eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
چالش: سوسک مادر به بچش میگه قربون دست وپاهای بلوریت برم امان از مادر توضیحش با شما🙏 جناب آقای محمد دهقان جناب آقای عباس رحمانی وجنا ب آقای علی صادقی جواب را ارسال نمودند🙏 ✅ بله یک مادر به اقتضای مادر بودنش هیچ عیب ونقصی در بچه خودش نمی بینه در واقع مهرو محبت وعطوفت مادری ایجاب می کنه که عیب فرزندش را نبینه 🆔@MEJRi403
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️عشق مقدس است شبتون خوش✨✨ 🆔@MEJRi403
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🌿🌺🌿🌺 🌿🌺🌿🌺 🌺🌿🌺 🌿🌺 🌺 نهج البلاغه ┄═❁❀❈🌿🌺🌿❈❀❁═┄ آنچه را آفريد با اندازه گيری دقيقی استوار کرد و با لطف و مهربانی نظمشان داد و به خوبی تدبير کرد. هر پديده را برای همان جهت که آفريده شد به حرکت درآورد، چنان که نه از حدّ و مرز خويش تجاوز نمايد و نه در رسيدن به مراحل رشد خود کوتاهی کند و اين حرکتِ حساب شده را، بدون دشواری به سامان رساند تا بر اساس اراده او زندگی کند. پس چگونه ممکن است سرپيچی کند در حالی که همه موجودات از اراده خدا سرچشمه می گيرند؟ خدايی که پديدآورنده موجودات گوناگون است. بدون احتياج به انديشه و فکری که به آن روی آورد، يا غريزه ای که در درون پنهان داشته باشد و بدون تجربه از حوادث گذشته و بدون شريکی که در ايجاد امور شگفت انگيز ياريش کند، موجودات را آفريد، پس آفرينش کامل گشت و به عبادت و اطاعت او پرداختند، دعوت او را پذيرفتند و در برابر فرمان الهی سستی و درنگ نکردند و در اجرای فرمان الهی توقّف نپذيرفتند. پس کجی های هر چيزی را راست و مرزهای هر يک را روشن ساخت و با قدرت خداوندی بين اشياء متضاد هماهنگی ايجاد کرد و وسايل ارتباط آنان را فراهم ساخت و موجودات را از نظر حدود، اندازه و غرايز و شکل ها و قالب ها و هيئت های گوناگون، تقسيم و استوار فرمود و با حکمت و تدبيرِ خويش، هر يکی را به سرشتی که خود خواست درآورد. ┄═❁✦❀•🌿🌺🌿•❀✦❁═┄ فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسيع آسمانها را بدون اينكه بر چيزی تكيه كند نظام بخشيد و شكافهای آن را به هم آورد و هر يك را با آنچه كه تناسب داشت و جفت بود پيوند داد و دشواری فرود آمدن و برخاستن را بر فرشتگانی كه فرمان او را به خلق رسانند يا اعمال بندگان را بالا برند آسان كرد. در حالیكه آسمان را به صورت دود و بخار بود به آن فرمان داد، پس رابطه های آن را بر قرار ساخت، سپس آنها را از هم جدا كرد و بين آنها فاصله انداخت و بر هر راهی و شكافی از آسمان، نگهبانی از شهاب های روشن گماشت و با دست قدرت آنها را از حركت ناموزون در فضا نگهداشت و دستور فرمود تا برابر فرمانش تسليم باشند و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز و ماه را با نوری كم رنگ برای تاريكی شبها قرار داد و آن دو را در مسير حركت خويش به حركت در آورد و حركت آن دو را دقيق اندازه گيری كرد تا در درجات تعيين شده حركت كنند كه بين شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخيص شود و با رفت و آمد آنها شماره سالها و اندازه گيری زمان ممكن باشد. پس در فضای هر آسمان فلك آن را آفريد و زينتی از گوهرهای تابنده و ستارگان درخشنده بياراست و آنان را كه خواستند اسرار آسمانها را دزدانه دريابند، با شهاب های درخشنده سوزان تير باران كرد و تمامی ستارگان از ثابت و استوار و گردنده و بی قرار فرود آينده و بالا رونده و نگران كننده و شادی آفرين را تسليم اوامر خود فرمود. 🆔@MEJRi403
