هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 از اشعار قدیمی :
ناز کردن نوه:
دختر خانم لاری
ای تنگ طلا کاری
اونی که تو را ساخته
زرگر بوده پنداری
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
سر راهت نشینم خُردوخسته
گل نرگس بچینم دسته دسته
گل نرگس که بویی نداره
دل من طاقت دوری نداره
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
شب شنبه که آب بر باغم اومد
به یک شنبه نامهی یارم اومد
دوشنبه چشم به راه و دل به اُمید
به چهار شنبه گل بی خارم اومد
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
سفید مرغی بودم برشاخ پسته
فلک سنگی زده بالم شکسته
فلک بالی بده پرواز بگیرم
دم دروازه شیراز بمیرم
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#ضرب المثل
#اشعار قدیمی
عباسِ علی و نون گندم
کورِ خودُتی بینای مردم
...______🌺🌺🌺🌺_______...
از خودُم زیر تـَغارو
از مردم گــَلِ مـُنارو
به عبارتی دیگر،
اَ خودش زیر تغارو
مال مردم گَلِ مُنارو
معنی و مفهموم: کار بد و عیب خود را ندید گرفته و به دنبال عیب و کار مردم باشیم
تغار ظرفی است سفالی ونسبت با دهانه گشاد وگود منظور زیر تغار مخفی شدن
منار مناره منظور تو چشم بودن
عیب خودش را پنهون می کنه
عیب مردم را جار میزنه
در حالی که مردم عیبش را می دونن
#جلگه
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻گویش محلی
# اشعار بومی:
✅ بیابون چَکُ مارم گزیده
که رنگ از روی رخسارم پریده
بیا دلاک ، اِصلاح کن سرم را
که موی سر به مژگانم رسیده
دَلاک در گویش محلی منطقه به آرایشگرهای قدیم وهمچنین کسایی که در حمام های عمومی مردم را کیسه می کشیدند می گفتند
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
# ارسالی مخاطبان:
دو تا سرو بلند بودیم بَرا هم
جدا گشتیم که هر دو می خوریم غم
نه دستم میرسد که گل بچینم
نه این سرو بلند سر می کند خم
🔸🔸🔸🔸🔸🔸
بیا جانا که تا جانانه باشیم
یکی شمع و یکی پروانه باشیم
یکی موسی شویم در کوه مناجات
یکی جارو کش میخانه باشیم
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌼
نهج البلاغه:
┄┄┅┅✿❀🌸❀✿┅┅┄┄
📜 #خطبه۱۵۹
#وصف_كشورداری
با شما به نيکويی زندگی کردم و به قدر توان از هر سو نگهبانی شما دادم و از بندهای بردگی و ذلّت شما را نجات داده و از حلقه های ستم رهايی بخشيدم، تا سپاسگزاری فراوان من برابر نيکی اندک شما باشد و چشم پوشی از زشتی های بسيار شما که به چشم ديدم و با بدن لمس کردم.
┄┄┅┅✿❀🌼❀✿┅┅┄┄
📜 #خطبه۱۵۸
#ارزش_پيامبر_و_قرآن
خداوند پيامبر را هنگامی فرستاد که پيامبران حضور نداشتند و امّت ها در خواب غفلت بودند و رشته های دوستی و انسانيّت از هم گُسسته بود.
پس پيامبر به ميان خلق آمد، در حالیکه کتاب های پيامبران پيشين را تصديق کرد و با «نوری» هدايت گرِ انسان ها شد که همه بايد از آن اطاعت نمايند و آن نور، قرآن کريم است.
از قرآن بخواهيد تا سخن گويد که هرگز سخن نمی گويد، امّا من شما را از معارف آن خبر می دهم، بدانيد که در قرآن علم آينده و حديث روزگاران گذشته است، شفادهنده دردهای شما و سامان دهنده امور فردی و اجتماعی شما است.
#خبر_از_آينده_بنیامیه
پس از تسلّط فرزندان اميّه، خانه ای در شهر يا خيمه ای در بيابان باقی نمی ماند جز آنکه ستمگران بنی اميّه، اندوه و غم را بدانجا می کشانند و بلا و کينه توزی را در همه جا مطرح می کنند. پس در آن روز برای مردم نه عذرخواهی در آسمان و نه ياوری در زمين باقی خواهد ماند، زيرا نااهلان را به زمامداری برگزيده ايد و زمامداری را به جايگاه دروغينی قرار داده ايد. امّا به زودی خداوند از ستمگران بنی اميّه انتقام می گيرد، خوردنی را به خوردنی و نوشيدنی را به نوشيدنی، خوردنی تلخ تر از گياهِ عَلْقَمْ و نوشيدنی تلخ و جان گدازتر از شيره درخت صبر. خداوند از درون ترس و وحشت و از بيرون، شمشير را بر آنها مسلّط خواهد کرد که آنان مرکب های عصيان و نافرمانی و شتران بارکش گناهانند. من پياپی سوگند می خورم که پس از من، بنی اميّه خلافت را چونان خلط سينه بيرون می اندازند و پس از آن ديگر تا شب و روز از پی هم در گردش است مزه حکومت را برای بار ديگر نخواهند چشيد.
