eitaa logo
❄️ مرکز فرهنگی ❄️خانواده ❄️آذربایجانشرقی ❄️
1.4هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
4.8هزار ویدیو
111 فایل
همراهیتان موجب افتخار ماست خانوادگی عضو کانال مرکز فرهنگی شوید #قرآن_احکام #کلام_بزرگان_مسائل_روز #همسرداری #تربیت_فرزند #سبک_زندگی #با_شهدا #ترفند_خانه_داری #پویش_ها ادمین 👇 @Gorbanzadeh_m لینک کانال @MF_khanevadeh
مشاهده در ایتا
دانلود
🔎 🙏🏻 👈 زگفتار، کردار بهتر بوَد ◽️يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ✍️ ای مؤمنان! چرا چیزی را می‌گویید که خود عمل نمی‌کنید؟! 📌سخن و علم و ایمانی که با عمل یکی نباشه، باعث سلب اعتماد و اطمینان و سزاوارِ سرزنش و توبیخه. پای حرف موندن، مصداق وفای به عهده و خلف وعده، نابخشودنی. 📖 سوره صف آیه ۲ 💠ترجمه استاد حسین انصاریان💠 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
🔸🔶 و تِلْکَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ قسمتی از آیه 140 سوره آل عمران 💠 ترجمه: و ما این روزها[یِ پیروزی و ناکامی] را [به عنوان امتحان] در میان مردم می گردانیم 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خواص شگفت انگیز دمنوش گیاه گل پنیرک👇 – دمنوش گل پنیرک برای عفونت‌های مثانه، اسهال خونی موثر است. – دمنوش آن برای کسانی که دچار یبوست و دارای معده و روده‌های تنبلی هستند، توصیه می‌شود. – دم کرده گل ها یکی از داروهای خوب ضد سرفه است.هم چنین به عنوان برطرف کننده تورم دهان و گلو مصرف می شود. انسداد مجاری کبد را باز می کند و موجب ازدیاد ترشح ادرار می شود. – همچنین تأثیر آن در درمان سرماخوردگی تأیید شده است. 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
‼️روز عزلشون کنین! 💢قابل توجه اونایی که میگفتن چرا رهبری مسئولین بی کفایت رو عزل نمیکنه... ✅خود شما روز انتخابات میتونین هم مسئولین بی کفایت رو عـــزل کنین هم تفکر غیرانقلابی‌شون رو ✌️🏻این گوی و این میدان... نشر مطالب صدقه جاریه است✌️🏻 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
ارتباط موفق_6.mp3
10.88M
۶ 🔥 حسادت در محبت ، و تمایل به پیشتاز بودن در نگاه کسی، ارتباط انسان را با بقیه‌ی اطرافیان به نجاست می‌کشاند. ☆ کسانی در ارتباطات خود و جذب محبت دیگران موفقند که؛ می‌توانند برای محبوبیت دیگران ، راه باز کنند؛ حتی در قلب کسی که برایشان بسیار مهم است. 🎤 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
👈 اثرات وضو 💠عزیزان کار شما نیز عبادت است ، صبح که به سوی مزرعه و محل کارتان می روید ، قبل آن وضویی بگیرید و رو به قبله یا الله بگویید وسپس به راه بیفتید؛ چون بی وضو نمی توان عبادت کرد... 🔻زیرا مزرعه و محل کارتان، کعبه و قطرات عرق که در آنجا از جَبین و بدنتان سرازیر میشود ،کفاره گناهان است... خودتان را صاف می کنید.. ✳️ هر صبح که برای کار بر می خیزید، وضویی بگیرید و بعد از آن نوزده بار" بسم الله الرحمن الرحیم " به عددحروف این آیه مبارکه تلاوت کنید، تا آن وضو تطهیرتان کند و آن بسم الله ، آفات وبلیّات و شعله های اشتغالات جهنمی دنیا را از شما دور نماید . جناب رسول‌الله ( صلی الله علیه و آله می‌فرماید: « دُم ْ علی الطَّهاره ، یوسَع رزقک » شما دائماً اهل طهارت و پاکی باشید ،رزقتان وسیع خواهد شد. ⬅️ شرح مراتب طهارت، مجلس دوم ص۱۶ 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
12.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این قرص 💊 رو آقایون بخرن بدن خانوماشون بخورن 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
⛔️؛ پدیده‌ای ناهنجار برای متاهلین 🔰 اگر پیش از این موضوع دوست اجتماعی در بین دختران و پسران مجرد به چشم می‌خورد ولی متاسفانه امروز شاهد هستیم که برخی زنان و مردان هم به بهانه‌های مختلف برای خود دوست اجتماعی دارند.   با گسترش روزافزون زندگی‌ها نیز دستخوش تغییرات گسترده شده است و انسان امروزی با حجم انبوهی از تغییرات در مواجه شده و در اثر رشد فزاینده و فرهنگی، ناهنجاری اجتماعی و روابط پنهانی نیز در بین خانواده‌ها گسترش پیدا کرده است. 💠 البته این روابط پنهانی با عناوین مختلف صورت می‌گیرد و خیلی از افراد در زندگی شخصی به خاطر این که سرپوش و توجیهی برای انجام کارهای خود داشته باشند، رفتار پنهانی را در قالب پدیده‌ای به عنوان دوست اجتماعی عنوان می‌کنند. 💠 به اعتقاد فرهنگی متاسفانه این پدیده در بین زنان و مردان متاهل گسترش یافته است به طوریکه موجب از هم پاشیدن می‌شود. ادامه دارد........ ما را به دوستانتون معرفی کنید. 👇👇👇 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❄️ مرکز فرهنگی ❄️خانواده ❄️آذربایجانشرقی ❄️
خلاصه داستان دلتنگ نباش💞 قسمت۴۹ 🍃از وقتی جریان جنگ سوریه مطرح شده بود روح‌الله مدام پیگیر رفتن بود.
