۱_کُنون چون به اردیبشت آمدی
به روزی که اُردَش* نوشت آمدی
۲_نگه چون به گفتارِ خویش آوری
به فرهنگ و آیین و کیش آوری
۳_ببینی زبانت پُر از گفتگوست
رُخِ واژگانت پُر از رنگ و بوست
۴_همه ریشه دارد زِ باغ بهشت
پُر از رنگ و آهنگ و نیکو سِرِشت
۵_چو بینی که فرهنگ و پیشینهات
خداوند و آیینِ دیرینهات
۶_ چه سان از پیِ روزگار آمدند
چه آسان از آموزگار آمدند
۷_هنرها و آموزههایِ کهن
ره و رهنمایان هر انجمن
۸_چه بودند و آغاز و پایانشان
چه شد در کجا شد تن و جانشان
۹_به یاد آور آنکس که اینها از اوست
که ایرانیان را از او آبروست
۱۰_کَسی کو جوانی و زور و زَرَش
بِداده پیِ مردم و کشورش
۱۱_اگر او نبود اینک "ایران🇮🇷" نبود
و یا "سرزمینِ دِلیران🇮🇷" نبود
۱۲_به تاریخ اگر بنگری سَر به سَر
نیابی از او مهربان تر پدر
۱۳_بخوان نامهاش تا که سوزان شوی
بر این تیرگیها فروزان شوی
۱۴_حکیم آنچه در دشتِ شهنامه کِشت
سراسر بهشت است و اردی بهشت
*اُرد؛ نامِ روزِ ۲۵ هر ماه در روزشمارِ باستانی ایران است
(۱۳۹۸/۰۲/۲۵)
(پارسی نویسی)
(۲۵ اردیبهشتماه روزِ بزرگداشتِ حکیم فردوسی)
_محمّد خیراللهی شاه کرمی
@MKHSH_69
۱_شَحنِهها با حُکمِ تُوقیفی، گُسیل اَز بُرجِ عَقل
رَگ به رَگ دَر مَن به دُنبالِ، تو اَند و جَلب و نَقل
۲_تا تو را دَر قَلبِ مَن، پِیدا و مَحبوسَت کُنَند
بَعد از اینَت رو به رو؛ با دَقّیانوسَت کُنَند
_محمّد خیراللهی شاه کرمی
@MKHSH_69
۱_اَز شُهرَتِ پَروانِه؛ پَشِّه به هَوَس اُفتاد
در طُوفِ نَخُستِ شَمع ؛ از تاب و نَفَس اُفتاد
(۱۳۹۹)
_محمّد خیراللهی شاه کرمی
@MKHSH_69
۱_قُلَّکِ تَن را بِشِکَن، گَنجِ دِل و جان بِسِتان
پوست و اُستُخوان بِدِه، روحی و رِیحان بِسِتان
(۱۳۹۹)
_محمّد خیراللهی شاه کرمی
@MKHSH_69
۱_مُشتِ احوالِ دِلَم، پیشِ خودم باز نشد
دلِ من با اَحَدی، غیرِ تو هَمراز نشد
_محمّد خیراللهی شاه کرمی
@MKHSH_69
۱_آمادهی رَفتن شو، تا وقتِ عبور آید
تنها خبرِ عشق است؛ هنگامِ ظهور آید
۲_دریا بِشِکافَد باز، کشتی بِنِشانَد باز
یکباره جهان بیند؛ سِیلی زِ تنور آید*
*حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَمرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ
تا زمانیکه هنگامهیِ "اَمرِ" ما آمد و تَنور فوران کرد/سورههود_آیه۴۰
_محمّد خیراللهی شاه کرمی
@MKHSH_69
۱_آنکه راهِ اَبرَهِه را؛ با اَبابیلی بُرید
"شاهدِ" این روزِگارَش، پایِ آشیلی بُرید
_محمّد خیراللهی شاه کرمی
@MKHSH_69