دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دلِ تنگ
وآن جا به نیکنامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سِر عشقبازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی
یا رب به یادش آور درویش پروریدن
📓 غزلیات حافظ، غزل شماره ۳۹۲.
صبحتون بخیر وشادی🌷🌷
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻گویش محلی:
در قدیم
کُدینو
اُشکُل
معنی این دو واژه را برامون ارسال کنید
✍🏻مجری:
ارسالی خانم اعظم حسن زاده
از فعالترین اعضای تولید محتوای کانال که بطور ویژه ازشون بابت اشتراک گذاری معلومات وتجربیاتشون تشکر می کنیم:
کدینو وسیله ای بود که سرش پهن بود ودسته ای داشت که باهاش روی پتو ولباسهای بزرگ که نمی تونسن چنگ بزنن ،میزدن تاشسته شه
اشکل هم تکه چوبی بود که چه سرتنور چه سرگوار(اجاق)باهاش آتش راهم میزدن
خانم پورجنایی:
کدینو.نوعی چوب صاف یا تخته بوده ک به فرشیا لباس میزدن واسه تمیزی.
اشگل.نوعی چوب هس واسه مثلا هم زدن آتش
ممنون🙏
آقای رضایی :
سلام کدینو وسیله بوده برای شستن لباس که از جنس چوب بوده روی لباس میکوبیدن تا چرک آن برود اِشلوم هم بجای تاید امروزی بوده
اشکول یک چوب 1.5متری بوده. که هنگام نان پختن آتش تنور را جابجا میکردن بچه ها اگر هنگام نان پختن اذیت میکردن میگفتن همین اشکول را میزنم تو سرت ها برو پای بازیت
ممنون آقای رضایی
خانم شاهقلی:
کدینو چوبی که میکوبیدن رو فرش و پتو تا شسته بشه اشکل چوبی بود که باهاش اتیش تنور واجاق رو هم میزدن
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
# روستایی که معتقده
دو دوتا چهارتا نمیشه
دو دوتای خدا میشه هزارتا
# از نون خشک فروشی رسید به مهمان ویژه برلین در آلمان
گر خدا بخواهد.........
با خدا باش پادشاهی کن
بی خدا باش هر چه خواهی کن
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 گویش محلی
ماده ای بومی
اِشلوم:
در قدیم برای تمیز وپاک شستنلباسها از ماده ای گیاهی بنام اِشلوم که در بیابانها ی منطقه می روییده استفاده می کردند
آدرس : زیر گُدار ریگی
سمت راست منطقه ی اِشلومی😄
در اینجا اِشلوم به وفور یافت می شده در قدیم.
نمیدونیم الان پوشش گیاهی اون منطقه هنوز اِشلومی هست یا نه
کسی اطلاع داشت به ما اعلام کنه✋
اطلاع دادند اِشلوم فراوونه هنوز
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#ارسالی همراهان
✍اقای علی اکبر نخعی
سلام. ممنون از شما بابت ایجاد این کانال و تجدید خاطره ها. کدین وسیله ی چوبی بود که در قدیم برای شستشوی جامه وفرش وپتو ولحاف از آن استفاده میشد. طول تقریبی آن پنجاه سانتیمتر که سری پهنتر نسبت به دسته آن داشت. با آن به فرش یا لباس خیس شده ضربه می زدند تا چرک وگرد و خاک از آن خارج شود.در گویش محلی ما به آن کدینو میگفتند. فکر کنم مثل خیلی از اسمها که کوچک شده است کدینو هم اینگونه باشد مثل بیلو (بیل)یا موارد دیگر. کدین کلمهای اصیل است. اشکل چوبی به اندازه تقریبی بین شصت تا یک متر و خرده ای که برای به هم زدن یا جمع و جور کردن آتش تنور یا گوار و اجاق از آن استفاده میشد.
✍کاربر یا سیدالشهدا
سلام کدینو به یک چوب میگفتن که روی پتو، لباس، گلیم، میزندن موقعه شستن که تمیز بشه
اشکل هم به چوبی که داخل تنور استفاده میکردن براجمع کردن آتیش دور تنور
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#اصلاحیه
دوستان در مورد توتیا مطلب گذاشتیم
اینکه تو تیا گیاهی است که برای تقویت چشم استفاده می شده.