┄┄┅┅✿❀🌸❀✿┅┅┄┄
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#نوستالژی
# چگونگی تبدیل پوست گوسفند به مشک در قدیم:
دونوع مشک
یکی مشک برای ماست
یکی مشک برای آب
ابتدا در اصطلاح باید موی هاي پوست را با قرار دادن در آب آهک (بین یک هفته تا ۱۰ روز) از بین برد سپس آن را کامل شستشو ولگد کنند تا آب آهک وآب اضافه اون کامل خارج شود.
برای رسوندن پوست آن را در مخلوطی از پوست انار خشک می گذاشتند و اگر مشک برای آب بود در
روسک(پوست ریشه ی بادام کوهی) هم قرار می دادند به مدت یک هفته بماند .
و پوست که خودش را گرفته وجمع شده را در اصطلاح مشک می بستند که برای بستن آن هم مهارت خودش لازمه.
#ممنون از آقای صادقی
🆔@MEJRi403
♦️ ارسال از اسکندری_ خراسان شمالی - درق که بطور اتفاقی با کانال ما آشنا شدند وفرهنگ ومطالب منطقه ما براشون جالب اومده:
قدیم تر از اینکه به شهر و دهات ایران آب لوله کشی بیایید و آن مانی که بیشتر ظروف و کاسه های مردم سفالی یا از جنس پوست گوسفند بود،مانند کوزه و تـغار و تُنگُلی(تُنگ یا کوزه بسیار کوچک) و یا مـشک، خانواده ها و بویژه دختران آب از قنات و سرچشمه به خانه می آوردند و اب خنک از کوزه و مشک می نوشیدند.این زمان مردم بخشنده بودند، به بهانه ای می بخشیدند به هم.
تابستان انگشت شماری که یخچال نفتی داشتند به درب خانه همسایه یخ تحفه می بردند.اگر مادر خانه آب و شکری را در لیوان های رویی با چوب اناری به صورت یخ در می آوردند و با نام آلاسکا!! به دست بچه همسایه می دادند. از سبزی کاشته در باغچه خانه، از سیب و اناری می گذشتند. گاودار از ماست و گوسفند دار از دوغ و مزرعه دار از تخم آفتابگردان و شاهدانه و کنجد.
گذشت بود، به اندازه ای که در خانه های تلویزیون دار به شب پخش فیلم اوشین و سلطان شبان و میرزا کوچک خان غلغله ای بپا میشد.پیران به نخودچی و مشهدی ها به نقل و نبات و نخود و قم آمده ها به تکه ای سوهان و آن یکی با شیشه ای عطر و گلاب و... چه شاد می شدند.
اما افسوس اگر امروزه روز که اکثرا صاحب مال و کاری هستند اگر محتاج باشی و به نیت رفتن به شهر نزدیک، به نزدیکی 7الی10کیلومتر بر لب راه ایی، افسوس که صدها خودرو آشنا و غریب می گذرد ولی در آخر مجبوری دست به جیب ببری و دربست کرایه کنی....
چقدر بخشنده بودیم
🆔@MEJRi403
♦️ ببینید قرابت و تفاوتهای فرهنگی میان دو استان ودو ولایت همسایه را:
این گیاهی که در کانال معرفی کرده اید، مردمان کرمانج و بعضی از تات های ما هم آنرا کلپوره می گویند. اما ما آنرا درمنه تُرکی می نامیم و از خشک شده و یا دم کرده آن برای رفع مسمومیت های گوارشی استفاده می کنیم. برای آنهایی که روده هایی عفونتی دارند
🆔@MEJRi403
✅ ارسالی هموطنانمان از درق خراسان:
ما هم به این جانور که قدیم ترها زیاد پیدا می شد ولی به خاطر عقیده ای نادرست که ناشی از ترسی گنگ بوده تا حدی زیادی باید گفت منقرض شده است بزغاله مار می گوییم. عقیده بود که اگر به یکباره و ناگهانی از زیر دوپای یک مرد بگذرد آن مرد مقطوع النسل می شود.
در مورد ترس از حیوان و از راسته خزنده بودنش بوده که مردم بشدت از آن واهمه داشته اند.
در زمینه خرافات من در شهر خودم مطالعاتی داشته و به نتایج جالب رسیده ام.
خرافات ناشی از ترس، حرمت، قانون دولت، اصول دین و مذهب و اساطیر و افسانه ها و ناآگاهی و بیسوادی و گاهی دشمنی بین تیره و قبیله ای باعث ایجاد خرافه می شده است.
مثلا در طایفه ما رنگ سبز و سیاه بدیمن و بدشگون است و هنوز از آن تا حدی تبعیت دارند. چرا؟! سیصد و اندی سال موقعی که این طایفه بر اثر ظلم خاندانی عرب زاده و سید که مورد حمایت شاهان صفوی بوده برای آب و ملک دعوا می کنند و قتل کرده، شبانه مال و اموال و آسیاب ابا اجدادی خود را در ترشیز(کاشمر) رها و آواره شمال خراسان و شمال سمنان می گردند. از آن تاریخ به زنده نگهداشتن این کینه از پوشیدن لباس سبز و سیاه و حتی کاشت شاهدانه، و خوردن پلو دوشب مانده به عید که به عید عمرها معروف است و شادی زیاد و درست کردن پلو به شب عید پارسیان توصیه ها کرده اند.
♦️ از اینکه تحقیقات ودانش خود را با ما به اشتراک می گذارید بی نهایت سپاسگزاریم🙏
🆔@MEJRi403