شهید رضا حاجی زاده تاریخ تولد : 1366/10/06 محل تولد : آمل تاریخ شهادت : 1395/02/16 محل شهادت : خانطومان - سوریه وضعیت تاهل : متاهل با 2 فرزند محل مزار شهید : آمل - آستان مقدس امام‌زاده ابراهیم (ع) بسم‌الله الرحمن الرحیم «و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی» آیات 40 و 41 سوره مبارکه النازعات «و اما آن کس که از مقام و مرتبه پروردگارش ترسیده و خود را از هوا و هوس بازداشته است، به یقین بهشت جایگاه اوست». با سلام و صلوات به محضر منجی عالم بشریت حضرت صاحب‌الزمان(عج) و نائب بر حقش امام خامنه‌ای و شهدای اسلام و ایران، به خصوص شهدای مدافع حرم. اینجانب رضا حاجی‌زاده فرزند رجبعلی در صحت و سلامت کامل عقلی وصیت‌نامه خود را می‌نویسم، من نمی‌خواهم که عمرم بی‌ثمر باشد و مرگم یک مرگ عادی، مرگی می‌خواهم که در راه اسلام و ایران اسلامی باشد. من به‌خاطر منطق خویش برای دفاع از اسلام و حریم اهل بیت(ع) وارد جنگ با دشمنان اسلام شدم و با عشق و علاقه و رضایت کامل جان خویش را فدای این راه می‌نمایم و می‌روم تا انتقام سیلی حضرت زهرا(س) را بگیرم. من از مردم ایران می‌خواهم تفرقه‌اندازی نکنید، با هم متحد باشید، دین اسلام را سربلند نگه دارید، به دوستان و آشنایان توصیه می‌کنم نماز اول وقت و با حضور قلب بخوانید. پدر و مادر را گرامی و محترم بدارید، از طهارت و معصومیت خود شدیداً حراست و پاسداری کنید، پیوند به ائمه اطهار(ع) و به‌خصوص امام هشتم را مستحکم کنید و خدای متعال و مهربان را در همه حال به‌یاد داشته باشید.
پدر و مادر را گرامی و محترم بدارید، از طهارت و معصومیت خود شدیداً حراست و پاسداری کنید، پیوند به ائمه اطهار(ع) و به‌خصوص امام هشتم را مستحکم کنید و خدای متعال و مهربان را در همه حال به‌یاد داشته باشید. خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی! موفقیت من در مراحل گوناگون زندگی مرهون زحمات و دعای خیرتان بوده است، امیدوارم کوتاهی و قصورم را در رسیدگی به اوضاع و احوال‌تان بخشنده باشید و حلالم کنید و این را بدانید تا آنجا که در توان داشتم در حد بضاعتم تلاش کردم تا رضایت شما را در زندگی خود داشته باشم. هر پدر و مادری عاقبت به خیری فرزندشان را خواهانند و این را بدانید که بنده عاقبت به خیر شدم و این عاقبت به خیری را مدیون زحمات دیروز شما هستم. داداش جان! در نبود من پدر و مادر را فراموش نکن و همواره تابع بی چون و چرای ولایت باش، دشمن همواره از دینداری و ولایت‌پذیری تو هراس دارد، پس کاری کن که دشمن همواره از تو و امثال تو بترسد. همسر مهربان و صبورم! می‌دانم که بعد از رفتن من تمام سختی‌های این زندگی بر دوش توست، من برای شهادت نمی‌روم، من جوانم و زندگی با شما را دوست دارم و می‌خواهم با شما باشم، ولی این تکلیف ماست که از حریم اسلام و اهل بیت(ع) دفاع کنیم و راضی هستیم به رضای خدا ولی این ‌بار سنگین بر دوش توست و از تو می‌خواهم صبر زینب‌گونه پیشه کنی و در برابر تمام سختی‌ها و مشکلات یاد خدا را فراموش نکنی و در تمام مراحل از خدا کمک بگیری. از تو می‌خواهم که فرزندانم را طوری تربیت کنی که در مسیر اسلام و ولایت ادامه‌دهنده را شهدا باشند و بابت تمام کمبودها و نبودهایم از تو می‌خواهم حلالم کنی. فاطمه‌حلما جان! دِتِر (دختر) بابا، دوستت دارم، دوستت دارم، بدان که بابا رفته است که تا تو و امثال تو در امنیت و آرامش در خاک خود قدم بگذارید و بدان که ناموس شیعه در واقع ناموس خودمان است، تکلیف ما این است که از ناموس شیعه دفاع کنیم و جان خود را در این راه بدهیم و از تو می‌خواهم که در سنگر خود که همان چادر توست، بمانی