#پوشش گیاهی منطقه
#پیغمبرو🌿🌿
این سبزی پر طرفدار،، از سبزیجات بومی بیابانها وطبیعت منطقه است که برای خورشت وآش و یا بصورت خام مصرف دارد.
این گیاه بیشتر در زمینهای کازه ای منظور سنگلاخی یافت میشه واز جمله گیاهانی است که با اطراف خود استتار می کنه یعنی باید دقت کنی ببینیش.
ارسالی آقای آریا منش:
درود ..دلیل نامگذاری گیاه پیغمبرو ..به اصطلاح پیغامبرو.. برگرفته از این کلمات بوده ،( پیغام یا پیام آور بهار ) و به گویش محلی پیغمبرو گفته میشود ..
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
# ارسالی مخاطبین
سلام خانم صادقی عزیز من بانام کاربری رز آبی
چندتا ضرب المثل که یادمه را میذارم😊
1_او از رو کرت خاطر جمع باد میره
(زمانهایی که به کار میرفته که کسی خیلی از خودش راضی بوده و مطمئن اما ضریب اشتباه هم وجود داشته)
2_زده تغارو را اشکسته گل گو زبونم میخاد
(زمانی که کسی اشتباهی میکرده توقع همدلی و توجه هم داشته)
3_نشاشیدی شو درازه
(زمانی که میخاد بگه هنوز چیزی تو آینده مشخص نیست. مثل ضرب المثل جوجه را اخر پاییز میشمرن)
4_نه دوک کجه نه بالیسه بی بی کجه که میریسه
(زمانی به کار می رفته که کسی دنبال بهانه بوده)
5_نه اویی میاره و نه سواودی میشکنه
(برای کسیه که کارش ب کار کسی نیست)
6_او زیر کاها میندازه اون کنارو هم با میسه
(زمانیه که کار اشتباه میکنی و میخای از زیرش در بری)
7_یا خو یا نون کله
(زمانیه که کسی میخاد تنبلی کنه هم یه سری چیزها را میخاد)
8_تا میام منت خرچس بکشم توبرمو بر پشت بکشم
(اینم زمانیه که کسی همراهیت نمیکنه و خودت مجبوری کار خودتا انجام بدی)
🆔@MEJRi403
#حکایت_قدیمی
# ارسالی مخاطبان
هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید !
روزی مرد روستایی با پسرش از ده راه افتادند بروند شهر. مقداری راه که رفتند یک نعل پیدا کردند. مرد روستایی به پسرش گفت: نعل را بردار که به کار می خورد. پسر جواب داد: این نعل آهنی به زحمت برداشتنش نمی ارزد.
مرد خودش نعل را برداشت و توی جیبش گذاشت. وقتی به آبادی وسط راه رسیدند نعل را به یک نعل فروش فروختند و با پولش مقداری گیلاس خریدند و به راه خودشان ادامه دادند تا به صحرا رسیدند.
در صحرا آب نبود و پسر داشت از تشنگی هلاک می شد. مرد که جلوتر از پسرش می رفت یکی از گیلاسها را به زمین انداخت. پسر دولا شد و گیلاس را از زمین برداشت. چند قدم دیگر که رفتند مرد روستایی دوباره یک دانه گیلاس به زمین انداخت و باز پسرش دانه گیلاس را برداشت و خورد.
خلاصه تا به آب و آبادی رسیدند هر چند قدمی که می رفتند مرد یک دانه از گیلاسها را به زمین انداخت و پسر هم آن را بر می داشت و می خورد. آخر کار مرد رو کرد به پسرش و گفت:
یادت هست که گفتم آن نعل را بردار، گفتی به زحمتش نمی ارزد؟ پسر گفت: بله یادم هست. پدر گفت:
دیدی که من آن را برداشتم و با پولش گیلاس خریدم؛ اما یکجا ندادمت. برای اینکه مطلب خوب متوجه بشوی، گیلاسها سی و هفت دانه بود و تو سی و هفت بار به خودت زحمت دادی و آنها را از زمین برداشتی؛ اما یک بار به خودت زحمت ندادی که نعل را برداری بدان: هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید!
🆔@MEJRi403
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقش وبازی سید نصرالله
در صحنه ی زندگی دنیا
✅ زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
🆔@MEJRi403
✍🏻گویش محلی
# اشعار بومی:
✅ بیابون چَکُ مارم گزیده
که رنگ از روی رخسارم پریده
بیا دلاک ، اِصلاح کن سرم را
که موی سر به مژگانم رسیده
دَلاک در گویش محلی منطقه به آرایشگرهای قدیم وهمچنین کسایی که در حمام های عمومی مردم را کیسه می کشیدند می گفتند
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
# ارسالی مخاطبان:
دو تا سرو بلند بودیم بَرا هم
جدا گشتیم که هر دو می خوریم غم
نه دستم میرسد که گل بچینم
نه این سرو بلند سر می کند خم
🔸🔸🔸🔸🔸🔸
بیا جانا که تا جانانه باشیم
یکی شمع و یکی پروانه باشیم
یکی موسی شویم در کوه مناجات
یکی جارو کش میخانه باشیم
🆔@MEJRi403