●آقا امیرالمومنین(علیهالسلام):
روزگاری خواهد آمد!
که مردم به گناه افتخار میکنند؛
و از پاکدامنی تعجب میکنند....!!
نهجالبلاغه،خطبه۱۰۸
اِبنسِکّیت
از علمای ادب عربی است،
که در زمان متوکل عباسی
(حدود ۲۰۰سال بعد از شهادت علیعلیهالسلام)
استاد و معلم فرزندان متوکل بود.
متوکل هم از او راضی بود.
روزی از او پرسید: ابنسکیت!
این دو فرزندم نزد تو محبوب ترند؛
یا حسنﷺ و حسینﷺ فرزندان علی؟!
ابنسکیت وقتی این مقایسه را
شنید سخت برآشفت به هم ریخت،
و خونش به جوش آمد!
گفت: به خدا قسم که قنبر، غلام علی؛
به مراتب از این دو فرزند
و پدرشان، برتر است.
متوکل دستور داد:
زبانش را از پشت گردنش درآوردند...
| وفیاتابنخلکان،ج۶،ص۴۰۰
با توجه به این همه خطرات؛
روش های گمراه کننده، شما را به کجا میکشاند؟!
تاریکی ها و ظلمت ها تا کِی شما را متحیر میکنند؟!
دروغ پردازی ها تا چه زمانی شما را میفریبد؟!
علیبنابیطالبعلیهالسلام
| نهجالبلاغه،خطبه۱۰۸
عمار شهید شده بود.
نیمههای شب بود
که امیرالمومنینعلیهالسلام
همینطور که میان کشته شدهها
قدم میزد،
به پیکر او رسید.
اشک میریخت و میفرمود:
ای مرگ؛ دیگر چقدر
تحمل جدایی و دوری دوستان؟!
تو که برای دوستان،
دوستی باقی نگذاشتی،
میبینم که دوستان را
خوب میشناسی،
و با دقت آنان را گلچین میکنی...
کفایه الاثر،ص۱۲۲
کسی که به چند نوع کار، دل بدهد،
رغبت خود را از دست میدهد!
و در نهایت خسته میشود...
_ اولروانشناسعالم، علیعلیهالسلام
کنزالفوائد،ج۱،ص۳۴۹
آقا امیرالمومنینعلیهالسلام:
تاریخ مومنان پیش از خود را مطالعه کنید.
اکثر " مومنان " در گذشته
کسانی بودند که
با گرفتاری زندگی میکردند!
نهجالبلاغه،خطبهقاصعه
از طرفداران عثمان بود.
در جنگ جمل هم شرکت نکرده بود.
در صفین هم
با اکراه واجبار شرکت کرده بود.
امیرالمومنین علیهالسلام خطبه میخواند.
ناگهان از میان جمعیت برخاست.
به حضرت گفت:
به نظر شما این جنازه هایی که
در اطراف عایشه و طلحه و زبیر دیده میشود،
به چه دلیل کشته شدهاند؟!
حضرت فرمود:
به این دلیل که
شیعیان و کارگزاران مرا کشتند!
من از آنها خواستم که قاتلین
برادرانم را از میان آن گروه
به من تحویل دهند تا آنها را
به قصاص آن کشته ها برسانم؛
سپس کتاب خدا میان
من و آنها حاکم باشد،
اما آنان نپذیرفتند؛
و با این که هنوز بیعت من
و خون نزدیک به هزار نفر از شیعیانم
به گردن آنها بود،
به جنگ با من برخاستند؛
و من بدین خاطر آنها را کشتم.
_ تو در این موضوع تردیدی داری؟!
گفت: قبلا تردید داشتم اما الان
حق را شناختم و اشتباه آن گروه
برایم روشن شد.
الحق که تو هدایت یافته
و کار درستی...
علیحقومعالحق
| الامالیشیخ مفید،صفحه۱۲۸
و اما حق و باطل؛
"همیشه" وجود دارند،
و هر کدام، طرفدار خودشان را دارند...
_ حقمجسم، علیعلیهالسلام
غررالحکم،حدیث۳۳۳۳