در خلافت امیرالمومنینعلیهالسلام
به آن حضرت گزارش رسید
که در مسیر راه ها
بعضی از مردان و زنان
رعایت حریم عفت را نمیکنند
بسیار برآشفت و ناراحت شد.
در میان مردم سخنرانی کرد
و در خطبه ای به آنها فرمود:
نبّئت انّ نسائکم
یُدافعنَ الرّجال فی الطّریق،
_ اما تَستَحیون؟!
_ " لَعَن اللّه مَن لایُغار"
به من خبر رسیده است که
زنان شما در مسیر راهها
با مردان تنه به تنه میشوند!
آیا حیاء نمی کنید؟!
• خداوند لعنت کند کسی را که
غیرت به خرج نمیدهد...
| وسائلالشیعه،ج ۱۴،ص۱۷۴
جمعی از قریش نزد پیامبراکرم
نشسته بودند.
در همین حین امیرالمومنین رسید.
پیغمبر نگاهی به مولا انداخت و فرمود:
یا علی؛
همانا مثَل تو در این امت،
مانند حضرت عیسی بن مریم است!
زیرا:
• عده ای او را بسیار دوست داشتند
و افراط در دوستی او نمودند و هلاک شدند؛
• عده ای نیز با او دشمنی کردند
و هلاک شدند.
_ اما عده ای پیرو او بودند،
پس نجات یافتند...
شیعه
| بحارُالانوار،ج۲۵،ص۲۶۴
فرمود: معاویه؛
نامه نوشته ای که برای من و یارانم
پاسخی جز شمشیر نداری!
به راستی که در اوج گریه،
انسان را به خنده وا میداری!
• فرزندان عبدالمطلب را کجا دیدی
که پشت به دشمن کنند؛
و از شمشیر بهراسند؟!
کمی صبر کن
هماورد تو به میدان می آید
به زودی آنچه میجویی تو را بجوید
و آنچه از آن میگریزی،
در نزدیکی خود خواهی یافت...
اشجعالناس،علیعلیهالسلام
نهجالبلاغه،نامه۲۸
به همراه قنبر در مسجد کوفه بودند.
قنبر متوجه نماز فردی شد،
که بسیار زیبا نماز میخواند!
و تحت تاثیر نماز او قرار گرفت.
امیرمومنانعلیهالسلام متوجه شد؛
فرمود: آرام باش قنبر!
به خدا سوگند؛
اگر کسی به ولایت ما اهل بیت
یقین داشته باشد؛
به مراتب بهتر از آن است
که هزار سال عبادت کند!!
اگر بنده ای هزار سال عبادت کند
و عمل ۷۲ پیامبر داشته باشد؛
تا زمانی که "ولایت" ما را نداشته باشد
خداوند از وی نخواهد پذیرفت؛
مگر اینکه به ولایت ما "معرفت" داشته باشد.
ولیالمومنینعلیعلیهالسلام
| جامعالاخبار،ص۱۷۸
شریح قاضی در زمان عمَر منصوب به قضاوت بود.
در قضاوتی به مشکل برخورد،
نزد عمر رفت، عمر هم فکری کرد
و دید نمیتواند قضاوتی بکند(مثلهمیشه)
اصحاب هم نتوانستند مشکل را برطرف کنند.
آخر کار خود عمر گفت:
من مَردی را میشناسم
که حلال مشکلات است!
" اَینَ ابوالحَسَن مُفرََّجُ الکَرب "
کجاست ابوالحسن؟!
همان برطرف کنندهی غصه ها...
اگرخستهجانیبگویاعلی
| بحارالانوار،ج۴۰،ص۲۳۴
ای کمیل؛
گناهی که بخشیده نمیشود:
ظلمِ بندگان به یکدیگر است!
• و خداوند تقاص بندگانش را از یکدیگر میگیرد...
عدلموثقعلیعلیهالسلام
کافی،ج۲،ص۴۴۳
دربارهی کلمهی " حَنّان "
که از اسماءالهی است از مولا سوال شد.
فرمودند: حنان یعنی؛
• خدا اقبال میکند!
_خداوند رو میکند به بنده ای
که به او پشت کرده است...!
خدایعلی
مجمعالبحرین،طریحی
اگر شبهای دنیا
با مصیبتهای جانگداز سپری شده؛
سحرگاهان با نعمت و عافیت بازگشته است!
• تا اینگونه هم مایه " بیم " باشد،
• هم " امید " آفرین و نوید بخش...
_ آقایزاهدین،علیعلیهالسلام میفرمود.
تحفالعقول،ص۱۸۶