؛ که نه آنقدر زندگی شیرین و نه آنقدر مرگ تلخ است که انسان عزت و شرافتش را به آن بفروشد. از آغاز که پای در این راه گذاردم، میدانستم که عاقبتی جز این ندارد و آگاهانه آمدم و امیدوارم که بالاخره هم، آگاهانه از این جهان پست، رخت بربندم و در عالم بقا نزد سرورانم و اولیاء معصومین و به غلامی آنها و بندگی خدای تبارک و تعالی محشور گردم؛ که خدای بر بندهاش و چهارده معصوم بر غلامش، لطف و عنایت خاصی دارند که ما را بس.
و در پایان از خدا میخواهم که در ظهور حضرت حجت تعجیل نماید اگر صلاح است انشاءالله و امام امت را تا ظهور ایشان و حتی در کنار ایشان برایمان حفظ نماید.
نمیخواهم نصیحت کنم اما تنها یک چیز میگویم؛ از امام دست برندارید و فرامینش را بدون چون و چرا اجرا کنید که ولی خداست و نماینده خداست و جز برای او و جهت رضای او چیزی نمیگوید. پس حرفها و فرامینش را گردن نهید و حتی در دل نیز نسبت به فرمانش شائبهای راه ندهید و ذرهای تردید نسبت به صحت حرفهایش نداشته باشید که اگر او درامری اشتباه کند شما دیگر معلوم نیست تاچه اندازه اشتباه میکنید. باز میگویم حتی اگر امام هم اشتباه کند شما کسانی نیستید که بتوانید اشتباهات امام را درک کنید (این را به برادران دانشجویم میگویم و دیگر کسانی که در مصدر کارها هستند و یا خود را صاحب نظر میدانند) و به قول معروف رک و پوست کنده بگویم شما بچهتر از آن هستید که بتوانید خطای امام را درک کنید پس شما هم مانند دیگر مردم، مردم عادی کوچه و بازار که علمشان ایمانشان را تباه نکرده بیائید دست از این روشنفکربازیها بردارید و انقلاب را اسلامی بخواهید، نه اسلام را انقلابی و تسلیم اسلام باشید نه اینکه در صدد باشید که اسلام را تسلیم خویش نمائید.
و اما بعد من نزدیک به سه سال است که نتوانستم روزههایم را بگیرم اگر بر شما رنجی نیست و مقدورتان است از روی لطف و مرحمت این روزهها را به نحوی برایم قضا نمائید و پس از آن مقداری بدهی دارم که عبارتند از ۱۵۰۰۰ریال کوروش کشاورزی، ۱۵۰۰۰ریال ولی احمدزاده، هم اتاقم و ۵۰۰۰ ریال برادر راهبر، عضو سپاه لنگه، ۵۰۰۰ ریال محمد میمندی و ۳۰۰۰ ریال محسن شریفی، معاون گردان۴۱۹ که خواهشمندم سعی نمائید از زیر این دینها هم بیرون بروم. دست شما را میبوسم و از همه آشنایان خاضعانه طلب بخشش دارم. این که میگویم نه از روی تعارف بلکه واقعا از همه التماس بخشش دارم و امید عفو.
دیگر بدهی یادم نمیآید اما اگر کسی مدعی حقی شد وی را راضی نمائید.
دیگر عرضی ندارم جز التماس دعا از شما پدر و مادر خوبم با سلام خالصانه به خواهر خوبم.
حسین
۳ بعد از ظهر ۶۳/۱۲/۱۵
🆔@MEJRi403
مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 گویش محلی ضرب المثل یا کنایه ی : قسَمت رو باوره لنگ های خروس برابره به چه معناست منتظر پاسخها
# در توضیح این ضرب المثل:
گویند فردي خروسی بدزدید و آن را در توبره اش نهاد وفرار می کرد ،
از قضا گیر افتاد وباز خواست شد او قسم
می خورد که خطایی ازش سر نزده اما دم یا لنگ خروس از توبره اش بیرون زده بود.
لذا این کنایه که قسمت رو باور کنیم یا لنگ خروس را شکل گرفت
✨ در مواردی که فردی مخفی کاری می کنه اما شواهدی از خطایش هویدا باشد این کنایه یا ضرب المثل به کار می رود
ودر گویش محلی ما بدین صورتها هم گفته میشه که:
✅ قسمونت را باوره
لنگ خروس برابره
برا بره یعنی پیداست
✅ یا قسم حضرت عباست رو باور کنیم یا دم خروس را
♦️ممنون از جناب آقای رحمانی
همراه همیشگی بخش ضرب المثل های کانال
پایدار باشید🙏
🆔@MEJRi403
# اطلاعیه
اهالی محترم وفرهنگ دوست جلگه توجه فرمایید:
به حمایت وپیشنهاد انجمن شعرو ادب شهرستان بهاباد پيشنهاد وطرح راه اندازی شب شعر وانجمن شعر جلگه در جهت شناسایی وجذب استعداد های نهفته و پرورش وهدایت و جذب علاقمندان ودغدغه مندان در این حوزه ، مطرح شده است
لذا از علاقمندان به مطالعه وشعر وادب دوستان ودغدغه مندان فرهنگی دعوت می شود جهت همراهی با این انجمن وعضویت در آن نام ونام خانوادگی ونام روستای خود را
به شماره ۰۹۱۳۱۵۶۵۳۵۶ خانم صادقی ارسال کنند
امید است با همراهی شما عزیزان قدمی هرچند ناچیز در امر پرورش استعدادها وپتانسیل های نهفته در جلگه در امر شعر وادب فارسی برداشته شود وزمینه ی گسترش وپرورش آن محیا ومردم جلگه هم حرف برای گفتن در این زمینه داشته باشند
از هر سن وهر جنسیتی می توانید برای عضویت در انجمن شعر جلگه اقدام کنید
اگر سر سوزنی علاقه یا قریحه وذوق شاعری دارید با ما همراه شوید
اساتید ی چون جناب آقای لقمانی متخلص به سیمرغ وجناب آقای محمدی نیا از شاعران شهرستان ما را همراهی ونکات فنی وعلمی
اشعار فارسی وسرودن آن را یاد آور خواهند شد
پس یه یا علی بگید برای اعتلای فرهنگ مردم جلگه
♦️یا علی
🆔@MEJRi403
حضرت محمد (ص)
بَه بَه به جمال حَسن و خوی محمد
بر دیده و بر صورت و بر موی محمد
زیبایی قوس و قزح از روی خودش نیست
بگرفته جمالش زِ دو اَبروی محمد
باد است معطر که وزیدست زِ کویش
چون کرده نوازش سر گیسوی محمد
حیرت زده گردیده دو چشم از رخ ماهش
آن لحظه که دیدست دمی روی محمد
بلبل چو ندیدست گلی خوشدل از آن است
تا پر بزند بر طرف و کوی محمد
دوش عطرِ گلِ گلشنِ قدسی به من این گفت
گل نیست هر آن گل ندهد بوی محمد
ولله که نترسد دمی از آتش دوزخ
هر کس نظری کرده همی سوی محمد
گر رحم به حالم کند او در صف محشر
آبی برسانم به لب از جوی محمد
یارب به من اِحسان بده در روز مجازات
تا آنکه نباشم خجل از روی محمد
"سیمرغ "دلش سوخته میگرید از آن قوم
کآتش زده آن خانه ی نیکوی محمد
#لقمانی_بهابادی_سیمرغ
🆔@MEJRi403
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
# ارسالی همراهان
سلام به اهالی مجري
تقدیم به باز نشستگان
اصغر جعفری احمد آباد
🆔@MEJRi403