اما در مطلب مربوط به بهاباد نوشته توتیای بهاباد صادر می شده ومعدن اون هنوز بقایایی ازش باقی است
کلمه ی معدن ما را به شک انداخت تحقیق کردیم
تو تیا در مورد بهاباد :
یک نوع کانی وفلز است که برای سفید کردن مس و....استفاده می شده
پس توتیا در اینجا نوعی کانی وترکیب فلز است که ترکیب شیمیایی اُکسید روی است.
همان سنگ سرمه می باشد.
پس توتیا نام گیاهی است که جلا دهنده چشم است
توتیا سنگ سرمه است که در بیابانهای کرمان زیاد یافت می شده ودر قدیم بهاباد هم معدن توتیا داشته
واینکه
یک نوع توتیا هم از جانوران دریایی گرفته می شه
خوب یه چیزی یاد گرفتیم 🙏
🆔@MEJRi403
شاعر:
عاشق:
ثنا راه بهشت دادی نشانم
مرا آواره کردی از مکانم
به پای حوض کوثر وعده دادی
زدی یکسر تو آتش به جانم
♦️سلام سرکار خانم صادقی
با تشکر از مساعی شما در رابطه با پر بار کردن کانال جذاب و مورد علاقه اهالی منطقه
و تقاضای سلامتی و تندرستی و عاقبت بخیری برای شما و خانواده محترمتون :
همانطور که قبلا خدمتتون گفتم اشعار کوچه باغی و با صمیمت و با صفای روستایی خیلی قشنگ و جذاب و دلنشین هست و چون از دل بر آمده قطعأ بر دل می نشیند .
و یکی از ویژگی های آنها سلیسی و روانی آنهاست شاید از نظر فنی مشکل داشته باشد چون سطح سواد شاعران این بخش زیاد بالا نبوده و نیست ولی قطعآ خیلی روان هست
منتهی معمولا دهان به دهان یا سینه سینه منتقل می شود و کمتر مکتوب می گردد.
ممکن هست کلماتی از آنها جا بی افتدکه لازم است اصلاح گردد،
و بدین صورت اصلاح می گردد ؛
زدی یکسر تو آتش را به جانم
✅ از بذل توجه واهتمام استاد گرامی جناب محمدی نیا بسیار سپاسگزاریم🙏🙏
🆔@MEJRi403
#فوتبال_جلگه
🔸 این عکسها و تصاویر زیبا رو از دوستان خوبم در تیم جلگه دیدم و کلی خاطرات خوب فوتبالی و دعواهای جنجالی 😂 برام زنده شد .
واقعا باید قدر دوستان جوانی را دانست .
من توی تیم فوتبال بهاباد و منحصرا تلاش بودم . عضو هیئت فوتبال و داور هم بودم . و خاطرات خیلی زیادی دارم.
توی دهه ۶۰ و ۷۰ فوتبال توی زمین بزرگ و خاکی رونق زیادی داشت . گاهی ما میومدیم جلگه برای مسابقه و گاهی دوستانمان در تیم جلگه به بهاباد میومدند و در اکثر مواقع بازیهامون به جنجال کشیده میشد و نیمه تمام میموند🤣 . مثلا یادمه یه بار اومدیم جلگه و اواخر بازی مرحوم حسن حیدری که از طرفدارای پَرُ پا قرص فوتبال بودند وارد بازی شدند و کارمون با بچه های جلگه به اوقات تلخی کشید😭😜😂 .
البته همه فوتبالمون این نبود و روی دوم فوتبال دوستیهاش بود ، آقایان آسیدکریم هاشمی ، حسین حیدری ، محمدرضا کارگر ، منصور کارگر ، حسن کارگر ، برادران رستگار ، زنده یاد محمدرضا کریمی ، اسماعیل کارگر ، سیدعباس هاشمی ، حسین قاسمیان و آسید محمد هاشمی دوستانی هستند که در تصویر فوتبالی بالا هم حضور دارند و از دوستان فوق العاده خوب بنده بودند . یاد همشون به خیر . آرزو میکنم هر کجا هستند تندرست و پیروز باشند و برای شادی روح برادر و دوست خوبم محمدرضا کریمی صلوات میفرستیم.
💫 ضمنا از زحمت کشان کانال مجری هم تشکر میکنم که در پویایی و زنده نگهداشتن فرهنگ اصیل مردمان خونگرم و زحمتکش بخش جلگه تلاش مضاعف دارند .
ارادتمند حسین عبداللهیان بهابادی 🌺
🆔@MEJRi403