خلاصه داستان دلتنگ نباش💞 قسمت۵۰ 🌺پنجشنبه ۱۹ شهریور خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کردند رسید. ناهار را که خوردن زینب از زیر قرآن ردش کرد. 🌱سوار آسانسور که شدند زینب دوربینش را درآورد روح‌الله خندید :"چه کار می کنی خانوم ؟" _می خوام عکس بگیرم ازت. 🌼روح الله ساکش را دنبال خود می کشید که زینب از رفتنش عکس گرفت. چشمان روح‌الله از خوشحالی میخندید.زینب گفت: " انشالله بری همین جوری خوشحالم برگردی." 🌸وقتی رسیدند روح الله گفت:" بیا پشت فرمون بشین من برم تو ببینم چه خبره امروز اعزام هست یا نه!" 🍃دلهره همه وجود زینب را گرفته بود. انتظار داشت این بار هم مانند دفعه قبل ماموریتش کنسل شود. سرش را روی فرمان گذاشته بود. 🍂صدای پای روح‌الله را شنید که به ماشین نزدیک میشد. قلبش تندتر از همیشه می زد.صدای در عقب ماشین‌ را که شنید، سرش را از روی فرمان بلند کرد و گفت:" رفتی روح الله؟" _ آره زینب، دارم میرم. 🍀ساکش را برداشت و زنگ زد به پدر خانم اش و گفت : "حاجی من دارم میرم همون جای دوری که میدونی. به زینب گفتم شنبه خودش را با اولین پرواز برسونه مشهد پیش شما." 🌾بعد هم رو کرد به زینب و گفت:" زینب جان،زندگی عادی و خودت رو داشته باش. برو ورزش .برو خونه خالت اینا. خونه نمون خیلی. برو برای خودت بچرخ." 🌸با هم خداحافظی کردند و زینب راه افتاد. از داخل آینه ماشین نگاهش می کرد.دید روح‌الله یک لحظه برگشت نگاهش کرد،بعد ساکش را کشید و رفت. 🍁برگشت خانه. این بار خانواده خودش هم نبودند که بخواهد تنهایی اش را با آنها پر کند.انگار در و دیوار خانه روح الله را صدا می کرد. هر کاری کرد نتوانست خانه را تحمل کند. 🥀رفت خانه مادرش آنجا هم کسی نبود اما از خانه خودشان بهتر بود.با اینکه میدونست روح‌الله گوشیش نبرده ناخودآگاه شمارش را گرفت. گوشی روح الله که در کیف خودش زنگ خورد،دلش لرزید. 🏵حس و حال غریبی داشت.شنبه روح‌الله زنگ زد گفت که رسیده است و حالش خوب است. باید زیر دو دقیقه با هم حرف می زدند.زینب فقط توانست از حال او باخبر شود و به او اطمینان دهد که فردا با هواپیما می رود مشهد. ⚡در راه فرودگاه فکرش آنقدر پیش روح‌الله بود که محکم به ماشین جلویی زد . چنان شوکه شد که نمی‌دانست باید چه کار کند. 🌾میان گریه اش ،گوشی اش را برداشت و به روح‌الله زنگ زد.گوشی روح الله که در ماشین زنگ خورد تازه یادش آمد روح الله نیست. گریه هایش بیشتر شد. 🌺شماره حسین را گرفت و گفت چه شده.حسین گفت:" ناراحت نباش الان زنگ میزنم دایی مجید." اما ناراحتی زینب از این چیزها نبود دوست داشت وقتی روح الله مأموریت، تمام زندگی را برایش حفظ کند. ماشین را سپرد به دایی و رفت مشهد. 📌ادامه دارد... 🌷اللّٰھـُــم عجِّل لِوَلیڪَ الفَرَجـ 🌷 ┄┅─✵💝✵─┅┄ 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ @markazfarhangekhanevade 🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐🌸࿐ ‌‌╲\ ╭``┓ ‌ ╭``🌸``╯ ┗``╯ \╲‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا