تو زندگیم همیشه عطیه هاتف بودم، میگفتم دیگه کمکت نمیکنم ولی بعد دلم میسوخت و دوباره خر میشدم🦦💘
″رایحه″
تو زندگیم همیشه عطیه هاتف بودم، میگفتم دیگه کمکت نمیکنم ولی بعد دلم میسوخت و دوباره خر میشدم🦦💘
منم می خوام عطیه هاتف باشم،من دکتر شریفی می خوام،اصلا به عشق قرار گرفتن تو همچین بیمارستانی با اون دکترا می خوام برم تجربی بخونم😁
5466354856144936705_600718423631703.mp3
زمان:
حجم:
505.2K
دل های ما حالا از غم شما در حال نابودیست،اما راه را باید ادامه داد..
+ شما پدر منو ندیدی ؟
- پدرت کیه پسرم؟
+ اونکه هرشب برایم غذا میآورد
- او دیگر نمیآید.
+ نه او باید بیاید، خبر خوشی براش دارم
- چه خبری پسرم ؟
+خبر مرگ علی،میدانم خوشحال میشود.
هرشب علی را نفرین میکردیم
- اوهم علی را نفرین میکرد؟
+ آری میگفت: خدایا مرگ علی را برسان.