و بایستی و مقابله کنی تا پرچم اسلام و تشیع همیشه پیروز و سرافراز بماند. محمدطه جان! مرد خانه بابا، تو دیگر ستون خانه‌ای، از تو می‌خواهم که دینت را حفظ کنی و در خط ولایت فقیه باشی و گوش به فرمان رهبر عزیزمان باشی، دعا می‌کنم که در رکاب امام زمان (عج) ادامه‌دهنده راه شهدا باشی و در زندگی‌ات طوری باشی که موضع اسلام و مسلمین به خطر نیفتد. از همه دوستان و آشنایان و همکارانم می‌خواهم که مرا حلال کنند و قصورم را ببخشند و اگر دینی از کسی برگردنم مانده است، برای تسویه به خانواده‌ام مراجعه نمایند که خداوند می‌فرمایند هر گناهی از شما بخشیده می‌شود، غیر از حق‌الناس. ومن‌الله التوفیق رضا حاجی زاده 1395/01/30
✍🏻 از مثل های بومی: خیاری که شیداست از دوبرگش پیداست ارسال مفهوم با شما🙏 ارسالی همراهان: آقای صادقی: سلام و عرض ادب: خیار که شیداست::::: این ضرب‌المثل یکی ضرب‌المثل‌های استان کرمان است و کرمانی ها هم مثل ما بهابادی ها به خربزه می‌گویند خیار و معمولا بر این قضیه صدق میکند که خیار هنگام رشد دو برگ اولیه می‌زند می گویند خیار شیرین از همون دو برگ اولش پیداست یا مثلاً فلان پسر از حالا مشخص است بزرگ که می‌شود چه میشود و این ضرب‌المثل هم معنی ضرب‌المثل سالی که نکوست از بهارش پیدا ست یا روزی که نکوست از دم صبحش پیداست( ببخشید جواب طولانی شد) آقای محمد دهقان: سلام خیار شیداست ازدوبرگش پیداست میگه نیازی به تعریف وتمجید نیست ادم از رفتار و کردار وگفتارش معلومه چکاره هست مجری : بله همانطور که دوستان توضیح دادند، وهم ردیف است با : درِ باغ رو ببین یا سالی که نکوست یا ببین رنگم نپرس حالم 🆔@MEJRi403
‍ مرگ زیبا دوست دارم همچو قویی ساکت و زیبا بمیرم یا میان موج دریا یا شبی تنها بمیرم دوست دارم چون کبوتر پر زنم در آسمانها یا کنار آب زمزم، یا که در دریا بمیرم دوست دارم همچو شمعی در دل شبها بسوزم یا پر پروانه ای را یا که بی پروا بمیرم دوست دارم در خزانی من نبینم مرگ گل را تا خزان از گل بگیرم با گل مینا بمیرم دوست دارم همچو چشمی در میان خون نشینم یا که با مجنون نشینم یا که با لیلا بمیرم دوست دارم زندگی را لیک خواهم چون غزالی سر به صحرایی سپارم تا که در صحرا بمیرم دوست دارم روشنی را در دل شبها بریزم همچو شمعی دل بسوزم فارغ از دنیا بمیرم دوست دارم خون فشانم من ز هجر رویت امشب جای اشک از دیدگان و در شب یلدا بمیرم دوست دارم روی ماهت بینم و عمرم سر آید همچنان «سیمرغ» در پایت فتم آنجا بمیرم ✅ " در استقبال از شعر زیبای مرگ قو از دکتر حمیدی شیرازی 🆔@MEJRi403
✍🏻 مثل بومی دستی که نمیشه برید را باید بوسید این هم توضیح بدید فکر کنم به چند صورت گفته میشه ✅ ممنونم از آقای صادقی و رحمانی بابت ارسال جواب در واقع هنگامی که انسان در تنگنا قرار بگیره وشرایطی ایجاد بشه که با وجود اشتباه بودن حرف وعملی از طرف مقابل مجبور به تسلیم میشه چون طرف یا بزرگتره واحترامش واجب یا مواردی دیگر که انسان چاره ای جز پذیرفتن آن شرایط ندارد، این ضرب المثل بکار میره که: دستی که نمیشه برید را باید بوسید یا مثل دیگری در همین مضمون که میگن مثل در مسجد می مونه ارسالی جناب صادقی: سلام و عرض ادب: ضرب‌المثل دستی که نمی‌توان برید را باید بوسید ::: معمولاً جایی بکار میرود که انسان وقتی از انجام کاری مستأصل و ناتوان می شود باید با آن موضوع کنار بیاید و بدان اصرار نورزد ::: شاید بعضی وقتها زمانه آنچه را که میل و دل خواهمان باشد را رقم نزند و روزگار بر وفق مرادمان نباشد باید با آنچه برایمان مقدر است رضا بود 🆔@MEJRi403