eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
2.7هزار ویدیو
23 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🍃🌸 🌸 نهج البلاغه ┄═❁❀❈🌿🌸🌿❈❀❁═┄ معروف به خطبه‌ دیباج همانا، بهترين چيزی که انسان ها می توانند با آن به خدای سبحان نزديک شوند، ايمان به خدا و ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و جهاد در راه خداست، که جهاد قلّه بلند اسلام و يکتا دانستن خدا براساس فطرت انسانی است. بر پاداشتن نماز، آيين ملّت اسلام، و پرداختن زکات تکليف واجب الهی، و روزه ماه رمضان، سپری در برابر عذاب الهی است، و حجّ و عمره، نابودکننده فقر و شستشو دهنده گناهان است. و صله رحم مايه فزونی مال و طول عمر، و صدقه های پنهانی، نابودکننده گناهان است و صدقه آشکار، مرگ های ناگهانی و زشت را باز می دارد، و نيکوکاری، از ذلّت و خواری نگه می دارد. به ياد خدا باشيد که نيکوترين ذکر است، و آنچه پرهيزگاران را وعده دادند آرزو کنيد که وعده خدا راست ترين وعده هاست. از راه و رسم پيامبرتان پيروی کنيد که بهترين راهنمای هدايت است، رفتارتان را با روش پيامبر(صلی الله علیه و آله) تطبيق دهيد که هدايت کننده ترين روش هاست. و قرآن را بياموزيد که بهترين گفتار است و آن را نيک بفهميد، که بهار دل هاست. از نور آن شفا و بهبودی بخواهيد که شفای سينه های بيمار است، و قرآن را نيکو تلاوت کنيد که سودبخش ترين داستان هاست، زيرا عالمی که به غير علم خود عمل کند، چونان جاهل سرگردانی است که از بيماری نادانی شفا نخواهد گرفت، بلکه حجّت بر او قويتر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پيشگاه خدا به نکوهش سزاوارتر است 🆔@MEJRi403
می‌گفت «من زشت‌ام! اگه شهید بشم هیچ‌کس برام کاری نمی‌کنه! تو یه پوستر برام بزن معروف بشم» و خندید… می‌گفت «من زشت‌ام! اگه شهید بشم هیچ‌کس برام کاری نمی‌کنه! تو یه پوستر برام بزن معروف بشم» و خندید… این را یکی از دوستان «هادی» عزیز شهید از او روایت کرده است... واین تصویر همان طرح سفارش اوست و چه شیرین است این لبخند... وجوه یومئذ مسفرة ضاحکة مستبشرة...چهره هایی در آن روز گشاده و نورانی و خندان و مسرور است. (سوره مبارکه عبس/ 38 و 39) «هادی ذوالفقاری» ، در عراق... طلبه بوده و البته جانباز فتنه 88... در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود «از برادرانم می‌خواهم که غیر حرف آقا حرف کس دیگری را گوش ندهند. جهان در حال تحول است، دنیا دیگر طبیعی نیست...» همان که روی جیب لباسش، دقیقاً سمت قلب، عکس امام‌اش، آقای خامنه‌ای خودنمایی می‌کرد.. اغلب عکس‌هایش شهادت می‌دهد و اعتراف خانواده‌اش... شهید ذوالفقاری در اواخر بهمن ماه 1393 در عراق به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. مردم شهر نجف به واسطه کارها و تلاش‌های شهید ذوالفقاری احترام زیادی برایش قائلند و به نیکی از او یاد می‌کنند. شهیدی که به خاطر علاقه‌اش به شهر نجف وصیت کرد پیکرش را در این شهر دفن کنند و الان پیکر این شهید بزرگوار در این شهر قرار دارد. 🆔@MEJRi403
# نوستالژی اشیاء قدیمی ✅ ارسالی همراهان: ما می گیم گلاب پاشه چون در ب ودرپوش داره لوله ی اون اما ارسال کننده ی عکس به ما گفتند آفتابه مسی وحکاکی شده ی قدیمی 🆔@MEJRi403
✍🏻 گویش محلی: معنی اصطلاح وضرب المثل زیر را برامون ارسال کنید🙏🙏 ♦️هر که آتش رو کلو خودش میکنه جواب: به فکر خود بودن کلو گودال کُرسی است هر کسی آتش رو کلوخودش می کنه ✅ یعنی فقط به فکر خودش ومنافع خودش هست نه ديگران ممنونیم از حاجیه خانم زهرا صادقی جناب آقای محمد دهقان سرکار خانم فاطمه ابوالحسنی و سرکار خانم زکی پور که کلو را برایمان توضیح دادند نمی دونستیم کلو گودال کرسی است🙏🙏 🆔@MEJRi403
✍🏻 گویش محلی : ✨ میگن ماشین تَن بَسی از بار یعنی چی😂😂 ✅ جواب: تن بس مخفف تنگ بسته شده است وماشین که تن بسی بار داره ♦️کنایه از بار بسیار است آن قدر بار داره که تنگش رو بستند تنگ بستن هم به معنی مقادیر زیاد بار هست که وقتی می خوان اون رو ببندند با طناب از بس زیاده به زور وتنگ می بندند امیدوارم تونسته باشم مفهوم رو انتقال بدم🙏 🆔@MEJRi403
# زنگ مطالعه ✅شروع داستان شازده حمام 📕 از کتاب شازده حمام ✍🏻 نوشته ی محمد حسین پاپلی یزدی ♦️یاد آوری: در مورد کتیرا رفتن مردم منطقه در قدیم در کانال صحبت شد وبه ما این کتاب معرفی شد که در جایی از آن از کتیرا رفتن مردم بهاباد وبافق صحبت شده آن مطلب را یافتیم ودر کانال قرار دادیم ومطالعه ی کتاب را شروع کردیم داستان رنان بیوه و مکتب خانه وآفتاب لب بوم مطالعه شد الان رسیدیم به داستان شازده حمام نمیدونیم تا کجای داستان قابلیت انتشار داشته باشه به هر حال خاطرات نویسنده ی کتاب است از سالهای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به بعد یزد 🆔@MEJRi403