_خوبی؟
+ممنون تو خوبی؟
(نه خوب نیستم. نه اصلا خوب نیستم. قلبم داره پاره میشه حالم بده دلتنگی داره خفه م میکنه. مشکلاتم چنگ انداختن به گلوم شدن بغضی که جلو بقیه نمیتونم بشکونمش. میخوام بشینم ساعت ها زار بزنم، ولی باید بشینم پای دفترم بنویسم و بنویسم و اون وسطا به شوخی های بابام بخندم. دلم میخواست اون آدم بود تا ساعت ها باهاش حرف بزنم. تا بهش بگم چقد دوسش دارم. ولی...
غصه داره جونمو میگیره . هیچی سر جاش درست نیست. و من به خدا اعتماد دارم که یه روز درستش میکنه.. ولی تا اون موقع من شاید دیگه نتونم نفس بکشم... زندگی برام سخت شده. انگیزه هام داره یک به یک نابود میشه و من هیچ کسو ندارم. خوبم عزیزم خوبم...)