eitaa logo
حضرت سخن
282 دنبال‌کننده
84 عکس
27 ویدیو
1 فایل
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟
مشاهده در ایتا
دانلود
سوگند به خدایی که محمد(ص) را به حق مبعوث کرد؛ سخت آزمایش میشوید!! مانند دانه‌ای که در غربال بریزند یا غذایی که در دیگ بگذارند؛ به هم خواهید ریخت و زیر و رو خواهید شد! فتنه _عدل‌‌موثق،علی‌علیه‌السلام نهج‌البلاغه،خطبه۱۶
یاعلی گفتم و بردند به معراج مرا؛ و هنوز عابد بیچاره سر سجادست... بسم رب علی
●آقا‌ی‌عالم‌امیرالمومنین(علیه‌السلام): هیچ چیز دردناک تر از این نیست! که ناچار شویم از تازه به دوران رسیده‌ای؛ کمک (مالی) طلب کنیم... غررالحکم،حدیث۷۱۰۶
●آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام): باطل پس از مدت ها سكوت؛ نعره می‌كِشد؛ مردم در شكستن قوانين خدا، دست در دست هم میگذارند، و در جدا شدن از دين متّحد مى‌گردند...! نهج البلاغه،خطبه۱۰۸
مردم کوفه؛ چرا شما را پیکر های بی‌روح و روح های بی‌جسم میبینم؟! چرا شما را عبادت کنندگانی بی صلاحیت بازرگانانی بدون سود‌‌، بیدارانی خفته، حاضرانی غایب از صحنه، بینندگانی نابینا، شنوندگانی کر، و سخن‌گویانی لال مشاهده میکنم؟!! علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام | نهج‌البلاغه،خطبه۱۰۸
اگر خسته جانی؛ بگو "یاعلی" بسم رب علی
و آن روز که دستشان به شما برسد؛ جز تعداد کمی از شما باقی نمیگذارند! مانند ته مانده غذایی اندک در تهِ دیگ... _ علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام نهج‌البلاغه،خطبه۱۰۸
●آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام): روزگاری خواهد آمد! که مردم به گناه افتخار میکنند؛ و از پاکدامنی تعجب میکنند....!! نهج‌البلاغه،خطبه۱۰۸
اِبن‌سِکّیت از علمای ادب عربی است، که در زمان متوکل عباسی (حدود ۲۰۰سال بعد از شهادت علی‌علیه‌السلام) استاد و معلم فرزندان متوکل بود. متوکل هم از او راضی بود. روزی از او پرسید: ابن‌سکیت! این دو فرزندم نزد تو محبوب ترند؛ یا حسنﷺ و حسینﷺ فرزندان علی؟! ابن‌سکیت وقتی این مقایسه را شنید سخت برآشفت به هم ریخت، و خونش به جوش آمد! گفت: به خدا قسم که قنبر، غلام علی؛ به مراتب از این دو فرزند و پدرشان، برتر است. متوکل دستور داد: زبانش را از پشت گردنش درآوردند... | وفیات‌ابن‌خلکان،ج۶،ص۴۰۰
با توجه به این همه خطرات؛ روش های گمراه کننده، شما را به کجا میکشاند؟! تاریکی ها و ظلمت ها تا کِی شما را متحیر میکنند؟! دروغ پردازی ها تا چه زمانی شما را میفریبد؟! علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام | نهج‌البلاغه،خطبه۱۰۸
عمار شهید شده بود. نیمه‌های شب بود که امیرالمومنین‌علیه‌السلام همینطور که میان کشته شده‌ها قدم‌ میزد، به‌ پیکر او رسید. اشک میریخت و میفرمود: ای مرگ؛ دیگر چقدر تحمل جدایی و دوری دوستان؟! تو که برای دوستان، دوستی باقی نگذاشتی، میبینم که دوستان را خوب میشناسی، و با دقت آنان را گلچین میکنی... کفایه الاثر،ص۱۲۲
اگر هنوز نمُرد‌ه‌اید، یعنی رسالتی را که برایش آفریده شده‌اید؛ انجام نداده‌اید!