خیلی دوست دارم آدم مرموز و ساکتی باشم که یه نفر بیشتر از زندگیش خبر نداره،
ولی متاسفانه از اونایی ام که تو پنج دیقه تمام اسرارمو واس طرف میریزم رو دایره(=
ولی من نشستن پای درد و دل آدما رو دوست دارم،
شناختن آدما، همدردی کردن باهاشون و گوش شنوا شدن برای درداشون واقعا کار جالبیه..!
بدترین حس اینکه با دیدن ماگمم یاد مدرسه می افتم و بغض میکنم و دلم می خواد برم مدرسه ولی ازش فراری ام...💔