✍🏻ارسالی مخاطبین
سلام
چندتا واژه
..قتق بالا(ابکش )
خیار بولنگ(خیارسبز )
پخت ولنگک (گرم کردن نان روی چراغ یا اتش)
درتاقی(تاقچه)
پکتوندن(بافتن)
چراغ موشی(چراغی نفتی که معمولادرقنوات ازان استفاده می کردند)
پاچال (راه روهی که به چاه کوره های قمی راه داشت)
انبر (میله ای قوسی شکل که دوسران پهن معمولا درپختت نان ازان استفاده می شود )
لگن (تشتی که دران خمیر می کردند)
انشاالله که جدید باشه و موردپسند
ممنونیم آقای غنی زاده از گرگین آباد🙏
🆔@MEJRi403
# شهید عباس دانشگر
شادی روحش صلوات
#آخر من کجا و شهدا کجا! خجالت میکشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم. من ریزهخوار سفرهی آنان هم نیستم. شهید شهادت را به چنگ میآورد، راه درازی را طی میکند تا به آن مقام میرسد؛ اما من چه! سیاهی گناه چهرهام را پوشانده و تنم را لخت و کسل کرده. حرکت جوهرهی اصلی انسان است و گناه زنجیر. من سکون را دوست ندارم. عادت به سکون بلای بزرگ پیروان حق است. سکونم مرا بیچاره کرده. در این حرکت عالم به سمت معبود حقیقی دست و پایم را اسیر خود کرده. انسان کر میشود، کور میشود، نفهم میشود، گنگ میشود و باز هم زندگی میکند. بعد از مدتی مست میشود و عادت میکند به مستی و وای به حالمان اگر در مستی خوش بگذرانیم و درد نداشته باشیم. درد را انسان بیهوش نمیکِشد، انسان خواب نمیفهمد. درد را انسان باهوش و بیدار میفهمد. راستی! دردهایم کو؟ چرا من بیخیال شدهام؟ نکند بیهوشم؟ نکند خوابم؟ مثل آب خوردن چندین هزار مسلمان را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم. قلب چند نفرمان به درد آمد؟ چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟ آیا مست زندگی نیستیم؟( شهید عباس دانشگر)
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
ـ#ارسالی همراهان
✍🏻خانم دهقان کریم آباد:
نام چند منطقه ی بیابانی تفریحی را برامون ارسال کردند :
چاه اَبرو چاه سَربالا بندِ چاه جَمال گردنه ها ریگی لُکِـ داش گودِخرباری دهنه اُشتری بیــــدون خدآفرین پیرحاجاتــــ خُسیرگون تاشک چاه چغنـــدر کوسکی تمبرگز چابــونه گزینـــو ندیگـــون پــودنـون چزو حوض کل فاطی(فاطمه) بیـــدون کوسکی چاهجـــوله چاهریگـ کوه تاشکـ ریـــزو چاه خش
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#خاطره
در مورد فاطمه علی اکبرها
یکی از خاطرات شیرین ما اوایل دههی ۶۰:
همسر فاطمه خانم اکبرِ جعفر پنبه زن بود چهره ی این مرد را بخاطر ندارم اما پتینگ پتینگِ کمون حلاجی هنوز تو گوشمه وبهترین موسیقی که از اون زمانها برام خاطره انگيزه صدای کمون پنبه زنی اکبر جعفره
خونشون تو قلعه ی کریم آباد نزدیک مسجد بود از کوچه های گلی وخاکی وسرپایین وبالای قلعه که عبور می کردی درب چوبی خونه ی اکبر جعفر باز بود وصدای کمون پنبه زنی واون سفیدی وپرواز پنبه ها تو آسمون بهترین صحنه ای بود که می دیدی
روح این زوج مهربون که وارثی هم نداشتند شاد
فاتحه وصلواتی هدیه به روح این دوعزیز
🆔@MEJRi403
✍🏻ضرب المثل:
# گربه او دستش به گوشت نمیرسه
میگه پی هه
به عبارتی دیگه بیف بیف بو می ده
#زمانی که طرف جایگاه یا مالی داره وطرف دیگه که نمی تونه به اون جایگاه یا مال دست پیدا کته اون جایگاه ومال را بی ارزش جلوه بده
# کی ببره رنج را
کی بخوره گنج را
زمانیکه یرای به دست آوردن چیزی یاکاری زحمت بکشی ونتیجه وبهره اون را به دلایلی کس دیگری ببره بکار میره
# کاه از خرمن دور نمیشه .
منظور اینه که فرد به پدر ومادرش میره وخصوصیات اونها رو در خودش نهفته داره
# قربون چشهای بادومیت شَم
گفت بادوم میخم
وقتی چیزی به زبان میاریم وطرف بلا فاصله اون رو می خوات وطلب می کنه این ضرب المثل به کار میره
که گفتم قربون چشهای بادومیت شم گفت بادوم میخوام
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403