مرگ بر شاه سر می دادند می گفتند شهید حاج علی دهقان یکی از افرادی بودند که با تعصب وخشم خاصی پا به زمین میزدند و شعار بر علیه طاغوت وظلم طاغوتیان سر می دادند ✅ باید شهید باشی تا شهید شوی ارسالی همراهان گرامی ممنون🙏 🆔@MEJRi403
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطره ی یک سر دو زانوی حاج محمد😅 🔶️🔸️ کانال خبر آسفیچ🔸️ 🔶️ 🆔️ @Asfich_news 🇮🇷
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️یادش بخیر یکی از روزهای خاطره انگیز دوران مدرسه تزئین کلاسها وجشنها وسرودها بود😍 🆔@MEJRi403
49.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنامه بدون تعارف، مصاحبه با دکتر رضا زینلی بهابادی 🆔@MEJRi403
📌 شهادت سردار غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری 🔹 غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری، در ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ در تهران به دنیا آمد. این شهید گرانقدر در نوجوانی در کلاس‌های مذهبی که زیر نظر آیت‌اللّه دکتر بهشتی برگزار می‌شد شرکت می‌کرد و شدیدا تحت تأثیر وی قرار گرفت. ایشان پس از گذراندن دروس ابتدایی و دبیرستان وارد دانشگاه ارومیه شد ولی به دلیل فعالیت‌های سیاسی، پس از دو سال از دانشگاه اخراج شد. 🔸 سپس به سربازی رفت و در لبیک به فرمان امام خمینی (ره)، از پادگان گریخت. شهید باقری در جریان انقلاب، در تصرف یک کلانتری و نیز پادگان عشرت آباد تهران مشارکت کرد و با پیروزی انقلاب به کمیته انقلاب اسلامی پیوست. وی همچنین مدتی به روزنامه نگاری پرداخت و در سال ۵۸ در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران پذیرفته شد. 🔸️ او با شروع جنگ تحمیلی، به سوی جبهه‌های جنوب شتافت و به سرعت، استعدادهایش شکفته شد و در مناصب فرماندهی نظامی سپاه و بسیج رشد کرد تا جایی که فرماندهی چندین عملیات نظامی و موفق از جمله ثامنُ الحُجَج، طریق القُدس، فتح المبین، بیت المقدَّس، رمضان و محرَّم را در برخی محورهای مهم بر عهده گرفت. 🔹️شهید باقری همچنین در آزادسازی شلمچه و خرمشهر نقش مهمی داشت. وی در حالی که سمت جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه را به عهده داشت، در حین یک عملیات اکتشافی و اطلاعاتی در جبهه فکه حضور یافت و بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن، در ۲۷ سالگی شربت شهادت نوشید. شادی ارواح شهدا صلوات 🆔@MEJRi403
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️کلیپ یادبود ارسالی مخاطبان گرامی ، کلیپ از مرحوم حاج حسین قاسمیان و فرزندشان مرحوم حاج حسن قاسمیان شادی روحشان صلوات 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 اشعار بومی: اَلا فاطی که میخُم خاطرُت را به برگ گل ببُرَم چادِرُت را اگر برگ گل نباشه برگ ریحان به خاکستر نشونم دشمنت را 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
بومی: شب مهتاب که مهتابم نیامد نشستم تا سحر یارم نیامد نشستم تا سحر ،مستانه بیدار قیامت آمدو یارم نیامد 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
کهن علی فضل علی که بود؟ راوی : آقای حسن علی بیگ مرحوم حسن علی بیگ تعریف می کرد در جوانی فضل علی به بهاباد حمله کرد او یکی از سر دسته های راهزنان بود که برایش شعرهای فراوان می خواندند . کلانتر بهاباد عده ای را برای مبارزه با فضل علی فرستاده بود و بعد از مدت طولانی مبارزه بین افراد کلانتر و فضل علی بالاخره فضل علی شکست خورد و زخمی و تیر خورده اسیر شد او و همراهانش را به بهاباد آوردند و در محل نگهداری شتران تحت نظر قرار دادند و بعد از مدتی به یزد فرستادند راوی داستان که فضل علی را دیده بودند اینگونه گفتند که او فردی بسیار وحشتناک با سبیلهای بلند و پرپشت بوده است. # یکی از شعر های فضل علی : تو کوچه حاج باقری مادر فضل علی مردُمایِ بابادا دیدی مادر فضل علی باباد : بهاباد کوچه حاج باقری : نام یکی از کوچه های بهاباد 🆔@MEJRi403